رشته حضور يهوديان در كشور آرژانتين سر درازي دارد و تقريبا همعصر با ورود مهاجران اسپانيايي به اين كشور است. در سال 1492 كه پس از 700 سال حاكميت مسلمانان بر شبهجزيره ايبري، مسيحيان اروپايي اين سرزمين را پس ميگيرند، بدرفتاري با مسلمانان (مورها) و يهوديان هم آغاز ميشود. اين يهوديان در دوران حكومت مسلمانان بر اندلس آن روز در كنار مسيحيان به عنوان اهل كتاب از حقوق مشخصي برخوردار بودند. اما با حاكميت مسيحيان دوراني از سختگيري بر يهوديان و مسلمانان آغاز ميشود. دوراني كه در قرون پانزدهم و شانزدهم به تفتيش عقايد در اروپا و شبهجزيره ايبري شهرت يافته است. يهوديان هم دوباره به همراه مسلمانان راهي شمال آفريقا و سرزمينهاي تابع امپراتوري عثماني ميشوند. يهوديان اسپانيايي كه در دوران امپراتوري روم در اين مكان استقرار يافته بودند به يهوديان سفارديم مشهورند. امروزه سفارديمها به يهودياني اطلاق ميشود كه منشاء اسپانيايي دارند و در خاورميانه و ديگر نقاط جهان پراكندهاند. اولين يهودياني كه پا به آرژانتين گذاشتند سفارديمهايي هستند كه از دستگاه تفتيش عقايد اسپانيا فرار كردند و پس از كشف قاره آمريكا به دست كريستف كلمب پا به اين سرزمين گذاشتند. اين تعداد اما در مقابل جمعيت يهودياني كه بعدا وارد سرزمين آرژانتين شدند، بسيار اندك و انگشتشمار بود.
آرژانتين امروزه بزرگترين جمعيت يهوديان آمريكاي لاتين را در خود جا داده است و حدود نيمي از جمعيت 500 هزار نفري يهوديان اين منطقه در آرژانتين و عمدتا شهر بوينسآيرس زندگي ميكنند. بيشتر اين ساكنان يهوديان اشكنازي هستند كه ابتدا از فرانسه، آلمان و بعدا اروپاي شرقي و بهويژه روسيه پا به قاره جديد گذاشتند. بيشترين موج مهاجران در دو دهه پاياني قرن نوزدهم و دهههاي آغازين قرن بيستم پا به آرژانتين گذاشتند. در اين سالها بهطور ميانگين 13 هزار يهودي وارد اين كشور شدند. در اين دوران دو تحول فكري و سياسي عمده فضاي اروپا و بهويژه جامعه يهوديان اشكنازي را متاثر كرده بود. يكي احياي اين تفكر در ميان يهوديان كه به دنبال سرزميني مستقل براي تاسيس كشور يهود ميگشتند و كنگره جهاني يهود به رهبري تئودور هرزل در جستوجوي چنين سرزميني بود. يكي از مناطقي كه در آن زمان براي اسكان دادن يهوديان مناسب تشخيص داده شد، آرژانتين بود و بسياري از يهوديان بار سفر به سوي اين نقطه از آمريكاي جنوبي بستند. جايي كه در آن زمان از نظر سطح زندگي و پيشرفت و دموكراسي خود را با ايالات متحده آمريكا مقايسه ميكرد و تصور بر اين بود كه بتواند كشوري مرفه و پيشرفته باشد و با آمريكا برابري كند. چنانكه بسياري از اين يهوديان نيز راهي آمريكا و شهر نيويورك شدند. عامل دوم مهاجرت از اروپا بروز احساسات يهوديستيزانه بود كه از اوايل قرن بيستم در دوران جنگ جهاني اول و تنگناهاي اقتصادي مردم در اين دوران آهستهآهسته شكل گرفت و در جريان جنگ دوم جهاني و آلمان نازي به اوج خود رسيد كه كشته شدن بيش از 6 ميليون يهودي در اردوگاههاي نازيها از پيامدهاي بروز چنين احساساتي بود. تا سال 1920 جمعيت يهوديان آرژانتين به رقم 150 هزار تن رسيد. با اين حال تا اوايل دهه 1950 مهاجرت يهوديان اشكنازي به آرژانتين سير صعودي يافت. اما از اين زمان تحت تاثير دو عامل خارجي و داخلي روند مهاجرت يهوديان آرژانتيني شكل معكوس به خود گرفت. يكي تاسيس رژيم صهيونيستي در سرزمينهاي اشغالي فلسطين و ديگري سياستهاي مليگرايانه شبهفاشيستي خوانپرون كه موجب شد بيش از پنجاه هزار تن از اين يهوديان راهي اسرائيل و يا ايالات متحده آمريكا شوند. از آن زمان جمعيت يهوديان و بهويژه يهوديان جوان آرژانتين رو به نقصان بوده است با اين حال هنوز بنا بر برآوردها بين 180 هزار تا 250 هزار يهودي در آرژانتين زندگي ميكنند.