نيمه اول نااميدكننده بود. شماره هشت در زمين حتي ناي راه رفتن هم نداشت. تيم ملي، جام ملتها را متزلزل شروع كرده بود و در همان شروع نيمه اول تيم با يك گل عقب افتاد و درست در شرايطي كه همه انتظار معجزه از جادوگر داشتند، او در زمين محو بود.
نيمه دوم اما اوضاع تغيير كرد. تيم بازي را برگرداند و كريمي هر چند نقش مهمي در اين پيروزي نداشت، بهتر بازي كرد. او بهتر شد تا شب شيرين تلخ نشود. بازي با ازبكستان صدمين بازي ملي كريمي بود. او حالا دومين مليپوش تاريخ ايران است كه به باشگاه صدتاييها پيوسته. قبل از او تنها دايي به اين عنوان رسيده بود و مهدويكيا هم در بازي با چين به صف صدتاييها اضافه ميشود. كريمي حالا پس از دايي كه در همه اين سالها بزرگترين دشمنش در تيم ملي بوده به ركوردي پراهميت رسيده. او تنها 28 سال دارد و حتي اين بخت را خواهد داشت كه به ركورد بازيهاي ملي دايي نزديك و نزديكتر شود.
تمام هفته قبل هر بار خبري از مالزي ميرسيد محتوايش اين بود: «باور كردني نيست كه كريمي اين همه در تمرين تيم مسووليتپذير شده.» او در آستانه بازي صد، متفاوت از هميشه شده بود. ديگر خبري از اخمهاي درهم شماره هشت در تمرين نبود. او شوخي ميكرد، ميخنديد، با بچههاي جوانتر گرم ميگرفت. به قلعهنويي كمك ميكرد و…
همه اتفاقاتي كه باورشان براي همه سخت بود؛ اينكه بداخلاقترين مليپوش ايران با همه حاشيههايش در جامجهاني، اينگونه بازيكني در خدمت تيم شده؛ بازيكني كه در برقراري نظم در تمرينات تيم ملي كمك بزرگي براي امير قلعهنويي شده است. به بهانه صدمين بازي ملي علي كريمي گفتوگويي با شماره هشت جادويي تيم ملي انجام داديم.
پيدا كردن كريمي كاري دشوار است اما حرف زدن با او حتي از راضي كردنش به مصاحبه دشوارتر. با اين وجود علي كريمي سرانجام حاضر شد ساعتي از وقتش را در مالزي به ما بدهد.آنچه در ادامه ميخوانيد حاصل اين گفتوگوي تلفني است.
بازي شماره 100 چيزي نمانده بود كه تلخ شود؟
شرايط آب و هوايي اصلا خوب نبود. رطوبت باعث شده بود حتي نفس كشيدن سخت باشد.
همه انتطار داشتن در اين بازي گل بزنيد؟
من هميشه سعي ميكنم در تيم ملي خوب بازي كنم و بتوانم گل هم بزنم. فرقي ندارد كه در كدام بازي باشد. مهم اين است كه بازي را برگردانديم. آنها خوب بازي ميكردند و چيزي نمانده بود به مشكل بخوريم. خوشحالم كه در نيمه دوم از شوك خارج شديم و بازي را دو بر يك برديم.
حالا كريمي صدمين بازي ملي را تجربه كرده. بازي صدم چه احساسي دارد؟
مثل همه بازيهاي ديگر است، فقط نشان ميدهد كه سن و سال آدم بالا ميرود.
بسياري از نزديكان به تيم ميگويند كريمي بيشتر از هميشه در خدمت تيم ملي است؟
من هميشه سعي ميكنم با تمام توانم در خدمت تيم باشم. حالا هم چون يكي از بزرگترهاي تيم هستم سعي دارم اگر كاري از دستم بربيايد براي تيم ملي انجام دهم.
حالا پس از بازي با ازبكستان فكر ميكني تيم ملي قهرمان ميشود؟
كار سختي است اما تيم ما هم تيم خوبي است و ما تلاشمان را ميكنيم.
آقاي كريمي! بهتر است از بايرنمونيخ شروع كنيم كه پيوستن به اين تيم مهمترين اتفاق زندگي ورزشي شما بود.
بايرن در مجموعه تجربه خوبي بود و چيزهاي زيادي ياد گرفتم كه به دردم ميخورد.
