سيد عمار حكيم براي اهالي سياست به ويژه آشنايان به عرصه سياسي عراق فرد نامآشنايي است. بسياري او را رهبر آينده مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق ميدانند. پيشبيني كه خود قويا آن ر ا رد ميكند و نظر ديگري نسبت به آن دارد. با تمام اين احوال وي اكنون در كنار پدرش به يكي از تصميمگيرندگان اصلي عرصه سياسي عراق تبديل شده است. نطقهاي متعددي كه در شهرهاي مختلف عراق انجام ميدهد يا حضور فعالش در جلسات مختلف سياسي دليلي بر اين ادعاست. اضافه بر آن جلسههاي مكرري كه با دولتمردان و مقامهاي عاليرتبه جهاني به طور مرتب انجام ميدهد را نيز ميتوان به جمع اين دلايل افزود.
عمار حكيم نيز همانند پدرش از طرفداران فدراليسم است و تلاشهاي بسياري براي به كرسي نشاندن اين طرح در عراق انجام ميدهد. گرچه ديدگاههاي وي همانند ديگر رهبران مجلس اعلا با ديدگاههاي نمايندگان كنگره آمريكا كه تعريفشان از فدراليسم به نوعي تقسيم عراق است، تفاوتهاي اساسي دارد. بر خلاف برخي از سياستمداران، وي معتقد به عراق يكپارچه است و تقسيم عراق را به هيچ وجه و در هيچ حالتي نميپذيرد. عمار حكيم بارها تاكيد كرده، وحدت عراق يكي از مهمترين مسووليتهايي است كه بر عهده تمام دولتمردان عراقي است و براي حفظ آن بايد نهايت تلاش را كرد، موضوعي كه بارها در اين مصاحبه نيز بر آن تاكيد كرده است.
گفتوگوي زير يكي از منحصربهفردترين مصاحبههايي است كه به گفته وي براي نخستين بار با يكي از مطبوعات ايران انجام ميدهد.
1- آقاي سيد عمار حكيم، بسياري شما را رهبر آينده مجلس اعلا ميدانند و به اعتقاد بسياري فعاليتهاي شما براي تصدي رهبري مجلس اعلا از هم اكنون آغاز شده است. چاپ عكسهاي بزرگ از شما در كنار شعارها و نشانهاي مجلس اعلا، تفويض برخي از مسووليتهاي مهم و بزرگ پدر به شما و ملاقاتهاي مكرر و منظم حضرت عالي با سفيران و مقامهاي عاليرتبه جهان آغاز و انجام شده است. بسياري اين موارد را دليلي بر آمادگي شما براي رهبري مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق ميدانند. آيا اين حرفها صحت دارد؟
حضرت حجهالاسلام والمسلمين سيدعبدالعزيز حكيم همچنان رياست مجلس اعلى را بر عهده دارند، ليكن ايشان در حال حاضر با برخى مشكلات در زمينه سلامتشان مواجه هستند و فعلا در خارج از عراق تحت درمان قرار دارند. برادران عضو شوراى مركزى مجلس اعلا، كه بالاترين جايگاه رهبرى در اين مجلس است، از اينجانب خواستند كه در بغداد حاضر و به انجام وظايفى بپـردازم كه جناب آقاى حكيم انجام ميدادند. از قبيل مديريت امور مجلس، رياست جلسات دورهاى، ديدار با شخصيتها و مسوولانى كه مايل به ديدار با رييس مجلس هستند، ادامه ارتباط با آحاد ملت عراق و انجام فعاليتهاى سياسى و اجتماعى و فرهنگى. تمام اميد ما اين است كه جناب آقاى حكيم مراحل درمان را تكميل و مجددا به ايفاى نقش و انجام فعاليتهاى طبيعى خويش بازگردند. البته پيگيرى جزئيات روند سياسى در مجلس اعلا كه يك نهاد و ساختار سياسى منظم و بر اساس اصول نهادى فعاليت مىكند، قطعا توسط كميتههايي صورت ميگيرد كه در مجلس تشكيل شده و ادامه روابط با ديگر تشكيلات سياسى و پيگيرى پروندههاى مختلف را بر عهده ميگيرند. در حقيقت ما كميتههايى داريم كه در چارچوپ دولت، پارلمان يا تحكيم روابط ملى يا منطقهاى يا جهانى فعاليت دارند و من افتخار دارم كه در جلسات اين كميتهها شركت كنم و در بالندگى ايدهها و تكميل طرحهاى مورد بحث و تصميمگيرى سهيم باشم تا اينكه اين كميتهها بتوانند وظايف و مسووليتهايى كه بر عهده دارند را انجام دهند.
