تبليغاتX
شهروند امروز
 
يك خميني، دو خميني - محمدعلي ‌زم

در اواخر عمر رژيم صدام هيمنه پول عراق همچون ديگر عناصر ملي اين كشور از نظر ارزش و اعتبار فروريخت و شكل ظاهري اسكناس‌هاي عراقي، نظير كپي كاغذهاي تك رنگ آبي بود. در دو سفري كه در آن روزگار به عتبات داشتم شاهد ولع بيش از حد مردم عراق نسبت به اسكناس‌هاي صد، دويست، پانصد توماني ايراني بودم در اين ميان اسكناس يك‌هزار توماني سبز ايراني، سلطان اسكناس‌هاي ايراني به حساب مي‌آمد و در زبان عراق به «واحد خميني»، «يك خميني» نامگذاري شده بود. از نظر عراقي‌ها، اين برگ سبز ايران علاوه بر برخورداري از ارزش‌هاي اعتباري از نظر طراحي، رنگ‌بندي، كادربندي، جنس و اندازه كاغذ جذابيت فوق‌العاده و صلابت چشمگيري داشت به‌نحوي‌كه حتي عناصر اطلاعاتي، بعثي عراق هم به‌رغم ضديت و حساسيت نسبت به نام – امام – خميني، نسبت به پذيرفتن نام «واحد خميني» و استفاده از آن در معاملات رايج خود اشتياق نشان مي‌دادند، بهترين هديه ايراني‌ها به عراقي‌ها دادن «يك خميني» به ازاي خريدهايشان بود.

در ماه‌هاي اخير كه سفر مجددي نصيبم شد، اوضاع كنوني عراق را در مقايسه با سال‌هاي پاياني عمر صدام، حداقل صد سال ويران‌تر، وامانده‌تر و عقب‌افتاده‌تر ديدم در بين همه خرابي‌ها، تداوم ناثباتي پول عراق و رفتار سخيف و سبك عراقي‌ها با پول ملي‌شان بود، به‌رغم بهبود ظاهري اسكناس‌هاي عراقي، بي‌رمقي و بي‌اعتباري ارزش آن، همچون گذشته «در نزد عراقي‌ها – مداومت داشت و در معاملات روزانه اسكناس‌هاي ايراني را بر آنها ترجيح مي‌دادند. آنچه جلب توجه مي‌نمود منزلت ويژه «چك‌پول‌»هاي بيست، پنجاه، صد، دويست و پانصد هزار توماني، بين شهروندان عراقي بود، عراقي‌ها به‌دور از بهانه‌تراشي‌ها، ترديدها، نق‌نق‌ها و غرغرهاي تأسف‌بار بانك‌هاي ايراني در برخورد با دارندگان با چك‌پول‌هاي داخلي همه چك پول‌هاي ايراني به هر رقم و متعلق به هر بانكي را بدون درج اسم و تلفن و آدرس ...! مي‌پذيرفتند و نسبت به آن علاقه خاصي نشان مي‌دادند. در آنجا آرزو كردم اي‌كاش چنين رفتار و پديده‌اي در ايران رخ بنمايد.

بي‌ترديد اقدام بانك مركزي در ممنوع كردن چاپ و جمع‌آوري چك‌پول‌هاي متفرقه بانك‌ها و جايگزين ساختن چك‌پول‌هاي جديد، اقدامي صد درصد درست، پسنديده و اقتصادي است و سرآغاز تقويت رواني و اعتباري «چك‌پول»‌هاي ايراني خواهد بود. اما چاپ چك‌پول‌هاي جديد بانك مركزي با سهل‌انگاري‌هايي همراه است كه از جمله آن مي‌توان به موارد زير اشاره نمود:

1- پول ملي، نظير پرچم و سرود ملي، نماد اقتدار فرهنگ و هويت ملي هر جامعه است. بايد در طراحي و چاپ آن به اصول روانشناسانه ملي توجه شود به نحوي كه هر شهروندي در برخورد و نگهداري آن احساس سمپاتيك نشان دهد. همچنين پول ملي در دايره حكمت پرچم و سرود ملي است و نبايد دستخوش تنوع زياد و تغيير پي‌درپي شود. كشورهايي نظير آمريكا، ژاپن، كانادا، انگليس و... كه بر توسعه اقتدار ملي خويش، تلاش و تاكيد زياد دارند، براي حفظ ثبات ظاهري و اعتباري و زيبايي‌شناسي اسكناس‌ها و مسكوكات خويش اصرار فوق‌العاده‌اي نشان مي‌دهند. تغيير دولت‌ها و ساختارهاي سياسي و اقتصادي در اين كشورها سبب و بهانه‌اي براي تغيير پول آنها نمي‌شود.

2- اندازه و جنس كاغذ «ايران‌چك»‌هاي جديد مطلوب نيست، حتي از هزار و دو هزار توماني‌هاي موجود كوچك‌تر و نامرغوب‌تر است.