شما روزهاي خوبي را در آلمان پشت سر گذاشتيد، با اين حرف موافقيد؟
منظور شما را به خوبي فهميدم، منظورتان اين است كه در بايرن به اندازه كافي بازي نكردم ولي فقط نبايد به اين موضوع نگاه كرد. من در يكي از سختترين ليگهاي اروپايي بازي كردم و به نظر خودم تجربه خوبي بود. البته عدهاي فقط به بازي كردن توجه ميكنند و بر همين اساس معتقدند كه عملكرد ضعيفي در بايرنمونيخ داشتم.
به هر حال همه چيز در بازي كردن خلاصه ميشود.
ببنيد، من خيلي خوب تمرين ميكردم و برخلاف پيشبينيها در فوتبال سخت آلمان طاقت آوردم. اكثر مواقع وقتي از تمرين برميگشتم فقط دوست داشتم بخوابم و هيچ وقت كم نياوردم ولي ماگات كمتر فرصت بازي به من ميداد و كاري هم از دستم ساخته نبود.
به نظر ميرسيد كه پس از مدتها نيمكتنشيني ديگر انگيزهاي براي بازي و تمرين كردن نداشتيد.
خير، در فوتبال حرفهاي آلمان اين مسائل به هيچ عنوان جا ندارد. مربيان هميشه روي بازيكنان ديدگاه خاصي دارند و به ندرت پيش ميآيد كه نگاه آنها عوض شود. ماگات هم درون خود به اين نتيجه رسيده بود كه مرا از ابتدا در تركيب قرار ندهد و اكثرا به عنوان يك بازيكن ذخيره وارد زمين ميشدم.
در اوايل حضورتان در بايرن، نويسنده مجله كيكر در گزارشي نوشته بود كه علي كريمي برف زمستان مونيخ را نميبيند.
مطبوعات آلمان با بازيكنان ايراني رابطه خوبي ندارند، من دو سال در بايرن بازي كردم و برف مونيخ را هم ديدم. قضاوت كردن از راه دور درست نيست، بايد ميديديد كه من چه تمرينات سختي را در بايرن پشت سر گذاشتم تا نظر مربيان را جلب كنم ولي فايدهاي نداشت.
ولي اين اواخر هيستفلد به تو بازي داد.
اكثر بازيكنان در خط هافبك مصدوم بودند و به همين دليل فرصت بازي به من رسيد. در چند بازي آخر خيلي خوب كار كردم و هيستفلد از عملكردم راضي بود ولي زمان جدايي فرا رسيد و در نهايت بايرن را ترك كردم.
براي كريمي، بايرن مونيخ خاطرات خوشي خواهد داشت؟
ببينيد، طي مدت حضورم در بايرن هيچ مشكلي با مسوولان و مربيان باشگاه نداشتم و نوع ديگري از فوتبال را تجربه كردم. فوتباليست نبايد انتظار داشته باشد كه تمامي اتفاقات طبق خواسته او رقم بخورد، به هر حال نيمكتنشيني براي هر بازيكني به وجود ميآيد و من از اين موضوع ناراحت نيستم. باز هم ميگويم كه حضور در بايرنمونيخ تجربه خوبي بود.
اگر زمان به عقب بازگردد و از بايرن پيشنهاد داشته باشيد، باز هم اين تيم را انتخاب ميكنيد؟
به هيچ عنوان نميتوانم پاسخي براي اين سوال داشته باشم، چون زمان هيچوقت به عقب بازنميگردد و من هم فقط يك بار در اين شرايط قرار گرفتم. هنوز هم معتقدم كه تصميم درستي گرفتم ولي شرايط طبق خواستههايم پيش نرفت.
آن زمان خيليها گفتند كه شيوه بازي كريمي به فوتبال آلمان نميخورد. قبول داري كه بهتر بود ديگر ليگهاي اروپا از جمله اسپانيا را امتحان ميكردي؟
من يك فوتباليست دريبلزن و تكنيكي هستم و قبل از اين انتخاب فكر ميكردم كه ميتوانم خصوصيات بازيام را به آلمانيها تحميل كنم ولي اينطور نشد. در زمين فقط بايد ميدويدم و پاس ميدادم و اين آزاردهنده بود. شايد اگر ليگ اسپانيا را انتخاب ميكردم شرايط فرق ميكرد ولي از رفتن به بايرن مونيخ پشيمان نيستم.
فكر ميكنيد كه در بايرن مستحقق نيمكتنشيني بوديد؟
چند بار دچار مصدوميت شدم كه اين موضوع لطمه زيادي به من زد ولي زماني كه در اوج آمادگي قرار داشتم، ميتوانستم به تيم كمك كنم. دوست داشتم دريبل بزنم ولي دست و پايم بسته بود، اگر اين محدوديتها را نداشتم مطمئن باشيد كه يكي از بهترينهاي بايرن ميشدم.