آنچه كه در مورد الصاق عكس و پوستر و غيره گفتيد بنده اطلاعى از آنها ندارم. شايد فعاليتهايي بوده است كه توسط مجلس اعلا انجام شده و بنده در آن فعاليتها سخنرانى داشتم و خبرنگاران نيز عكسهاى گرفته باشند و در روزنامهها چاپ كرده باشند. اما اينكه پوستر وعكسهاى ديوارى باشد كه بنده را ترويج كرده، بنده از آن بىاطلاعم.
2- آيا در آينده عراق نقش شما به عنوان يكي از فعالان برجسته مجلس اعلا پررنگتر خواهد شد؟ ممكن است روزي شما تصميم بگيريد به عنوان يكي از رهبران و تصميمگيران عرصه سياسي عراق وارد عمل شويد و پست ويژهاي اختيار كنيد؟
همانطور كه گفتم، حضور اينجانب در مجلس اعلا در جهت وفادارى و پايبندى به همه مسووليتهايى است كه به آن اشاره كردم و معتقدم آنچه مهم است اين است كه روند سياسى فعلى روند موفقى باشد. چيز ديگرى كه براي ما اهميت دارد تربيت پرسنل و نيروهاى توانمند ملى است كه توانايي بر عهده گرفتن مسووليتهاى مختلف را داشته باشند. بنده تاكنون هيچ تصميمى براي به عهده گرفتن هيچ مقام اجرايي نگرفتهام و معتقدم آنچه مهم است، حمايت وپشتيبانى از روند سياسى جارى و بالندگى وپيشرفت مجلس اعلى است، اينها فعاليتها و وظايف مهمى هستند كه بنده در حال حاضر مشغول به انجام آنها هستم.
3- آقاي حكيم ميخواهم توجه نظر شما را نسبت به موضعگيري كشورهاي اصلي جنگ عراق بپرسم. به نظر ميرسد دموكراتها و حزب محافظهكار انگليس چندان تمايلي به ادامه حركت كنوني عراق كه رهبري آن به دستان شيعيان است، ندارند، آيا فكري براي مهار چنين سياستي كردهايد؟
در ابتدا بايد تاكيد كنيم كه ما عراقى هستيم و از منظر حفظ منافع عراق به برنامهريزى و ايجاد هماهنگى با ديگر طيفهاى عراقى كه طرف اساسى واقعيتهاى عراق هستند، مىپردازيم. كمااينكه كشورهاى ديگر شايد نظر خاصى داشته باشند و از منظر حفظ منافع خود حركت كنند اما از خلال ديدارهايي كه ما با رهبران دموكرات كنگره آمريكا و محافظهكاران انگليس در عراق داشتهايم و با توجه به تصريحها و موضعگيريهاى كلى آنها، چنين نگرشي كه ارادهاى براى ناديده گرفتن اكثريت شيعه و كرد عراق و بازگرداندن روند سياسى به جاى اول خود وجود داشته باشد، تاكنون مشاهده نكردهايم.
حتى هم اگر بعضيها چنين تصميمى داشته باشند، عراق متعلق به همه عراقيان است و عراقيان هرگز حاضر به از دست دادن دستاوردهاى خود نيستند و هرگز نيز اجازه نخواهند داد فرصت شركت گسترده همه طيفهاي كشور از دست برود. ما هم در حاليكه اصرار و تاكيد بر اهميت شركت برادران سنى عرب متناسب با موقعيت و گستردگى حضور خوب آنان در آن سرزمين عزيزمان داريم، در عين حال معتقديم كه يك معادله سياسى و موازنه سياسى جديدى ظهور كرده كه بر اساس صندوقهاى راى و انتخابات و آراى ملت به وجود آمده است و يك فرصت حقيقى به همه اطراف داده تا حضور و مشاركت مستقيم داشته باشند. از اين رو بايد از اين دستاوردها حفاظت كرد و نبايد اجازه دهيم كه به عقب برگرديم.
