تبليغاتX
شهروند امروز - تصوير شيطان در تلويزيون و سينماي ايران - مهرزاد دانش

شهروند امروز

هفته نامه خبری تحلیلی در زمینه های اجتماعی ، فرهنگي ، اقتصادي و ورزشي

پخش سريال اغما در ماه رمضان امسال و درونمايه آن كه اختصاص به موضوع شيطان داشت بار ديگر بحث‌هاي ماورايي و چگونگي انعكاس آن در مديوم تلويزيون (يا سينما) را پيش كشيد و فقر شديد اينگونه مضامين را در ساحت هنرهاي تصويري مدرن ما به ياد آورد. از همين عنصر شيطان مثال مي‌آوريم كه سابقه‌اش در سينما و تلويزيون ما نهايتا به يكي دو فيلم (مثل ايوب پيامبر و ابراهيم خليل‌الله) و يكي دو سريال (مثل او يك فرشته بود و همين اغما) محدود مي‌شود. در آن دو فيلم، به دليل موضوع تاريخي – مذهبي‌شان كه از قرآن برگرفته شده بود شخصيت شيطان بيشتر شمايلي تمثيلي داشت كه در مواجهه با انبيا ظاهر مي‌شد و بيش از آن كه كاركرد وسوسه‌گرانه‌اش نمود يابد، رجزخواني‌اش در منحرف ساختن انسان از ناموس الهي و قد علم كردنش در برابر اراده خداوند جلوه داشت اما آن دو سريال، به دليل خوانش ملموس‌تري كه از مواجهه شيطان – انسان به عمل آورده‌اند، قابليت جذب و تامل‌پذيري بيشتري را فراهم ساختند. با اين حال به دليل پيچيدگي و ابهام‌آلودگي ابعاد شخصيت شيطان در متون ديني ما از يك طرف و محدوديت‌هايي كه در ميزان نمايشي كردن اين ابعاد در مسيري دراماتيك و داستاني اعمال مي‌شود از طرف ديگر، سينما و تلويزيون در ايران جسارت اندكي را در نزديك شدن به مفهوم شيطان (و بسياري از عناصر ماورايي ديگر نظير جن، فرشته، جادو و...) مرتكب شده‌اند و ساحت متافيزيك را بيشتر در وجوه رحماني خدا در تحقق معجزه و كرامت به تصوير كشيده‌اند تا در ابعاد ديگر.

اما شيطان از ديدگاه اسلام واجد چه ماهيت و كاركردي است؟ مفسران لغوي معناي شيطان را برگرفته از شاط (به معني سوختن در آتش) و يا شطن (سركشي كردن) دانسته‌اند و از اين رو واژه شيطان براي هر پديده پليدي به كار مي‌رود. از همين رو برخي صاحب‌نظران كاربرد لغوي شيطان را منحصر به شخصيت «ابليس» ندانسته‌اند. مثلا شيخ محمد عبده در تفسير المنار در خصوص احاديثي از قبيل (از قسمت شكسته ظرف و دستگيره آن آب نخوريد،‌ زيرا شيطان روي آنها مي‌نشيند. علي «ع»)، شيطان را به معناي ميكروب و باكتري مي‌گيرد و يا برخي در تفسير آيه 275 سوره بقره جنون را شيطان نسبت مي‌دهد تعبيرشان از شيطان، اختلالات رواني است و نه ذات ابليس. اما بيشترين و اصلي‌ترين مفهوم از اين واژه همان ابليس و كارگزاران اوست. ابليس (كه به معناي نااميد، سرگشته و شرير است) لقب جني به نام حارث (و يا عزازيل) است به واسطه علم و عبادتش به بهشت و جماعت فرشتگان راه پيدا كرد اما پس از خلقت آدم و فرمان خدا به سجده در مقابل او به دليل تكبر از دستور خداوند سرپيچي كرد و از بهشت رانده شد و از آن پس به گمراه ساختن آدم و نسل او مبادرت ورزيد. بنابراين شيطان در اصل از جنس جن است كه از آتش آفريده شده و مثل هر جن ديگري ماهيت مادي لطيفي دارد و به تعبير ملاصدرا آن سان كه در حالت عادي در حال انبساط است و قابل ديدن نيست و اگر منقبض شود مي‌توان مشاهده و حتي لمسش كرد. برخي ويژگي‌هايي كه شيطان دارد و قابل طرح در بررسي سريال‌هاي تلويزيوني ياد شده است به شرح زير است:

