بالاخره اجلاس سران کشورهای ساحلی دریای خزر در تهران تشکیل شد.این اجلاس ابتدا قرار بود که در سال 1382 و سپس در سالهای بعد انجام شود، اما تحولات سریع جهانی مانع از برگزاری آن تا مهرماه 1386 شد. مطابق اعلامیه منتشر شده پس از چهارمین اجلاس روساى جمهورى كشورهاى حاشيه خزر، طبق توافق در مهرماه 1387 در باكو پايتخت جمهوری آذربايجان برگزار خواهد شد. طرفها در اين اعلاميه عزم راسخ خود را نسبت به مساعدت همه جانبه در توسعه همكارى ميان كشورهاى ساحلى، مورد تأكيد قرار دادند. رؤساى كشورهاى ساحلی در مورد برگزارى يك كنفرانس مشترك اقتصادى در مسكو ميان كشورهاى حاشيه درياى خزر توافق كردند.
مذاکرات تهران دارای متن و حاشیههای فراوان است. من در حد امکان خودم برخی نکات را در زیر متذکر میشوم:
1- تشکیل اجلاس در تهران خود یک موفقیت برایایران است. گرچهاین بدان معنا نیست که دولت فعلیایران مبدع تشکیل چنین اجلاسی باشد، و تصمیمگیری دراین مورد در 1381 در اجلاس روسای کشورهای ساحلی در عشق آباد با حضور آقای خاتمیانجام شد، اما نفس برگزاری چنین نشستی در تهران خود یک دستاورد برای سیاست خارجی است. روابط خارجی تهران در حال حاضر دارای بازه وسیعی برای انتخابهای متعدد نیست.ایران دارای روابط بدون محدودیت با همه کشورها نیست که بتواند با دست باز و بدون محدودیت طرفهای خود را انتخاب كند. اگراین موضوع درست باشد، آنگاه در مقایسه مابین ونزوئلا، نیکاراگوآ، بولیوی و کوبا از یکسو و روسیه، قزاقستان، آذربایجان و ترکمنستان از سوی دیگر بدلایل متعدد گروه همسایگانایران در دریای خزر از امتیاز بیشتری برخوردار میشوند. روسیه شریکی مهم در عرصه روابط خارجیایران است. کشورهای دیگر خزر نیز دارای مشترکات تاریخی، فرهنگی فراوان باایران هستند کهایران میتواند از لحاظ اقتصادی مکمل فعالیتهای جدید آنان از جمله نفت و گاز و خطوط انتقال انرژی باشد.
2- روسیه گرچه ابرقدرت نیست، اما قدرت بزرگی در روابط بین الملل است. روسیه از داشتن روابط نزدیک باایران به مزیتهای متعددی دست مییابد که یکی از آنها به چالش کشیدن نظام تک قطبیجهان به رهبری آمریکاست. روسیه با بیاعتنایی به در خواستهای آمریکا برای قطع روابط نظامیو یا هستهای باایران در حقیقت به ادعاهای آمریکا برای آنکه خود را پلیس جهان معرفی كند، به مقابله برخاسته است. علاوه بر آن روسیه زمانی میتواند در سطح کلان روابط بینالملل موثر باشد که دارای نفوذ در نقاط استراتژیک جهان باشد. اگر روسیه دیگر متحد استراتژیک دولت صدام در عراق نیست، و اگر در افعانستان حکومت کارمل و نجیب الله را ندارد و اگر در قفقاز و آسیای مرکزی حکومتهای داخل شوروی بر سر حکومت نیستند، اما کمربند کشورهای مستقل از دیدگاه مسکو همچون ایران، ارمنستان، هند و سوریه میتوانند در حد امکان به روسیه امکان چانه زنی در اجلاس گروه 8 و ناتو داده و دست مسکو را برای حضور در خاورمیانه و خلیج فارس و روابط خود با اروپا بازنگه دارد.