4- گفته ميشود كشورهاي عربي به ويژه عربستان سعودي فشارهاي بسياري را به كاخ سفيد براي تغيير نقش شيعيان در عراق و دادن قدرت بيشتر به سنيان وارد ميكند. آنها حتي براي رسيدن به اين هدف به توافقهاي بسياري با دموكراتها رسيدهاند. آيا تدابيري براي مقابله با اين مشكلات انديشيدهايد؟
شكى نيست كه كشورهاى همجوار، بهخصوص كشورهاى عربى از تجربه جديد و اوضاع جديد عراق واهمه داشتهاند. چرا كه برخى كشورها نگرانى بزرگى از حضور نيروهاى خارجى در سرزمينهاى عراق دارند و در برابر اين واهمه اتخاذ موضع ميكنند. كما اينكه كشورهاى عربى با برخى نيروهاي سياسى داخلي و بعضا خارج از آن، پيمانى را تشكيل دادند و در همين راستا در قاهره نيز تشكيل جلسه دادند. در آن زمان گفته ميشد كه هدف اين جلسات سرنگونى دولت آقاى مالكى است و از حمايت شش كشور از كشورهاى همجوار عراق برخوردار است. همانگونه كه گفتم موضع ما بسيار روشن است و ما معتقديم كه روش توطئه وكمك گرفتن از كشورهاى خارجى به منظور سرنگونى يك دولت منتخب مردم در عراق روش صحيحي نيست و در عين حال معتقديم كه روش صحيح به دست آوردن قدرت يا مخالفت با يك دولت، حضور فعال در صحنه و در روند سياسى، آن هم زير گنبد پارلمان و پيگيرى امور (تا رسيدن به نتيجه) از اين طريق است. خصوصا اينكه عراق در حال حاضر يك كشور تكثرگرا و دموكراتيك است و آزادى بيان به صورت كامل در آن عمل ميشود. به گونهاي كه براساس اصول قانون و سيستم دموكراتيك، اين فرصت وجود دارد كه هر شخصي كه مايل است قدرت را به دست گيرد، ميتواند در چارچوب معيارهاى صحيح و قانونى دست به انجام هر كارى بزند.
5- برگرديم به مسائل موجود در عراق. برخي منابع خبري خبر از وجود اختلاف در درون ائتلاف يكپارچه ميدهند. مثلا خبرهايي مبني بر وجود اختلاف ميان مجلس اعلا با حزب الدعوه به گوش ميرسد؟ آيا ممكن است ائتلاف دچار انشقاق شود؟
ائتلاف متحد عراق يك فراكسيون و يك نهاد سياسى بزرگ است كه توانست درجه بالايي از اعتماد مردم عراق را به دست آورد تا به عنوان فراكسيون بزرگتر شناخته شود. اين فراكسيون از نيروهاى بزرگى تشكيل شده كه حضور و نقش مهمى را در صحنه دارند. البته اين نيروها نقطه نظرات خاص خود را هم دارند و طبيعى است كه در تشخيص مشكلات و تعيين راهكار و اولويتهاى حل آن مشكلات هم نظرات مختلفى داشته باشند. به هر حال ما به صورت جدى تلاش خواهيم كرد كه وحدت ائتلاف را تحكيم بخشيم. در خصوص برادران ما در حزب الدعوه هم بايد گفت كه ميان ما وحزب الدعوه توافق مكتوبى وجود دارد كه مدتى پيش امضا شد، روابطى كه ميان ما وجود دارد روابط خوبى است كه در راستاى فعاليت مشترك در جهت خدمت به عراق جريان دارد. البته ما متاسفيم كه يكى از مولفههاى اين ائتلاف كه حزب فضيلت است چندى پيش تصميم به خروج از ائتلاف گرفت. ما در حال حاضر تلاش ميكنيم كه آنها را قانع كنيم به ائتلاف بازگردند و در عين حال همچنان با ديگر نيروهاى ائتلاف در حال گفتوگو هستيم تا در راستاى خدمت به كشورمان و براي حمايت و پشتيبانى از روند سياسى كشور همچنان به فعاليت و تلاشمان ادامه دهيم.
