ژنرال مشرف براي اهداف شخصي و حفظ قدرت خود حكومت نظامي در پاكستان اعلام كرد. چراكه بمبگذاري عليه خانم بوتو چند روز قبل از اعلام وضعيت فوقالعاده، در عمل موضع خانم بوتو و حزب مردم را تقويت كرده بود. ولي با اين حال او زير فشار دادگاه عالي در برابر خانم بوتو و حزبش سر تسليم فرود آورده بود. ژنرال مشرف براي اعلام حكومت نظامي در پاكستان فعاليت افراطيون و شكست ارتش در سوات را بهانه قرار داد چراكه درگيريها در منطقه سرحد منجر به ربوده شدن 48 سرباز ارتش پاكستان شد. اما مشرف به صورت غيرمستقيم در سخنراني اخيرش نشان داد كه با چه هدفي، حكومت نظامي در پاكستان اعلام كرده است، او بيشتر زمان سخنرانياش را به جاي حمله به تروريسم به انتقاد از استقلال قوه قضاييه اختصاص داد. مشرف هماكنون نيز در تلاش است تا اپوزيسيون دموكراتيك و اسلامي و تمامي مخالفان حكومتش را با هر ابزار ممكن از صحنه خارج كند.
با توجه به وضعيت موجود و وقوع كودتاي دوم از سوي حاكم نظامي پاكستان بايد ماجراي توافق مشرف و بوتو را تمامشده تلقي كرد؟
خانم بوتو تقريبا ديگر پاكستان را ترك كرده است. بسياري از پاكستانيها بر اين باورند كه او از اهداف توسعهطلبانه مشرف مطلع بوده است. آنها تصور ميكنند كه مشرف قصد داشته حتي بوتو را بازداشت كند و بدينوسيله او را به دردسر بيندازد. اما نكته مهم اينجاست كه صرفا يكي از رهبران حزب مردم يعني «آشان» پس از اعلام حكومت نظامي بازداشت شد. او از وكلايي بود كه از رئيس ديوانعالي پاكستان هنگامي كه از كار بركنار شد، دفاع كرد.
خيلي از پاكستانيهاي فكر ميكنند هم خانم بوتو و هم آقاي مشرف تمايل دارند كه توافق تقسيم قدرت را زنده نگه دارند ولي بحث مهم اينجاست كه موقعيت خانم بوتو اجازه نميدهد كه او از چنين تقسيم قدرتي كماكان دفاع كند. در واقع توجيه ادامه توافق با مشرف براي بوتو بسيار سخت خواهد بود چراكه او در اين صورت متهم به همكاري با يك ديكتاتور كامل ميشود، كسي كه متهم به ايجاد يك چارچوب قانوني جديد براي اداره كشور است. در اين صورت بوتو بهطور فزايندهاي با كاهش محبوبيت در ميان مردم پاكستان مواجه خواهد شد.
با توجه به اينكه مشرف بر اساس تمايلات شخصي و حفظ قدرت خود حكومت نظامي اعلام كرد و به نظر ميرسد اين اقدام جديد نيز بيشتر در راستاي كنترل دموكراسيخواهان انجام شده باشد تا مهار بنيادگرايان، جنابعالي آينده حكومت مشرف را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
ژنرال مشرف در تلاش براي خلق يك پاكستان جديد بر اساس تمايلات شخصياش است. او براي اين كار تصميم دارد يك قانون اساسي موقتي و آزمايشي را به مرحله اجرا برساند. اما به دليل وجود اپوزيسيون قدرتمند و مخالفان بيشمار نسبت به طرفداران و حاميان قليل حكومت فعلي پاكستان، كار مشرف بسيار سخت خواهد بود. او براي رسيدن به اهداف و تمايلات جاهطلبانه شخصياش نياز خواهد داشت تا ارتش را به جنگ با مردم در خيابانهاي كراچي و اسلامآباد بفرستد. در گذشته ارتش پاكستان چنين نقشي را ايفا نكرده و حتي در برابر آن از خود مقاومت نشان داده است. وقتي در 1969 ايوبخان با شورشهايي عليه حكومتش مواجه شد، ارتش حمايت خود را از او برداشت و به جاي او ژنرال يحييخان را به قدرت رساند تا شرايط براي انتخابات جديد و تدوين قانون اساسي فراهم شود. ژنرال ضياءالحق در 1977 نيز با انجام يك كودتا در صحنه ظاهر شد تا بدينوسيله مانع از اجراي دستورات ذوالفقار عليبوتو در زمينه جنگ ارتش با مردم شود.
ژنرال مشرف زمان كمي دارد تا نشان دهد از توانايي لازم براي كنترل اوضاع برخوردار است. اگر شرايط به سمت ناپايداري و بيثباتي حركت كند، به طور قطع ارتش، ژنرال مشرف را از قدرت كنار خواهد زد و زمينه را براي بازگشت قانون اساسي و حكومت مدني فراهم خواهد كرد. نكته مهم ديگر اين است كه وضع موجود، زمينه را براي گسترش افراطگرايي در پاكستان بهشدت فراهم كرده است. سطح خشونت و ضعف نهادهاي مدني آنچنان است كه پاكستان به سمت يك خطر واقعي يعني شكاف سياسي و نه سرزميني سوق داده ميشود.