وقتي كه حرفه طراحي از خياطخانههاي قديمي و شلوغ تهران به صورت جديترين رشتههاي دانشگاهي كشور درآمد، سرنوشت ديگري براي مدهاي وارداتي از تركيه، چين و كره رقم خورد. تا آن زمان بدون شك تمامي طراحيهاي ايراني تلفيقي از ژورنالهاي قاچاقي از خارج كشور بود كه هيچ ريشه و اصالتي در سنت و فرهنگ پوشش ايرانيان نداشت. به تدريج قد مانتوها كوتاه شد. گشادي آن گرفته شد و رنگ آنها بدون هيچ تناسب هنري رايج شد. رنگ سياه براي مدتها رنگ غالب پوشش زنان ايراني باقي ماند چون امكان نداشت كه مدهاي وارداتي كه با سنت و فرهنگ ايراني مغايرت داشت در قالب پارچههاي رنگي در بازار عرضه شود.
اما حالا طراحي لباس و پارچه جزو بهترين رشتهها در دانشگاههاي كشور مورد استقبال بانوان قرار گرفته، هر چند مدت زيادي طول كشيد تا اين طرحها مورد پسند توليدكنندهها قرار بگيرد.
اولينها
چادر ملي ايراني شايد اولين طراحي ايراني باشد كه به سرعت در ميان لايه عظيمي از بانوان گسترش پيدا كرد. تا آن زمان به ندرت يك طراح داخلي ميتوانست طرح پيشنهادي خود را به يك توليدكننده بقبولاند اما چادر ملي كه از راحتي خاصي برخوردار بود به سرعت در بازار عرضه شد و حالا با آن راحتي به سرعت جاي چادر سنتي قديمي كه صرفا يك تكه پارچه بزرگ بود گرفت بعد از آن طراحان داخلي لباس جسارت بيشتري را براي ادامه اين راه پيدا كردند. مهلا زماني نيز يكي از اولين طراحان لباس ايراني است كه مدهاي سنتي و مدرن را با هم تلفيق كرده و گرچه با قيمتي بسيار گزاف، اما بسيار موفق در بازار عرضه كرد. طراحيهاي وي به سرعت مورد توجه بسياري از توليدكنندهها قرار گرفت بهطوري كه ساير طراحان جسارت بيشتري را براي استفاده از مدل سنتي در طراحي لباس پيدا كردند. آنها طبيعتا نگران عدم پذيرش و مقبوليت عمومي طرحهايشان در نگاه عمومي بانوان بودند كه با جسارت خانم زماني اين تابو شكسته شد.
بعد از آن طراحان زيادي به ميدان آمدند اما اصرار آنان براي تلفيق مدل داخلي و خارجي بود كه گاهي اوقات با هم جور درنميآمد.
كپي با چشم غيرمسلح
جشنواره بينالمللي زنان سرزمين من غرفهاي داشت به نام غرفه پاياننامه. در واقع تمامي طرحهاي داخلي و هر آنچه را دانشجويان رشته طراحي آن را آماده كرده بودند در اين غرفه بزرگ قرار داشت. انواع لباسهاي مجلسي، رسمي، مانتو، باراني و لباس كودك كه توسط دانشجويان سال آخر رشته طراحي لباس ارائه شده بود به چشم ميخورد. رنگها كاملا روشن، عناصر سنتي با آن ويژگيهايي كه ارزشهاي سنتي را حفظ ميكرد در اين غرفه قرار داشت.
خانم فروغي، مسوول اين غرفه از هرگونه عكاسي از طرحها ممانعت ميكرد. او ميگفت: «بچهها براي اين طرحها زحمت زيادي كشيدهاند و با كمك هزينه ناچيزي كه از دبير جشنواره به آنها شد با هزينه سنگين اين لباسها را طراحي و آماده كردهاند. انتشار هر كدام از اين عكسها باعث لو رفتن طرح قبل از فروش آن توسط طراح ميشود يعني به هدر رفتن تمامي حق و حقوق يك طراح.»