6- گفته ميشود برخي احزاب موجود در اين ائتلاف با رهبري حضرتعالي بر مجلس اعلا مخالفند و خواهان تغيير رهبري و تغييرات ديگر در اين زمينه هستند. درباره ائتلاف يكپارچه آيا ممكن است تغييراتي در اين ائتلاف به وجود آيد؟
خير چنين چيزى تاكنون به گوش بنده نرسيده است. بر عكس چيزى كه ما شنيديم تماما بر خلاف اين اعتراضاتى كه ميگوييد بوده است. به گونهاي كه ما تنها با تحسين و حمايت و پشتيبانى به منظور ادامه اين فعاليت در چهارچوب مجلس اعلا مواجهيم. بايد بگويم ما از اين همه موضعگيرىهاى شرافتمندانه رهبران سياسى در داخل ائتلاف و در صحنه سياسى عراق و در منطقه و جهان متشكريم و ممنونيم كه اين همه ابراز لطف و آمادگى براى ادامه همكارى وتعامل با مجلس اعلا (كه جايگاه بزرگى در عراق دارد) فرمودند.
البته در خصوص تعامل با ائتلاف بايد بگويم همان طوري كه ميدانيد بنده عضو مجلس نمايندگان نيستم و در نتيجه مديريت ائتلاف در نبود جناب آقاى حكيم بر عهده اينجانب نيست، بلكه حضرت حجه الاسلام شيخ دكتر همام حمودى كه از رهبران مجلس اعلا و رييس كميته روابط خارجى مجلس نمايندگان عراق و از شخصيتهاى با نفوذ و اثرگذار در ائتلاف محسوب ميشوند، اين امر را بر عهده گرفتهاند تا به عنوان جانشين حضرت آقاى حكيم جلسههاي ائتلاف يكپارچه عراق را مديريت كنند.
7- به تازگي در عراق «جبهه ميانهروها» تشكيل شده است. آيا تاسيس اين جبهه به معناي جايگزيني آن به جاي ائتلاف يكپارچه و تشكيل پيمان سياسي تازهاي است؟
در ابتدا بايد اصطلاحى كه به كار برديد را تصحيح كنم، شما گفتيد جبهه ميانهروها، ما معتقديم آنچه اتفاق افتاد شبيه يك جبهه نبود، چراكه جبهه يك ساختار و تشكيلاتى است در برابر تشكيلات و فراكسيونهاى ديگر. كارى كه ما انجام داديم عليه هيچكس يا هيچكدام از فراكسيونهاى ديگر نيست، بلكه در راستاى تحكيم و حمايت از فراكسيونها و پيمانهاى سياسى ديگر اين كار انجام شده است.
البته خود استفاده از كلمه (ميانهروها) اين معنى را ميدهد كه ما نيروهاى حاضر در صحنه سياسى عراق را به دو گروه ميانهرو و اصولگرا تقسيمبندى كردهايم. در صورتي كه ما چنين تقسيمبندياي را صحيح نمىدانيم و اميدواريم كه همه از ميانهروها باشند. به هرحال ما با كمال هوشيارى اين اقدام را به عنوان (توافق نيروهاى سياسى) ناميديم و نام جبهه يا هر نام ديگر را براى آن نگذاشتيم چرا كه معتقد بوديم نامهاى متنوع ممكن است باعث ايجاد اختلافات و از همپاشيدگى در صحنه سياسى عراق شوند. هدف اساسى از اين توافق اخير اين بود كه به يك پايگاه اساسى و اصلى براى حمايت و پشتيبانى از روند سياسى جارى عراق و گسترش مشاركت در وسيعترين فضاي ممكن به منظور جذب بيشترين تعداد از نيروهاى سياسى با نقطه نظرات متفاوت به داخل اين توافق برسيم. در نتيجه اين اقدام ميتواند اقدامى براى وحدت بيشتر و حمايت و پشتيبانى از روند سياسى و حمايت از دولت عراق باشد.