شيطان داراي دو صورت است يكي بعد حقيقي كه تنها اوليا الله مي‌توانند آن را درك كنند و ديگري صورت تمثل يافته كه اشكال گوناگوني مانند حيوانات و يا انسان و يا حتي موجودي عجيب (مثل قورباغه‌اي كه خرطوم درازي دارد و آن را داخل شكمش فرو كرده است) درمي‌آيد. در دو سريال او يك فرشته بود و اغما نيز چنين بود و حقيقت شيطان در قالب انسان متجلي مي‌شد. تنها اين امر در سريال اول هم جنس مرد را شامل مي‌شد (مرد وكيل) و هم جنس زن را (فرشته)، اما در اغما هر 4 صورت شيطان (الياس، فرزاد، بيژن و پيرمرد زشت روي) مذكر بود. در روايات ديني جنسيت خاصي براي شيطان ذكر نشده است اما چون او از جنيان است (و جن‌ها هم مذكر و مونث دارند) و لحن روايات نيز با توجه به چيرگي شمايل مذكر به مونث در ادبيات عرب، تلويحا بر مذكر بودنش دلالت دارند، باورها عمدتا به مرد بودن او گرايش دارد اما تمثل شيطان به گونه‌اي نيست كه محدوديت‌هاي فيزيكي مانع از بروز او در چند مكان در زماني واحد ولو به اشكال مختلف كردند. اين ويژگي در سريال اغما ناديده گرفته شده بود و مثلا شيطان در قالب فرزاد، زماني كه مي‌ديد دكتر پژوهان به سمت خانه باغ مي‌رود فورا رز را ترك مي‌كرد تا خود را در قالب الياس زودتر از دكتر به خانه باغ برساند! برعكس در او يك فرشته بود تا حدي اين مساله مورد توجه بود و فرشته و وكيل همزمان به ماموريت‌شان مشغول بودند. البته شيطان، شخصي واحد نيست و طبق آيه 50 سوره كهف، ابليس داراي ذريه است كه برخي از ذريه به فرزندان و برخي به كارگزاران تعبير كرده‌اند و حتي نام‌هاي آنها را (نظير زوال، قفندر، رها، متكون، مذهب، ولهان، ثبر، زلنبور و...) را ذكر كرده‌اند كه هر يك ماموريتي دارد؛ يكي مانع از بيداري انسان‌ها براي نماز شب مي‌شود، ديگري مامور ايجاد وسواس است، آن يكي به زنا ترغيب مي‌كند و كس ديگر به دروغگويي و... اين ويژگي در سريال او يك فرشته بود وجود ندارد اما مي‌توانست در اغما با توجه به موقعيت برتر مرد زشت روي نسبت به الياس، فرزاد و بيژن تداعي شود كه استفاده به جايي از آن به عمل نيامد.