اما به همان اندازه كه فشار بر يهوديان در آرژانتين از سوي گروههاي شبهفاشيستي ادامه داشت و احساسات ضديهودي متوجه جامعه يهوديان بود، نفوذ اسرائيل نيز در اين كشور رو به افزايش ميگذاشت. اگرچه گروههاي هوادار خوان پرون، داراي احساسات يهوديستيزانه و متمايل به آلمان نازي بودند ولي خود خوان پرون روابط نزديكي با اسرائيل برقرار كرده و تضمينهايي در مورد جامعه يهوديان به اين رژيم داده بود. در دوران جنگ كثيف پس از كودتاي سال 1976 تا سال 1983 نيز كه دوران حكومت نظاميان بود، يهوديان زير فشار قرار داشتند و برخي از منابع يهودي مدعياند كه بيش از هزار يهودي در اين دوران ناپديد شدند. هرچند كه گزارشهايي نيز در دست است كه دستگيرشدگان پس از مذاكره نظاميان با دولت اسرائيل به سرزمينهاي اشغالي فرستاده ميشدند. پايان حكومت نظاميان در سال 1983 و روي كار آمدن رائول آلفونسين در انتخابات دموكراتيك، به قدرت گرفتن جامعه يهودي در ساختار اجتماعي – سياسي آرژانتين منجر شد. يهوديان توانستند علاوه بر زمينههاي اقتصادي و بانكداري، روزنامهنگاري، فعاليتهاي هنري و سينمايي، تاسيس رسانههاي گروهي و نهادهاي مدني، به مقامات كليدي سياسي و امنيتي در اين كشور دست يابند. جايگاه يهوديان در ساختار قدرت آرژانتين در دوران رياست جمهوري كارلوس منم باز هم تقويت شد و در همين دوران بود كه حساسيتهايي نسبت به اين جايگاه در آرژانتين ايجاد شد. انفجار سفارت اسرائيل در بوينسآيرس در سال 1992 و انفجار مقر جامعه يهوديان اشكنازي آرژانتين (آميا) در سال 1994 دو رويدادي بود كه به شدت بر موقعيت اين جامعه متنفذ تاثير گذاشت. با اين حال در اين دوران كارلوس منم كه خود از پدر و مادري سوريتبار و مسلمان به دنيا آمده بود، پيوندهاي مستحكمي با اسرائيل برقرار و خود نيز چندين بار به تلاويو سفر كرد. هر چه ميگذرد، اين روابط و نفوذ اسرائيل بر سياستهاي منطقهاي و داخلي آرژانتين در زير سايه فشارهاي دولت آمريكا و لابي يهوديان آمريكايي در حال تشديد است. اين نفوذ در دوران نستور كرشنر رئيسجمهور آرژانتين باز هم افزايش يافت تا بدانجا كه رسيدگي به پرونده انفجار مقر آميا در صدر برنامههاي سياسي كرشنر قرار گرفت. امروز كه همسر وي فرناندز كريستنا كرشنر به رياست جمهوري آرژانتين انتخاب شده، اين انتخاب به شدت با استقبال جامعه يهوديان آمريكا و آرژانتين مواجه شده است و انتظار ميرود موقعيت جامعه يهودي آرژانتين در حكومت و سياست آرژانتين باز هم ارتقا يابد، چراكه خانم كرشنر اگرچه گرايشهاي سوسياليستي دارد و به امثال هوگو چاوس رئيسجمهوري ونزوئلا هم علاقهمند است اما همين تمايل را با شدت بيشتري به سوسياليسم بينالمللي دارد كه يهوديان و بهويژه شيمون پرز رئيسجمهور اسرائيل در آن دستبالا را دارند و احزاب بينالمللگراي سوسياليست متاثر از اين نفوذ هستند.