8- به نظر ميرسد گروههاي ديگر سياسي قصد دارند، جبهه تازهاي در مقابل ائتلاف جديد تشكيل دهند. گروه العراقيه به رهبري اياد علاوي و سنيان به دنبال تشكيل اتحادي در مقابل حركت سياسي جديد هستند. آيا در آينده جبهه اپوزسيوني در درون عراق تشكيل خواهد شد؟
همانطور كه قبلا گفتم در حقيقت ما جبهه اى در مقابل ديگران تشكيل ندادهايم و پيوستن به اين توافق ميتواند شامل همه كسانى شود كه به روند سياسى فعلى كشور ايمان داشته باشند. چنانچه برخيها از قبيل ليست العراقيه يا ديگران بخواهند پيمانها يا جبهههاى سياسى تشكيل دهند و جريانى را در داخل پارلمان ايجاد كنند، اصل دموكراسى (كه ما به آن ايمان داشته و قانون اساسى و ديگر دستاوردهاى خود را براساس آن به دست آورديم) اين فرصت را به هر جبهه سياسى ميدهد كه در چارچوب اصول و ارزشهاى متعارف وشناختهشده حركت كند و به فعاليت سياسى بپردازد. البته نه فعاليتهاي توطئهآميز و بر خلاف قانون اساسى و نه از خلال كسب حمايت منطقهاى از خارج از مرزها به منظور تغيير معادلات در داخل واقعيتهاى سياسى عراق بلكه تنها در چارچوب سياستهاى متعارف پارلمانى. پس اگر فعاليتي براساس اصول صحيح باشد، اين امر قابل قبول است و ما به آن پايبند خواهيم بود. گرچه من اعتقاد ندارم كه پيمانهاى سياسى فعلى در داخل پارلمان نقشهاي ويژهاي كشيدهاند و ايده سرنگون ساختن دولت فعلى وجايگزينى آن با دولتى ديگر در شرايط فعلى را مطرح كرده باشند.
9- برخي از اعضاي جبهه توافق اعلام كردهاند، در صورتي كه خواستههايشان عملي نشود از حركت سياسي خارج شده و دست به مقاومت مسلحانه خواهند زد؛ موضوعي كه آقاي جلال طالباني نيز به وجود آن اذعان كرده و گلايه خود را از آن اعلام كرده است. نظر شما در اينباره چيست؟
جبهه توافق هنوز يكى از مولفههاى روند سياسىاي محسوب ميشود كه از نتايج و آثار روند سياسى جديد عراق واهمه دارد. در نتيجه به اعتقاد من راهكار صحيح اين مساله تحكيم سياست درهاى باز و گفتوگوى منطقهاي عراق است و ما به عنوان عراقى بايد نقطهنظرات خود را توضيح دهيم و تاكيد كنيم كه روند سياسى و تشكيل جديد دولت عراق هيچ خطرى براى هيچكدام از كشورهاى همجوار ندارد. بلكه بر عكس ايمان عميقى نسبت به همزيستى و سياست درهاى باز منطقهاي و جهانى وجود دارد. شكى نيست كه عراق به عنوان يك كشور عربى مشتاق ايجاد بهترين رابطه با كشورهاى برادر عرب است، چراكه عراق جزء لاينفك جهان عرب محسوب ميشود و با كمال احترامى كه به حضور برادران كرد و تركمان و ديگر قوميتها و نژادها در عراق داريم، ليكن اكثريت ملت عراق همچنان عرب هستند.
پس ما بايد از يك سو با سياست درهاى باز نگرانيهاى موجود در كشور را مرتفع كنيم و از سوى ديگر روابط فيمابين مولفههاى گوناگون و متنوع جامعه عراق را تحكيم بخشيم. ما بايد تلاش كنيم كه همه عراقيان از فرصتهاى يكسان در حقوق و وظايف برخوردار باشند. زيرا اين مساله مىتواند هرگونه بهانه را از جريانهاى سياسى مختلف كه بخواهند اوضاع سياسى را به سوى مقاصد متعددى دور از نتايج به دست آمده از صندوقهاى راى و تركيب طبيعى ملت سوق دهند، بگيرد.