3- برایایران، روسیه یک همسایه قابل اعتناست. اگر نتوان بصورت دائم به روسیه اعتماد کرد، که با هیچ کشوری نمیتوان کرد، اما میتوان از مزایای روابط با روسیه منتفع شد. در وهله اول اگر فرض شود در جهان کنونیایالات متحده آمریکا، اروپا، ژاپن، چین و روسیه قدرتهای بزرگ هستند، نگاهی به موقعیت روابطایران یااین بلوکها گویای واقعیت است. آمریکا باایران دارای روابط دیپلماتیک نیست. تاکنون 14 مصوبه و فرمان مبنی بر تحدید و مهار و تحریم ایران از مجلسین این کشور گذشته و یا توسط رئیسجمهور این کشور صادر شده است. آمریکا بانی 3 قطعنامه در شورای امنیت ملل متحد بوده و دو معاون وزیر در وزارت امور خارجه و وزارت خزانهداری آمریکا بصورت روزانه روشهای محروم كردن ایران از هرگونه ارتباط خارجی وایجاد مشکل داخلی را پیگیری میكنند. آمریکا در 11 کشور همسایهایران دارای پایگاه نظامی و اطلاعاتی است و در عراق تنها 180 هزار نیرو دارد. اروپا حامیتحریمهای ملل متحد علیهایران است و بانکهای اروپایی بعضا باایران کار نمیکنند. ژاپن همچنان منتظر است که وضعیت سیاست خارجیایران با آمریکا روشن شود تا درایران مثلا یک پروژه نفتی رادنبال كند. چینیها هم که بصراحت از ساخت نیروگاه هستهای کوچک درایران سرباز زدند. دراین میان تنها روسیه در روابط خود تقریبا پایدار مانده است. موضوعاتی از قبیل تاخیر در اتمام نیروگاه بوشهر و یا رای منفی ندادن به قطعنامههای شورای امنیتملل متحد گرچه جای گلهگذاری را از روسیه برایایران باقی میگذارد، اما نگاهی به همکاریهایایران و روسیه از همکاریهای استانهایایران با جمهوریهای مسلمان نشین داخل فدراسیون روسیه گرفته تا همکاریهای اقتصادی، نظامی، هستهای و هوافضا نشان از ابعاد وسیع روابط ایران و روسیه دارد. از طرف دیگرایران باید به روسیه بعنوان یک بازار برای کالاهای ساخت ایران نگاه کند. کالاهای ما نشان از فرهنگ گذشته ایران و اسلام دارد که برای مسلمانان روسیه جالب است.
4- واقعیت آن است که رفتار آمریکا و اروپا در سالهای پس از واقعه 11 سپتامبر 2001 راهی برایایران جز همکاری با کشورهای موسوم به بلوک شرق سابق نگذاشته است. در سال 2006 برای اولین بار حجم روابطایران با کشورهای آسیایی همچون روسیه، چین و هند از روابط با کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه و یا کشورهای اروپایی، آمریکای شمالی و ژاپن گذشت.این موضوع یعنیایران کشورهای سابقا کمونیست همچون روسیه و یا نظامهای اقتدارگرایی همچون چین را به کشورهای دمکراتیک اروپا و آمریکای شمالی ترجیح داده است. یادآورمیشوم کهاین در تاریخ روابط خارجیایران برای اولین بار رخ میدهد. آیا دراین زمینهایران مقصر است و یا واقعا راه دیگری برایایران باقی نمانده بود؟ حجم روابطایران با چین به گفته سفیر آن کشور در 2007، 14 میلیارد دلار خواهد شد. روابط با روسیه نیز به گفته رئیس جمهوراین کشور به 3 میلیارد دلار خواهد رسید. با دیگر کشورهای آسیایی همچون هند نیز روابط گسترش یافته است. رفتار آمریکا و اروپا راه دیگری برایایران باقی نگذاشته است. البته من معتقدم ما همچنان میتوانیم با اروپا روابط اقتصادی خود را حفظ كنيم در عین حال که فشارهای اقتصادی و مالی آنان زیاد است.
5- درياي خزر داراي بزرگترين منابع شناخته شده ايست كه در آخرين تلاش بشر براي رسيدن به منابع بيشتر و درازمدت تر انرژي كشف شده است. به جز روسيه و ايران كه از لحاظ انرژي داراي منابع معتنابهي هستند كه در گذشته كشف شده است، از ميان 8 كشور جديد الاستقلال آسياي مركزي و قفقاز، آذربايجان، قزاقستان، تركمنستان و ازبكستان داراي ذخائر ثابت شده 7/14 تا 3/31 ميليارد بشكه نفت و 373 تريليون فوت مكعب گاز هستند. اين مقادير در حقيقت 7/2 درصد از ذخائر اثبات شده نفت و 7 درصد از منابع گاز جهاني است. از لحاظ گاز مساله آنگاه جالبتر ميشود كه بدانيم روسيه و ايران 52 درصد از منابع جهاني گاز را دراختيار دارند و اگر اين دو كشور بتوانند در درياي خزر نيز منابع گازي جديدي را كشف كنند، آنگاه توازن انرژي در سطح جهاني به نفع منطقه خزر تغيير خواهد كرد. اين درموقعيتي است كه در اروپا نياز به گاز بعنوان يك سوخت پاكيزه هر روز بيشترميشود. تعداد اتحاديه اروپا با پذيرفتن دوازده كشور اروپاي مركزي و شرقي به 27 كشور رسید و ورود كشورهاي مزبور به معناي آزادسازي بازار انرژي آنان و مآلا بيشتر شدن تقاضا دراين كشورها شد. نزديكترين منبع گازي به كشورهاي مزبور، خزر است. سرمايه داران متعددي اكنون به فكر توسعه و اكتشاف منابع گازي خزر هستند. تمام قراردادهاي توسعه و اكتشاف در درياي خزر مابين دولتهاي ساحلي و شركتهاي بزرگ نفتي منعقد شده است. اين قراردادها همچنين با مجموعه اي از شركتهاي بزرگ به صورت كنسرسيوم بسته شده است. مانند قرارداد آذربايجان با كنسرسيومي به رهبري بي پي در مورد بهرهبرداري از حوزههاي نفتي آذري، گونشلي و چراغ، حوزه نفتي قره چگنگ در قزاقستان با كنسرسيومي به رهبري آجيپ و بريتيش گاز، حوزه نفتي تنگيز در قزاقستان با كنسرسيومي به رهبري شورون تكزاكو والي آخر. نوع قراردادها عمدتا از نوع مشاركت در سهم توليد بوده است.ایران دراین زمینه بسیار عقب است. تنها یک موافقت نامه با شرکت برزیلی پتروبراس برای حوزههای نفتی جنوب خزر منعقد شده است که شروع خوبیاست.