در معارف اسلامي از دو نوع شيطان نام برده شده است: شيطان جني و شيطان انساني (مثل آيه 112 انعام يا آيه آخر سوره ناس) شيطان جني از باطن و با ايجاد افكار فاسد آدمي را وسوسه مي‌كند و شيطان انسي به صورت ظاهري و بيروني. آنچه در اين دو سريال مي‌بينيم، بيشتر تداعي‌بخش شيطان جني است كه به صورت انسان تمثل يافته است اما در هر حال غالب وسوسه‌هاي شناخته شده به همان وسوسه‌هاي ذهني و دروني برمي‌گردد، منتها چون اين فرآيند چنان قابليت نمايشي شدن و درام‌پردازي را ندارد شكل شيطان انساني براي هنرمندان صورت‌پرداز، جذاب‌تر به نظر مي‌آيد و شايد به دليل همين نوع جذابيت‌ها باشد كه براي شيطان قدرت و اراده‌اي بيش از حد و حدودش در معارف اسلامي متصور شده‌اند. طبق آنچه مرحوم مطهري در كتاب عدل الهي مي‌گويد قلمرو شيطان در وجود بشر محدود است به نفوذ در انديشه و نه تن يا بدن و اين نيز صرفا در حد وسوسه كردن و جلوه‌گري است اما اينكه به شكل يك قدرت قاهره بتواند بر وجود بشر تسلط يابد و بر كار بد اجبارش كند از حوزه قدرت او خارج است. اين همان مطلبي است كه در آيه 22 سوره ابراهيم نيز آمده است و شيطان را تنها يك دعوت‌كننده مي‌انگارد كه فارغ از سلطه و اجبار است. اين مفهوم در هر دو سريال ناديده گرفته شده است. از اين حيث به برخي ابعاد شيطان در آيين‌هاي مبتني بر ثنويت و يا نزديك به آن (مثل زرتشتي يا مسيحيت) نزديك شده است. در او يك فرشته بود كار به آنجا مي‌رسد كه شيطان دست طفلي خردسال را مي‌گيرد و به وسط خيابان مي‌برد تا در تصادف با اتومبيل بميرد و در اغما نيز شيطان كنار دست انسان در اتومبيل مي‌نشيند و مسير منتهي به يك تصادف را كروكي‌وار برايش ترسيم مي‌كند و يا از زبان يك بيمار بيهوش طرز عمل جراحي و تشخيص بيماري را براي دكتر شرح مي‌دهد! اما آنچه در اغما از همه بارزتر است پيشگويي‌هاي شيطان است كه مبتني بر هيچ حقيقت ديني نيست. خداوند طبق آيه‌هاي 27 – 26 سوره جن، علم غيب را در اختيار هيچ‌كس ننهاده مگر در اختيار برخي اوليائش از پيامبران و طبعا شيطان جزو  اين اوليا نيست! اگرچه در قسمت پاياني اغما نفي پيش‌بيني شيطان به شكلي كه كاملا مشخص بود تحميلي از فرامتن كار است رقم خورده بود. اما متن اصلي آكنده از اين جادو جنبل‌بازي‌ها بود كه صرفا جذابيت داستاني داشت و نه استناد ديني، كار اصلي شيطان جلوه دادن بد در قالب خوب است (آيه 63 سوره نحل: فزين لهم الشيطان اعمالهم) و البته اين مهم در هر دو سريال مورد تاكيد قرار گرفته بود. فرشته در او يك فرشته بود ابتدا با ظاهري معصوم وارد زندگي قرباني‌اش مي‌شود و الياس در اغما نيز در قالب مردي عابد و عارف اغواگري مي‌كند. با اين حال رهايي انسان از شيطان در هر دو سريال با حضور انساني روحاني ميسر مي‌شود كه در سريال اول يك معمم است و در سريال دوم يك عارف روستايي. در او يك فرشته بود حضور مرد روحاني ابعاد نمايشي‌تري داشت و با تمهيداتي مثل گرداندن تسبيح و يا گفتن ذكر و خواندن نماز و قرائت قرآن، شيطان معذب مي‌شد اما در اغما اين رويارويي در حد يك مواجهه توام با جدل گفتاري است اگرچه قالب قرآن و اذكار در اين سريال‌ها تا حدي يادآور كاربرد شمايل صليب و اوراد كتاب مقدس در برابر موجوديت اهريمني در فرهنگ مسيحيت است. اما اين نجات‌بخشي شخصيت اصلي داستان از شر شيطان، در يك او يك فرشته بود منتهي به يك پايان خوش مطلق نمي‌شود و وفق آيه 62 سوره اسراء كه شيطان تا قيام قيامت به اغواگري مشغول است و تسليم نمي‌شود ابليس نيز در قسمت پاياني آن سر راه ديگران كمين مي‌كند ولي در قسمت پاياني در اغما اوضاع خوش‌آيند‌تر از آن به نظر مي‌رسد كه تهديدات شيطان جدي انگاشته شوند.

+ نوشته شده در  شنبه 12 آبان1386ساعت 16:59  توسط شهروند امروز  |