ما معتقديم كه جبهه توافق يك شريك اساسى براى ما در روند سياسى و دولت و پارلمان محسوب ميشود گرچه اين امر مانع از اين نمىشود كه صداهايى به گوش ما برسد كه در خارج از اين چارچوبها صحبت ميكنند، اما در عين حال مورد ملامت و سرزنش اعضاي اساسى و اصلى اين جبهه كه همانا حزب اسلامي عراق است نيز قرار ميگيرند و طبيعى است كه اين صداها نميتواند تصوير تمامنماى جبهه توافق و شريك سنى ما در عراق باشند.
10- نظرتان درباره توطئه كودتا از سوي افرادي چون اياد علاوي و متحدانش چيست؟ خبرها حاكي از آن است كه ايشان در نشستهاي مختلف از جمله نشست قاهره عليه دولت مالكي فعاليتهايي داشته است. مشابه چنين شايعاتي براي آقاي ابراهيم جعفري نيز هست. نظر شما درباره اين شايعهها چيست؟
در حقيقت، آقاى اياد علاوى چنين تلاشهايي داشت. ايشان اكنون حضور اثرگذاري در پارلمان دارند. جبهه ايشان هميشه حمايت خود را از روند سياسى اعلام داشته است. البته اين جبهه حضور خود در دولت را فعلا به حالت تعليق در آورده است تا مطمئن شود كه حقوق همه شهروندان تامين شده است. ما قبلا تلاشهايي را مبذول داشتيم و به اين تلاشها ادامه خواهيم داد تا آنان را قانع كنيم به دولت بازگردند و به نفع آنها و همه عراقيان است كه همگى در يك دولت وحدت ملى قدرتمندى شريك باشيم تا بتوانيم از خلال آن چالشها و خواستههاى موجود را بر سر يك ميز گذاشته و به بحث و بررسى پرداخته و تصميمگيرى كنيم تا آنهايي كه امكان دارد را اجرا كنيم. در خصوص آقاى دكتر جعفرى هم بايد گفت كه رسانهها خبرهايى در مورد تمايل ايشان به ارائه طرح خاصى در قبال دولت آقاى مالكى منتشر كردند، ليكن ايشان چندين جا گفت كه قصد ندارد دولت آقاى مالكى را سرنگون كند بلكه در حال فعاليت جهت ايجاد يك جريان ملى عمومى است كه به كل روند سياسى كشور خدمت و از دولت قانونى حمايت كند. ما هم اميدواريم تمامي شخصيتهاى عراق در چارچوب سياسى و قانونى كه به آن اشاره داشتيم، حركت كنند.
گرچه ما معتقديم كه اين فرصت امروزه عملا وجود ندارد چرا كه دولت آقاى مالكى از حمايت و پشتيبانى نيروهاى بزرگى در عراق برخوردار است و اين حمايت باعث ايجاد اكثريت پارلمانى به نفع دولت شده و در نتيجه فرصت سرنگونى دولت را از ديگران ميگيرد.
11- اياد علاوي در مصاحبه با شبكه العربيه خبر از ديدارهاي محرمانهاش با سران حزب بعث و فرستادههاي عزت ابراهيم الدوري با نظارت مقامهاي آمريكايي داده است. آيا اين بدان معناست كه بعثيها قصد بازگشت به عرصه سياسي عراق يا ائتلاف با ديگر احزاب سياسي عراق را دارند؟
در قانون اساسى عراقى كه مورد موافقت اكثريت 80درصد از مردم عراق قرار گرفت، حزب بعث يك حزب غيرقانونى اعلام شده است. بنابراين هيچ فرصتى براى حزب بعث در روند سياسى وجود ندارد، كما اينكه طرز فكر ويرانگر بعث كه علت اصلى ويرانيهاى بزرگ كشورمان در زمينههاى اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و حتى تفكر و انديشه بوده است نيز هيچ جايگاهى ندارد. بعثيان جنايتكار و ناسالم صدامى كه دستشان به خون ملت آغشته است، از قبيل عزت الدورى و ديگر شبيهان او هم جايي در ميان ملت ما ندارند. بله، ما به عنوان عراقى تصميم گرفتيم عامه بعثيهاي كه ثابت نشده به ملت بدى كردهاند، به آنها اجازه دهيم در جامعه امروز عراق آميخته شوند و نقشى را در خدمت به جامعه ايفا كنند و همچون ديگر افراد مردم به زندگى خود ادامه دهند. ليكن به عنوان يك شهروند عادى نه به عنوان عضو حزب بعث. حزب بعث وجود ندارد و هرگز نيز باز نخواهد گشت.