6- درياي خزر در گذشته هم به عنوان يكي از مناطق توليد نفت شناخته ميشد و ممكن است در آينده نيز مجددا از مناطق اكتشاف و استخراج مهم نفت و گاز شود. اما مساله مهم انتقال گاز به بازارهاي مصرف است. بقول يكي از مقامات شركت اكسون موبيل، گاز خزر مثل بوسه مرگ است، شما نميتوانيد آن را در محل استفاده كنيد، شما نميتوانيد آن را صادر كنيد، شما نميتوانيد نيز آن را فراموش كنيد. شركتهاي متخصص در امر توليد گاز معتقدند كه قراردادهاي گاز با توجه به ذات اين ماده كه نگهداري و انتقال آن را بسيار سخت تر از نفت كرده، نياز به دقت بيشتر داشته و در عين حال مدت قرارداد نيز ميبايد درازمدتتر باشد. نكته ديگر كه كار توليد و انتقال گاز در خزر را مشكل كرده است، آن است كه اساسا بازار گاز براي گاز استحصالي از ميادين خزر در نزديكترين حوزه تركيه و سپس اروپا بوده است. تركيه كه زماني سياستهاي انرژي جاهطلبانه او به آن حد بود كه 8 قرارداد بزرگ همزمان با كشورهايي همچون ، الجزاير، نيجريه، ايران، تركمنستان، آذربايجان و روسيه امضا كرد، اكنون با اين واقعيت روبهرو است كه مصرف گاز در تركيه در آينده درست ارزيابي نشده و تنها دو خط لوله يعني گاز ايران و گاز روسيه موسوم به جريان آبي كفاف گاز مورد نياز اين كشور را خواهد داد. از طرف ديگر گرچه بازار گاز در اروپا باتوجه به ورود دوازده عضو جديد به اتحاديه اروپا بهتر از گذشته خواهد بود، اما اروپا ميتواند گاز ارزان را از روسيه و يا شمال آفريقا وارد كند، در صورتي كه گاز خزر با توجه به هزينههاي استخراج و انتقال گران است. با توجه به تماميعوامل بنظر ميرسد كه همچنان قيمت نفت درياي خزر در بازارهاي مصرف گران باشد. بدان دليل كه اولا هزينه تمام شده نفت در درياي خزر گران است. به قولي اگر قيمت نفت در بازارهاي جهاني بالاتر از 25 دلار در هر بشكه باشد، آنگاه نفت درياي خزر براي توليدكنندگان جذاب خواهد بود. بنابراین بهترین راه برایایران همکاری با کشورهای دیگراین منطقه برای تولید نفت و گاز در خزر و سپس ارسال آن به اروپاست. در منطقه اکنون یکی از جذابترین خطوط لوله خط موسوم به KTI است که از قزاقستان شروع شده و پس از گذشتن از ترکمنستان در مرزایران متوقف میشود.این خط به سامانه خطوط لوله ایران متصل شده و علاوه بر مصرف در شمال ایران میتواند نفت خام را به خلیجفارس برساند. دیگری خط لوله موسوم به نابوکو Nabucco است که قرار است گاز استحصالی از منطقه خزر و ایران را به ترکیه و سپس به بلغارستان، رومانی، مجارستان و نهایتا به اتریش برساند.این خط نیاز به همکاریهای بیشترایران، ترکمنستان و آدربایجان دارد.
7- و بالاخره مسیر فشارهای کشورهای غربیبرای متوقف كردن فعالیتهای هستهایایران به سمت تحریمهای مالی و سیاسی پیش میرود. بعید نیست که اعمال چنین تحریمهایی که اکنون نسبتا حمایت شورای امنیت را نیز با خود دارد علیهایران شروع شود. دراین حالت ایران نیاز به روشها و همچنین مسیرهای جدید برای ارتباطات اقتصادی و سیاسی خود دارد. خزر و همسایگان آن یکی ازاین مسیرهاست.