به لحاظ تاريخي ، فرزندان بعدي بيشتر از فرزندان نخست احتمال دارد كه به مخالفت با وضع موجود برخيزند. براي مثال، جنبش اصلاح ديني پروتستان از سوي حاكماني كه فرزند بعدي بودند و رعايايشان بيشتر مورد حمايت جدي قرار گرفت تا فرزند اوليها. رهبران انقلابهاي سياسي راديكال، نظير فيدل كاسترو، ژرژ-ژاك دانتون، ولاديمير لنين، هوشي مينه و لئون تروتسكي نيز معمولا فرزندان بعدي هستند. شواهدي تاريخي وجود دارد كه نشان ميدهد فرزندان وسط نسبت به فرزندان اول و فرزندان آخر در انقلابها كمتر مستعد تاكتيكهاي خشونتآميز هستند. اين با ارزيابيهاي درون خانوادگي كه نشان ميدهد فرزندان وسطي خوشايندترند سازگار است. براي مثال، طي انقلاب فرانسه كه بيشتر از سوي فرزندان آخر مورد حمايت قرار گرفت، احتمال مخالفت آن عده از نمايندگان كنوانسيون ملي كه فرزند وسط بودند با اقدامات افراطي منتهي به «حكومت وحشت» بيشتر از نمايندگان ديگر بود.
ترتيب تولد گاهي در راهاندازي و پذيرش نوآوريهاي علمي راديكال عامل مهمي بوده است. بيشتر انقلابهاي راديكال در علم توسط فرزندان بعدي خانواده هدايت شدهاند. براي مثال چارلز داروين از شش فرزند پنجمين بود. در اينجا منظور از انقلابهاي راديكال آن دگرگونيهاي مفهومي است كه دربرداشتههاي ديني يا سياسي قابل ملاحظهاي داشته باشند، حل و فصل آنها چندين دهه به طول بينجامد و هم درون جامعه علمي و هم بيرون آن منشا بحثها و اختلافنظرهاي گسترده و همگاني باشد. ديگر انقلابيهاي راديكال در علم عبارتند از كپرنيك (چهارمي از چهار فرزند)، بيكن( هشتمي از هشت)، دكارت (سومي از سه) و آلفرد راسل والاس (پنجمي از ششمي). سرانجام اين والاس بود كه پس از پيشبيني نظريه انتخاب طبيعي طي يك دوره حمله تب مالاريا در جنگلهاي دور افتاده مالزي كه در آنجا مشغول جمعآوري نمونههاي تاريخي طبيعي بود، در سال 1858 داروين را مجبور به انتشار «اصل انواع» كرد. لازم به ذكر است كه فرزندان بعدي در ميان دانشمندان معمولا نه تنها بيش از فرزندان اول از نوآوريهاي مفهومي راديكال حمايت ميكنند، بلكه احتمال مسافرتشان به نقاط دورافتاده و خطرناك جهان- چنانكه در مورد داروين و والاس هر دو ديده ميشود – نيز بيشتر است.
اگرچه فرزندان نخست بسياري از جمله كپلر، گاليله، نيوتن، لاوازيه، لايل و اينشتين، انقلابهاي مهمي را در علم صورت دادهاند، انقلابهاي كه آنها قهرمانش بودهاند از انقلابهايي كه فرزندان بعدي قهرمانشان بودهاند، معمولا فنيتر و داراي بار ايدئولوژيك كمتري هستند. از اين گذشته در مقايسه با مخالفان فرزند اولي انقلابهاي علمي،فرزندان اولي كه ايدههاي علمي راديكال پيشنهاد كرده يا از آنها حمايت كردهاند، معمولا جوانتر، از نظر اجتماعي ليبرال و به شدت با يكي از والدين يا هر دو آنها درگير بودهاند – عواملي كه آنها نيز جدا از مساله ترتيب تولد از خاستگاههاي مهم حمايت از نوآوريهاي مفهومي راديكال هستند.
به نظر ميرسد در دورههاي علم «نرمال» (در فلسفه توماس كوهن-م) كه پيش بردن پارادايم غالب سرراستترين راه دستيابي به موفقيت است، فرزندان نخست بر فرزندان بعدي برتري دارند. با در نظر گرفتن تعداد خواهر برادرها معلوم شد فرزندان نخست نسبت به فرزندان بعدي جايزه نوبل بيشتري بردهاند. اين گرايش در ميان برندگان جوايز علمي نوبل آشكارتر است تا در ميان كساني كه در ادبيات جايزه نوبل گرفتهاند يا برنده جايزه صلح نوبل شدهاند. اين دو جايزه به حوزههاي بيسر و سامانتري تعلق ميگيرد كه در آن فرزندان بعدي از عهده خود برآمدهاند. اين نكته نيز جالب توجه است كه در مقايسه با فرزندان نخست، فرزندان بعدي چنانكه از روي تعداد رشتههاي مختلفي كه در آنها به جايي رسيدهاند مشخص ميشود، معمولا علايق گستردهتري دارند. براي مثال داروين در رشتههاي متعددي چون زمينشناسي،زيستشناسي تكاملي،گياه شناسي،بومشناسي، رفتارشناسي و روانشناسي سهم قابل توجهي داشته است.
رقابت خواهر برادرها در طبيعت فراگير است و گاهي به قتل يكديگر ميانجامد. ترتيب تولد خواهر برادرها بر نتيجه چنين درگيريهايي تاثير ميگذارد، زيرا نماينده نابرابريهاي موجود بين آنها از نظر سن، جثه، قدرت و فرصتهاست. در گونه ما انسانها، ترتيب تولد با دوره طولاني وابستگي دوران كودكي به پدر و مادر همراه ميشود تا تفاوت در سرمايهگذاريهاي والدين برجستهتر شود. از اين گذشته برادر خواهرها اغلب كنجهاي (niche) متفاوتي را درون خانواده اشغال ميكنند و در رقابت با يكديگر تاكتيكهاي مختلفي را به كار ميگيرند. اين تجربههاي ناهمگون روي شخصيت، گرايش به خانواده، الگوهاي انگيزش و در مجموع نگرش افراد تاثير ميگذارد.
در طول تاريخ، ترتيب تولد از ديرباز در بسياري از آداب و رسوم اجتماعي نظير گزينههاي شغلي، فرصتهاي توليدمثلي، تقسيم ارث و جانشينيهاي سلطنتي داراي اهميت بوده است. ترتيب تولد در حمايت از انقلابهاي علمي و اجتماعي راديكال و نيز مخالفت با آنها هم نقش مهمي داشته است. اگرچه دوام تاثير ترتيب تولد در بزرگسالي در بررسيهاي متعدد به خوبي ثابت شده است، هنوز درباره دامنه و حدود اين تاثير اختلاف نظر وجود دارد. در مقايسه با نمود كاملا مستند اين تاثير در خانواده، تفاوتهاي شاخص ميان برادر خواهرها وقتي در عرصههاي غيرخانوادگي تجلي ميكند، عموما ديگر به آن وضوح نيست.