بهتر نبود در اين مورد با مربيان حرف ميزديد تا آزادي عمل بيشتري به شما بدهند.
آنها دريبل زدن را دوست نداشتند و صحبت كردن هم بيفايده بود. به نظر من بازيكنان تكنيكي ميتوانند شكل فوتبال آلمان را عوض كنند ولي اين فرصت به آنها داده نميشود.
شما در ارائه بازي دلخواه خود محدوديت داشتيد و اغلب هم نيمكتنشين بوديد، با اين شرايط باز هم از دو سال حضور در بايرن مونيخ راضي هستيد؟
بله، راضي هستم چون پيراهن يكي از بزرگترين باشگاههاي دنيا را بر تن كردم و با بايرن قهرمان بوندسليگا شدم. من ايدههاي خاص خودم را دارم و از اتفاقاتي كه براي من در اين تيم افتاد ناراحت نيستم.
پس از پايان قرارداد با بايرن مونيخ، از ليگ اسپانيا پيشنهاد داشتيد ولي قبول نكرديد.
ديگر دوست نداشتم در اروپا فوتبالم را ادامه دهم و به همين دليل قطر را انتخاب كردم كه نزديك ايران است و ديگر از خانوادهام دور نيستم.
ميگويند شما يك فوتباليست تنبل هستيد كه از كارهاي سخت فرار ميكنيد؟
زياد به اين حرفهاي بياساس فكر نميكنم چون كساني كه اين حرفها را ميزنند به اندازه كافي اطلاعات ندارند. اگر تنبل بودم پيشنهاد تيمي مثل بايرن مونيخ را قبول نميكردم، در ضمن اين برايم جاي سوال دارد كه بر چه اساسي اين حرفها را ميزنند. من فوتباليست بيتفاوتي نيستم كه در زمين راه بروم يا به خوبي تمرين نكنم.
بعضيها معتقدند كه علي كريمي آدم انتقادپذيري نيست.
ببينيد، من زياد اهل روزنامه خواندن نيستم چون اكثر روزنامهها فقط به دنبال حاشيه هستند تا بيشتر فروش كنند. در سالهاي اخير ديگر نقد سازندهاي وجود نداشته و همه به دنبال اهداف خاص خودشان هستند، در صورتي كه در گذشته فوتبال از دريچه فني مورد نقد قرار گرفت. الان همه ميخواهند براي بازيكنان حاشيه درست كنند يا رابطهها را خراب كنند.
شما زياد بدبين هستيد و اين حرفها در مورد همه روزنامهنگاران صدق نميكند.
شايد عده معدودي باشند كه ديدگاه خاص خودشان را دارند ولي من جريان كلي مطبوعات را ميگويم و خودتان هم ميدانيد كه همه چيز در روزنامهها به حاشيه ختم ميشود.
قبول داريد كه در زمين بازي ساكن هستيد و بعضي مواقع هم زياد دريبل ميزنيد؟
من معتقدم كه فوتباليست بايد نيرويش را در طول 90 دقيقه تقسيم كند، به همين خاطر دليلي ندارد كه 90 دقيقه كامل در زمين بدوم. در مورد دريبل زدنم هم قبول دارم كه بعضي مواقع زيادهروي ميكنم، در ضمن بايد بگويم كه تا به امروز هيچيك از مربيانم به من نگفتهاند كه در زمين مسابقه ساكن هستم يا كم ميدوم.
فكر ميكنيد از لحاظ فني چه ايرادهايي داشته باشيد؟
نميدانم، در اين مورد بايد ديگران نظر بدهند. البته خودم معتقدم كه به عنوان هافبك كمتر شوت ميزنم، در ضمن بايد بيشتر درگير شوم.
در جام جهاني انتظارات از شما خيلي زياد بود ولي به هيچ عنوان نمايش خوبي نداشتيد.
گاهي مواقع به اين موضوع فكر ميكنم كه چرا جام جهاني براي من خوب نبود ولي همه چيز به مصدوميتي كه دوماه قبل از شروع اين مسابقات برايم به وجود آمد برميگردد. متاسفانه از بدترين ناحيه (مچ پا) مصدوم شدم و اين موضوع روي آمادگي بدنيام تاثير گذاشت، در ضمن از شرايط بازي هم دور بودم. اين شرايط براي هاشميان و مهدويكيا هم وجود داشت و آنها هم نتوانستند بازي دلخواه خود را انجام دهند.