فروغي كتاب بزرگي از طرحهاي خود را كه به صورت ژورنال درآورده بود را نشان ميدهد و ميگويد: «براي چاپ همين يك نسخه نزديك به يك ميليون تومان خرج كردم كه آن را جايي ثبت كرده باشم تا اگر كپي آن را در بازار ديدم بتوانم ثابت كنم كه اين طرح متعلق به من است.»
عكاسي با چشم غيرمسلح هم ممكن است. كافي است كه يك خياط يا يك طراح معمولي يك نگاه ساده به طرح بيندازد ميتواند تمام ايدههاي آن را براي طرح خود بردارد بدون اينكه يك ريال بابتش بپردازد يا اينكه نگران پيگرد قانوني آن باشد.
فروغي ميگويد: «اغلب توليدكنندگان چنين افرادي را به اينجا ميفرستند تا از طرحها كپيبرداري كنند. با يك نگاه ميتوان اين كار را كرد بعد خيلي راحت بعد از چند ماه ميتوان نمونه متحولشدهاي و گاه عين طرح را در بازار ديد. اين يك فاجعه نااميدكننده براي يك طراح است كه بايد براي آن فكري كرد.» ميتوان احساس كرد كه از اين طرحها مثل چشم مراقبت ميشود اما هميشه نميتوان چشمهاي مردم را بست. چه بايد كرد؟
ذائقه در حال تغيير
طراحان فارغالتحصيل دانشگاه شريعتي از جمله فعالترين طراحهاي لباس ايران هستند. عموما در هر جشنواره و مراسمي ميتوان يكي از آنها را ديد كه با ذوق و شوق چندين طرح خود را ارائه ميكنند. در اين جشنواره نيز آنها از فعالترين طراحان هستند. تقريبا تعداد زيادي از طرحهاي آنان در اين نمايشگاه بر اندام مانكنهاي پلياستري بيسر عرضه شد.
بهناز شامقازاني در حالي كه مانتويي از طرح و رنگآميزي خودش بر تن دارد حدود 5 طرح از 20 طرح پاياننامهاي خود را در غرفه به نمايش گذاشته است.
چرا اين مانكنها بيسر هستند؟
چون تعداد مانكنها كم بود من هم با وجود اينكه تمام طرحهايم يك شال يا روسري داشت مجبور شدم طرحهايم را ناقص به نمايش بگذارم.
چند طرح در كل براي پاياننامهات آماده كردي؟
در كل 20 طرح اما فقط اجازه ارائه 5 طرح را به خاطر كمبود مانكن پيدا كردم همانطور كه ميبينيد غرفه بزرگ است و جاي خالي بسيار زياد.
فكر ميكني تا چه اندازه طرحهايت مورد استقبال قرار گرفته است؟
آنقدر طرحهاي وارداتي و بلااستفاده در بازار ريخته كه وقتي بازديدكنندگان اين مدلها را ميبينند انگار كه ما از كره ديگري اين طرحها را وارد كرديم.
برايتان بازديدكنندگان مهم هستند يا توليدكنندگان!
خب براي يك طراح هميشه توليدكننده مهم است تا بتواند قرارداد خوبي با او ببندد. اما اينجا به قدر بازيدكنندگان استقبال ميكنند و حتي سفارشات انفرادي ميدهند كه در حال حاضر جلبنظر بازديدكنندگان برايم مهمتر است.
آيا احساس ميكني كه طرح تو مورد پسند جوانان قرار بگيرد؟
جوانان بيشتر به لباسهاي سبك و اسپرت علاقه دارند. اغلب بانوان متاهل و تا حدودي سندار بهويژه آنهايي كه مرحله جواني را عبور كردهاند طالب اين مدلها هستند.