جامعه يهوديان آرژانتين نيز متاثر از همين نفوذ هر روز بر قدرت و موقعيت خود ميافزايد با اين حال نميتوان يهوديان آرژانتين را كاملا متمركز و متحد دانست و هنوز مرزبنديهايي ميان يهوديان اشكنازي و سفارديم و نيز گرايشهاي ارتدوكس، محافظهكار و اصلاحطلب در اين جامعه وجود دارد. حدود 15 درصد يهوديان آرژانتين سفارديك و بقيه اشكنازي هستند و البته همه به زبان اسپانيايي لادينو صحبت ميكنند. دو انجمن عمدهاي كه يهوديان آرژانتين دارند عبارتند از دايا (DAIA) Delegacion de Associaciones Israelitas Argentias كه در سال 1939 به عنوان بازوي سياسي جامعه يهوديان آرژانتين تاسيس شد و ديگري آميا (AMIA) Argentine Israelite Mutual Association هدف آن حمايت از جامعه يهوديان اشكنازي آرژانتين است.
در عين حال يهوديان آرژانتين عمدتا داراي گرايش محافظهكارانهاند كه حدود 50 كنيسه در شهر بوينسآيرس در اختيار اين عده است. يهوديان ارتدوكس نيز 21 كنيسه در اختيار دارند و تعداد اندكي نيز كنيسه وابسته به گرايش اصلاحطلبانه است.
يهوديت محافظهكار كه بيشتر در ميان اشكنازيها ديده ميشود برخاسته از سنت تاريخي – پوزيتيوسيتي يهودي است كه از دهه 1850 در آلمان در برابر جنبش مذهبي ليبرال يهودي وابسته به يهوديت اصلاحطلب شكل گرفت. محافظهكار در اين تفكر به معني تاكيد بر سنت يهودي به جاي اصلاح يا كنار گذاشتن آن است و كمتر دلالتي بر محافظهكاري سياسي دارد. در مقابل اصلاحطلبي يهودي به جنبش روشنفكري و تحولخواهي اشاره دارد كه هدف آن ايجاد يهوديتي غيرسنتي و غيرارتدوكسي است و ريشه در روشنگري آلماني قرن هجدهم دارد. يهوديت ارتدوكس همچنانكه از نامش پيداست يهوديت سنتي و قديمي دارد كه اعتقاد دارد تورات از جانب خدا به حضرت موسي منتقل شده است. به شفاهي بودن تورات در مقابل تورات مكتوب باور دارد و معتقد است خداوند ميثاقي انحصاري و غيرقابل گسست با بنياسرائيل براي حكومت بر آدميان طبق تورات بسته است و همچنين مسيحباوري در ميان يهوديت ارتدوكس اصلي انكارناپذير تلقي ميشود.
با اين حال تفاوت يهوديت ارتدوكس و يهوديت محافظهكار در اين است كه يهوديت محافظهكار نگرشي مثبت به دستاوردهاي مدرنيسم و فرهنگ مدرن دارد و با بنيادگرايي يهودي مرزبندي خود را حفظ كرده است. اين مرزبنديها در يهوديان آرژانتين هم به وضوح ديده ميشود و تحولات فكري جامعه يهوديان آرژانتين پس از يهوديان نيويورك و اسرائيل بر تفكرات يهوديان تاثيرگذار است و همچون اين جوامع گاه روابط آنها با اختلافات و تنشهايي همراه است.
از اين جهت بايد آن را جامعهاي پويا و در عين حال مستعد برخي حوادث دانست كه هم بر روابط داخلي آنها و هم روابط آنها با جامعه مسيحي آرژانتين و حتي روابط اين كشور با كشورهايي چون اسرائيل تاثير ميگذارد. اما مهمترين تهديدي كه متوجه يهوديان آرژانتين است موج مهاجرتي است كه بهويژه در سالهاي اخير و پس از بحران اقتصادي آرژانتين دامنگير آنان شده و يهوديان آرژانتين را به جامعهاي مسن تبديل كرده كه جوانان آن بيشتر راهي ديگر كشورها بهويژه ايالات متحده آمريكا ميشوند.
پنجشنبه 8 آذر1386 ساعت 1:17 توسط شهروند امروز |
موضوع: جهان |