3- نمادهاي ايراني و اسلامي طراحي شده از نظر هنري، كليشه‌اي، تكراري و فاقد نوآوري – در سال نوآوري و شكوفايي – است در چك‌پول پنجاه‌ هزار توماني، احتمالاً نمادي از حرم مطهر رضوي و در چك‌پول صد هزار توماني، نمادي از تخت‌جمشيد طراحي و در بالا جمله «آثار تاريخي كشور جزو مفاخر ملت ايران است»

درج گرديده است. اين جمله بديهي و واضح از نظر مفهوم به‌خاطر عدم ذكر منبع، فاقد اعتبار فرهنگي شده است. با توجه به شباهت اكثر تصاوير اماكن مذهبي ايران به يكديگر، اگر زاويه و وجه مشخص‌تري از حرم رضوي براي نقاشي انتخاب و يا حداقل با درج جمله‌اي در معرفي تصوير به اندازه تصوير تخت‌جمشيد (در قطعه صد هزار توماني) براي اين بارگاه شريف اهتمام، نشان داده مي‌شد بهتر مي‌شد. آيا حرم رضوي، جزو آثار تاريخي و مفاخر ملت ايران نيست؟ اگر هست (كه هست) حداقل جمله مندرج بر تصوير تخت‌جمشيد مي‌توانست در اين تصوير هم تكرار شود. تا چنين تلقي نشود كه از نظر دست‌اندركاران طراحي و انتشار فقط آثار به‌جاي مانده از دوره تاريخي پيش از اسلام، جزو آثار تاريخي و مفاخر ملت ايران است!! آيا درج تصوير حرم رضوي – مذهبي – در قطعه پنجاه هزار توماني و تصوير تخت‌جمشيد – ملي – در قطعه صدهزار توماني، از نظر ارزشي، براي مخاطب، حامل پيامي است؟! آيا اساساً تاكيد بر تفكيك تصاوير ملي و مذهبي در يك قطعه با استراتژي كلان انديشه «ايران اسلامي» سازگار است؟

4- انتخاب رنگ‌هاي متمايل به بنفش و قهوه‌اي كه جزو رنگ‌هاي بي‌روح و مرده است، اين اوراق بهادار ملي را فاقد جذابيت كرده است. در نماد اقتدار ملي بايد از مزيت رنگ‌هاي اصلي، زنده، شاداب و همه پسند، استفاده شود، رنگ‌هاي سبز، سفيد و قرمز كه جزو رنگ‌هاي ممتاز، پرمفهوم و تأثيرگذار است و در روانشناسي مذهبي – ملي ما ايرانيان ِشكوه و سترگ به حساب مي‌آيد و در ديرباز در انتخاب آن به عنوان رنگ‌هاي پرچم ملي دقت لازم صورت پذيرفته است.

5- پشت هر دو قطعه پنجاه و صد هزار تومان خالي از محتوا و پيام است. از اوراق مالي به‌دليل قابليت نقل و انتقال بالايشان مي‌بايست به عنوان سفيران فرهنگي – ملي استفاده شود، اين اوراق به جاهايي مي‌رود و در دست كساني مبادله مي‌شود، كه شايد مخالف صد درصد نظام اسلامي باشند و هيچيك از پيام‌رسانان رسانه‌اي نظام اسلامي به آنجا راه ندارند، درج جمله‌اي استراتژيك از انديشه انقلاب اسلامي و يا تصويري از يكي از پديده‌هاي دوره جمهوري اسلامي نقش پيام‌رساني اين اوراق را آشكار مي‌سازد. هيچيك از دو تصوير انتخابي – تخت‌جمشيد  و حرم رضوي، مربوط به دوره جمهوري اسلامي نيست، حال آن‌كه، اين اوراق، متعلق به اين دوره است.

روي دلارهاي آمريكايي اين جمله نوشته شده است: «ما به خدا توكل كرده‌ايم» در حالي كه ما كه خود را ديني‌ترين كشور هستي و از همه ملت‌هاي جهان خود را به خدا نزديك‌تر مي‌دانيم، از به‌كارگيري صحيح اين مفاهيم روي آثار ملي‌مان نظير اسكناس، احساس شرمساري مي‌كنيم!

6- در هر دو قطعه پنجاه و صد هزار توماني،‌ تصوير دو روي پرتره معمم و داراي محاسن چاپ شده كه هيچ شباهتي به چهره امام‌خميني كه در ماده 5 قانون برنامه توسعه چهارم بانك مركزي موظف به چاپ تصوير حضرتشان روي اسكناس‌ها شده است، ندارد. درج نام صاحب تصوير مي‌توانست از اين چهره ابهام‌زدايي كند.

7- بانك مركزي خواسته يا ناخواسته، «ايران‌چك»هاي جديد را شبيه اسكناس و در قطع اسكناس دلار آمريكايي چاپ كرده است. اگر بانك مركزي اقدام خود را قرين جسارت و دقت بيشتري كرده بود و ايهام و سردرگمي بين چك پول و اسكناس را برطرف مي‌كرد، تأثير مثبت‌تري از اقدام خود به جاي مي‌گذاشت.