چرا تيم ملي در جام جهاني دچار مسائل حاشيهاي شد؟
به هر حال عدم نتيجهگيري تنشهايي را به وجود ميآورد ولي اتفاق خاصي نيفتاد. اين حاشيهها بيشتر به ناراحتي بازيكنان برميگشت.
لگد زدن شما به ساك ورزشي پس از آنكه تعويض شديد، به هيچ عنوان قابل قبول نبود.
بله، اين حركت اشتباهي بود كه از سوي من سر زد ولي پس از پايان جام جهاني از همه مردم ايران عذرخواهي كردم. قبل از شروع بازيها به خوبي حس ميكردم كه انتظارات از من بالاست ولي نتوانستم مثل هميشه بازي كنم كه اين موضوع از لحاظ روحي روي من تاثير منفي گذاشت.
اختلافاتي بين شما و علي دايي وجود داشت، اين موضوع را تاييد ميكنيد؟
خير، تاييد نميكنم.
ولي باور اين موضوع كه شما و دايي مشكلي با هم نداشتيد غيرممكن است.
ببينيد، ما رابطه نزديكي با هم نداشتيم به همين دليلي خيليها استنباطشان اين بود كه دايي و كريمي اختلاف دارند.
به هر حال دليلي وجود داشت كه شما دو تا با هم نزديك نبوديد.
قرار نيست در تيم ملي تمام بازيكنان با هم رابطه نزديكي داشته باشند، يعني من الان بايد با تمامي بازيكنان رفتار و رابطه يكساني داشته باشم؟ اين موضوع براي من قابل هضم نيست.
ميگفتند كه بازيكناني چون سهراب بختياريزاده، يحيي گلمحمدي، محمد نصرتي و ابراهيم ميرزاپور در باند علي دايي بودند و شما هم به همراه مهدويكيا، نكونام و هاشميان يك باند تشكيل داده بوديد.
دليلي ندارد در مورد اين مسائل حرف بزنم چون چنين چيزي وجود نداشت. همانطور كه گفتم هر بازيكني با يك عده رابطه نزديك و صميمي دارد و با عدهاي ديگر رابطهاي معمولي، نبايد از اين موضوع برداشت منفي كرد.
قبول داريد كه برانكو براي نشستن روي نيمكت تيم ملي آدم كوچكي بود؟
به هر حال امكانات فوتبال ما اجازه نميداد كه مربي بزرگتري بياوريم. اگر يك مربي صاحبنام روي نيمكت تيم ملي مينشست به طور حتم شرايط فرق ميكرد.
تيم ملي فعلي چه تفاوتهايي با تيم برانكو دارد؟
اين تيم بهتر است چون تلفيقي از بازيكنان جوان و باتجربه را در اختيار داريم، در ضمن قلعهنويي هم مربي شجاعي است كه از لحاظ فني تواناييهاي خاصي دارد. مهمتر از همه اينكه در تيم فعلي تمامي بازيكنان همدل هستند.
يعني در تيم برانكو بين بازيكنان اختلاف وجود داشت؟
متاسفانه جو تيم ملي در آن زمان طوري بود كه اكثر بازيكنان نسبت به يكديگر بدبين بودند ولي حالا شرايط عوض شده و اين موضوع ميتواند درصدد موفقيت تيم ملي را افزايش دهد.
فكر ميكنيد كه تيم ملي در جام ملتها قهرمان شود؟
صعود ما از گروه سوم قطعي است ولي نميتوانم با قاطعيت در مورد قهرماني ايران حرف بزنم. ما هم به اندازه ديگر مدعيان شانس داريم، البته اميدواريم پس از سالها طلسمشكني كرده و قهرمان اين مسابقات شويم.
فكر ميكنيد در اين مسابقات، خاطرات تلخ جام جهاني و بازيهاي ضعيفتان را جبران كنيد؟
نهايت سعي و تلاشم را انجام ميدهم، فقط اميدوارم بدشانسي نياورم.
چرا براي ادامه فوتبال، ليگ قطر را انتخاب كرديد؟
ببينيد، عربها در اين چند سال سرمايهگذاري هنگفتي روي فوتبال كردهاند و فوتباليستهاي بزرگي در كشورهاي امارات، قطر و عربستان بازي كردهاند. ليگ قطر هم بسيار حرفهاي است و با بررسي تمامي شرايط سرانجام القطر را انتخاب كردم.
ولي به نظر ميرسيد كه به ليگ امارات برويد.
از امارات هم پيشنهاد داشتم ولي ميخواستم بازي كردن در ليگ قطر را هم تجربه كنم و به همين دليل پيراهن القطر را بر تن كردم.
اما ميگويند فقط به خاطر مسائل مالي ليگ قطر را انتخاب كرديد.