هنگام طراحي جوانان را در نظر نگرفتيد؟
ما براي طراحي پارچه بايد محدوديتهاي جامعه را در نظر بگيريم به همين خاطر نميتوانيم طرحهاي مورد پسند اغلب جوانان را ارائه كنيم. اين طرحها را شايد بتوان براي لباسهاي خانگي يا ميهمانيهاي خصوصي داد اما در مورد لباسهاي بيرون طرحهايي كه ما ميزنيم با ذائقه جوانان اغلب همخواني ندارد.
چند نفر طراح تحصيلكرده در ايران داريم؟
شايد سر جمع با دانشگاه الزهرا بشوند 250 نفر كه قطعا براي جامعه ما كافي نيست.
فكر ميكني كه در اين عرصه بتواني طرحهاي عامهپسند ارائه كني؟
ببينيد ذائقه پوشش زنان ايراني در حال تغيير است و اين تغيير در رنگ لباسها محسوستر است. وقتي بعد از سالها با برگزاري جشنوارههاي مختلف به ما اجازه دادند كه وارد عرصه شويم توانستيم خودي نشان بدهيم.
فكر ميكنيد بتوانيد با اين طرحها ذائقه مردم ايران را جهت بدهيد؟
همه چيز به عادات بصري ما برميگردد. وقتي به مرور اين طرحها در بافت پوششي زنان ايران نضج گرفت بدون شك ذائقه ايراني نيز تغيير پيدا ميكند. وقتي ما ايرانيان فقط چشم باز كرديم و طرحهاي خارجي و وارداتي را ديديم طبيعتا كمي طول ميكشد تا نسبت به طرحهاي داخلي عادت كنيم و آنها را بپذيريم. ما اميدوار هستيم. مثلا در مورد چادر ملي چه كسي فكر ميكرد كه به اين سرعت رايج شود. لباسهاي طرح داخلي هم همينطور. جالب اينجاست كه بدانيد لباسهاي ما در جشنواره دانشجويي تبريز بسيار مورد توجه طراحان و توليدكنندگان تركيهاي قرار گرفت كه اين مساله ما را اميدوار كرد.
ريسكناپذيري توليدكننده
هميشه طراح، توليدكننده و مصرفكننده سه ضلع مثلث چرخه توليد پوشاك را در دنيا تشكيل ميدهند. مصرفكننده گرچه همواره پول ميپردازد و مصرف ميكند اما هميشه انتخابكننده است هر چند كه در يك ميدان محدود باشد. طراح با ارائه طرح خود بايد هممخاطب را بشناسد و هم قدرت ريسك توليدكننده را بالا ببرد. خانم فروغي ميگويد: «توليدكنندهها در ايران اغلب قدرت ريسك ندارند. آنها طرح را ميبينند خوششان ميآيد اما اغلب حاضر به ريسك كردن براي توليد انبوه طرح نيستند. آنها دوست ندارند كه حتي براي 10 درصد هم در مورد نفروختن پارچه ريسك كنند. ما نميدانيم چگونه بايد ريسك آنها را بالا ببريم. اين كار مشكل است.»
توليدكننده خواستار سود است. خواستار پايين بردن هزينه و جذب مخاطب و تضمين فروش خود است. طبيعتا كمتر خواهان ريسك است و در اين سير تمام فشار خود را و حتي بياعتنايي خود را نصيب طراح ميكند. به گفته فروغي: «توليد كننده طرح را ميبيند بعد ميگويد برميدارم اما اگر فروش نكرد پولت را نميدهم. اين چه معاملهاي است. وقتي تو مصرفكننده را ميشناسي يا لااقل ادعا ميكني كه ميشناسي ميداني كه او كدام طرح را ميپسندد. اينجا بهانه توليدكننده است تا به طراح پولي ندهد.»
ضلع طراح مثلث هميشه لنگ ميزند. به همين خاطر توليدكننده به سمت طراح خارجي گرايش پيدا ميكند چون هنوز طراح داخلي را باور ندارد.