8- درج مشخصاتي نظير امضاي خريدار، امضاي واگذارنده، مشخصات دريافت‌كننده وجه علاوه بر اين‌كه شأن اين اوراق را در حدّ «يك بار مصرفي» تنزل داده است، زائد و تشريفاتي به‌نظر مي‌رسد، در بزنگاه‌هاي تبادل اين اوراق بين مردم، آنجا كه دسترسي به شناسنامه، كارت ملي و ساير مشخصات واقعي مبادله‌كنندگان وجود ندارد، تشريفاتي بودن آن بيشتر آشكار مي‌گردد و اگر نوشتن شرط قطعي و رسمي مبادلات در بين مردم باشد، آنجا كه ممكن است در يك روز ده مرتبه اين مبادله صورت پذيرد، ببينيد نوشتن اين همه مطلب در هر مبادله اين اوراق را با چه وضعي مواجه مي‌كند؟ اساساً بانك مركزي كه متولي حقوقي چاپ اسكناس است بايد تدبيري اتخاذ كند كه زمينه دست بردن و نوشتن روي چنين اوراقي توسط شهروندان ممكن نباشد و هر نوع نوشته و قلمزني بر روي اسكناس را دليل باطل شدن آن اعلام كند، در اين صورت هم از هزينه‌هاي زائد از دور خارج كردن و چاپ مجدّد اسكناس كاسته مي‌شود، هم به‌تدريج نمادهاي ملي از احترام ويژه برخوردار خواهند شد.

9- درج عدد 50 و 100 با رنگ سبز و به حروف لاتين روي برگ‌هاي منتشره نشان چيست؟ آيا زمينه حذف سه و چهار صفر از پول ملي نيست؟! متأسفانه در ساليان اخير به‌خاطر افت ارزش پول ملي در برخي طبقات جامعه، يك ميليون تومان، يك تومان و در برخي ديگر يك ميليارد تومان و يك تومان در طبقه، خيلي از ما بهتران ده ميليارد تومان بمنزله يك تومان تلقي و خوانده مي‌شود، حذف سه يا كمتر و بيشتر صفر از پول‌ ملي، فقط نشان پذيرفتن ضعف و كاستن ارزش پول ايراني است و اين كه در دنيا كشورهايي نظير تركيه و افغانستان فاقد سرمايه و پشتوانه‌اي نظير نفت هستند مبادرت به چنين كاري كرده‌اند، محمل صحت اين اقدام نخواهد بود. اقتصاد بالقوه ايران، هيچگاه نظير كشورهاي كاهش‌دهنده صفرهاي ملي‌شان نمي‌باشد، فعل ضعيف دولت‌مردان برنامه‌ريز و ناكارآمد، اقتصادي است كه شرايط تحميل حذف و تبديل ريال به تومان را بر پول ملي فراهم كرده است.

10- ابّهت پول ايراني در چاپ اين دو اسكناس ناديده گرفته شده و حتي به اندازه هيبت برگ سبز و آبي يك و دو هزار توماني هم، نيست.

شتابزدگي، سهل‌انگاري و شلختگي حاكم بر آن، در نگاه نخست هر مسلمان و ايراني را شگفت‌زده مي‌كند. با راه پيدا كردن اين پول‌ها به كشور همسايه عراق روزنه توسعه اصطلاح، «خميني خميني»، «مأئه خميني» هم كور خواهد شد.

بانك مركزي گرچه يك سازمان مستقل پولي – اقتصادي كشور است، اما برخي اقدامات آن نظير چاپ اسكناس، يك اقدام فراسازماني فرهنگي و اجتماعي است كه بايد در انجام آن از همه بنيه كارشناسي، ظرفيت نخبگي فرهنگي و خبرگان روانشناسي اجتماعي – ملي كشور استفاده و از مشورت و بهره‌مندي ايشان دريغ نورزد، اساتيد و فرهيختگان روانشناس و ارگان‌هاي فرهنگي نظام، بايد بيش از ديگران سهم‌ خواه، تأثيرگذاري خود در پول ملي باشند و مردان بزرگ دولت نهم كه خود را بيش از گذشتگان اسلام‌خواه و طرفدار اجراي اسلام، تحقق شعارهاي اسلامي و اعلاي نشان‌هاي ديني مي‌دانند بايد بيش از گذشتگان از فرصت چاپ اسكناس و مسكوكات ملي، در جهت هدف‌هاي ايدئولوژيك، آرمان‌هاي اسلامي و آرزوهاي استراتژيك «عدالت‌خواهانه» و «انتظارواره» خود بهره بگيرند، آيا ضرب سكه و چاپ اسكناسي به‌نام حضرت صاحب‌الامر كه غايت هستي كون و مكان و موعود منتظر همه مذاهب الهي و اديان باستاني است، براي منتظران جهاني حضرتش زيبنده و غرورآفرين نيست؟!

یکشنبه 17 شهریور1387 ساعت 18:9 توسط شهروند امروز | موضوع: كلوپ |