من پولدوست نيستم و خوشبختانه از لحاظ مالي شرايط خوبي دارم.
مثل اينكه مبلغي حدود 5/5 ميليون يورو از القطر خواهيد گرفت؟
نميدانم شما اين مبلغ را از كجا درآوردهايد ولي مطمئن باشيد كه كمتر از اين پول ميگيرم.
طبيعي است كه شما اين موضوع را تكذيب ميكنيد ولي اكثر رسانههاي خارجي هم نوشتهاند كه بيشتر از 5 ميليون يورو از القطر گرفتهايد.
خير، اين مبلغ قرارداد واقعيام نيست و باشگاه القطر هم اشارهاي به آن نكرده است، حالا نميدانم اين مبلغ از كجا درآمده است.
بعيد به نظر ميرسد به فوتبال اروپا بازگرديد، اينطور نيست؟
خير، امكان وقوع هر اتفاقي وجود دارد و قراردادم را طوري تنظيم كردهام كه در صورت داشتن پيشنهاد اروپايي، بدون مشكل خاصي از القطر جدا شوم.
امكان دارد كه فوتبال را در ايران به پايان برسانيد؟
هنوز در مورد آينده فكر نكردهام ولي دوست دارم باز هم در ايران بازي كنم.
به طور حتم در پرسپوليس بازي خواهيد كرد، اينطور نيست؟
بله، من پرسپوليس را از صميم قلب دوست دارم و اميدوارم باز هم پيراهن اين تيم را بر تن كنم.
براي خيليها جالب است بدانند كه كريمي فوتبال كداميك از فوتباليستهاي سرشناس دنيا را دوست دارد؟
من معتقدم كه هيچ وقت فوتباليستي مثل مارادونا ظهور نخواهد كرد، او واقعا با توپ جادو ميكرد. بازي ريوالدو و رونالدينيو را هم دوست دارم.
چرا براي ادامه فوتبال، ليگ قطر را انتخاب كرديد؟
ببينيد، عربها در اين چند سال سرمايهگذاري هنگفتي روي فوتبال كردهاند و فوتباليستهاي بزرگي در كشورهاي امارات، قطر و عربستان بازي كردهاند. ليگ قطر هم بسيار حرفهاي است و با بررسي تمامي شرايط سرانجام الظفر را انتخاب كردم.
ولي به نظر ميرسيد كه به ليگ امارات برويد.
از امارات پيشنهاد داشتم ولي ميخواستم بازي كردن در ليگ قطر را هم تجربه كنم و به همين دليل پيراهن الظفر را بر تن كردم.
اما ميگويند فقط به خاطر مسائل مالي ليگ قطر را انتخاب كرديد.
من پول دوست نيستم و خوشبختانه از لحاظ مالي شرايط خوبي دارم.
مثل اينكه مبلغي حدود 5/5 ميليون يورو از الظفر خواهيد گرفت؟
نميدانم شما اين مبلغ را از كجا درآوردهايد ولي مطمئن باشيد كه كمتر از اين پول ميگيرم.
طبيعي است كه شما اين موضوع را تكذيب ميكنيد ولي اكثر رسانههاي خارجي هم نوشتهاند كه بيشتر از 5 ميليون يورو از الظفر گرفتهايد.
خير، اين مبلغ قرارداد واقعيام نيست و باشگاه الظفر هم اشارهاي به آن نكرده است، حالا نميدانم اين مبلغ از كجا درآمده است.
بعيد به نظر ميرسد به فوتبال اروپا بازگرديد، اينطور نيست؟
خير، امكان وقوع هر اتفاقي وجود دارد و قراردادم را طوري تنظيم كردهام كه در صورت داشتن پيشنهاد اروپايي، بدون مشكل خاصي از الظفر جدا شوم.
امكان دارد كه فوتبال را در ايران به پايان برسانيد؟
هنوز در مورد آينده فكر نكردهام ولي دوست دارم باز هم در ايران بازي كنم.
به طور حتم در پرسپوليس بازي خواهيد كرد، اينطور نيست؟
بله، من پرسپوليس را از صميم قلب دوست دارم و اميدوارم باز هم پيراهن اين تيم را بر تن كنم.
براي خيليها جالب است بدانند كه كريمي فوتبال كداميك از فوتباليستهاي سرشناس دنيا را دوست دارد؟
من معتقدم كه هيچ وقت فوتباليستي مثل مارادونا ظهور نخواهد كرد، او واقعا با توپ جادو ميكرد. بازي ريوالدو و رونالدينيو را هم دوست دارم.