12- به نظر ميرسد دولت عراق دچار كاستيهاي بسياري است. آيا محدوديت يا چارچوبي براي ميزان حمايت خود از دولت مالكي در نظر گرفتهايد؟ به عبارت ديگر چه اصول و شروطي را براي حفظ حمايت از مالكي مدنظر قرار دادهايد؟
حقيقت مساله، شروطى نيست كه ما بخواهيم از قبل تعيين كنيم، بلكه صحبت از واقعيتهايي است كه ما امروزه با آن مواجه هستيم، چرا كه ما امروزه شاهد مشكلات متعددى در كشوريم. مثلا پارلمان ما با تعلل حركت ميكند. دولتى داريم كه نيمى از وزراى آن غايب هستند. ضعف و ناتوانى بزرگى در ارائه خدمات داريم. مسووليتها تنها بر عهده آقاى مالكى نيست بلكه متوجه همه نيروهاى حاضر و شريك در روند سياسى و دولت است. هركدام به اندازه سهم خود مسووليت دارد اين اشكالات را رفع كند. ما همواره گفتهايم كه ما كنار آقاى مالكى خواهيم بود و معتقديم بايد تا زماني كه اين دولت شرايط لازم براى موفقيت و ادامه راه را داشته باشد، كاملا از وي حمايت كنيم. كما اينكه خود را مسوول ميدانيم تا شرايط موفقيت ايشان را نيز فراهم كنيم. در عين حال آقاى مالكى نيز به عنوان نخستوزير مسووليت بزرگي بر عهده دارند. ايشان نخستين فرد دولت محسوب ميشود كه بايد شرايط موفقيت را فراهم سازد. ما بايد فعاليت زيادى در سطح سياسى انجام دهيم تا نيروهاى سياسى كه از دولت خارج شدند به دولت باز گردند و از آن حمايت كنند. كما اينكه بايد اقدامات سريع و روشنى را انجام دهيم تا امكان خدماترسانيهاي مختلف نيز در كشور فراهم شود. همزمان با آن بايد تلاش كنيم تا استقرار و امنيت در كشور گسترش يابد و فرصتهاى سرمايه گذارى و نهضت اقتصادى و توسعه نيز فراهم شود.
از سوى ديگر، ما بايد سياست درهاى باز در سطح منطقه را تقويت و رابطه خود را با كشورهايي كه در محيط ما هستند گسترش داده و نگرانيهاى آنان را مرتفع و آنان را تشويق كنيم كه از روند سياسى جديد عراق حمايت كنند. در همين راستا بايد كارى كنيم تا نمايندگىهاى سياسى ديگر كشورها در عراق نيز گسترش يافته و سياست درهاى باز با ديگر كشورهاى جهان نيز تقويت شود تا كشورمان بتواند نقش طبيعى خود در منطقه و جهان را مجددا باز يابد. اينها همه شرايط مهم و اساسى موفقيت ماست و ما بايد همگى تلاش كنيم كه آنها را محقق سازيم و واضح است كه آقاى مالكى به عنوان نخستوزير سهم بزرگى در اين مسووليتها بر عهده دارد.
13- در صورتي كه به هر علتي دولت عراق سقوط كند، چه فكري براي حفظ آرامش و آينده دولت عراق كردهايد؟ آيا كسي را براي جانشيني مالكي در هر حالتي در نظر گرفتهايد؟ اين افراد ممكن است چه كساني باشند؟
همانگونه كه گفتم ما از دولت آقاى مالكى حمايت ميكنيم و اميدواريم كه دولت ايشان بتواند شرايط موفقيت را حفظ كرده و به پيش رود تا شاهد هيچ بحرانى نباشيم. اگر خداى ناكرده به هر دليلي اين دولت شكست خورد، روشهاى قانونى روشني وجود دارند تا جايگزين اين دولت تعيين شود. در كشور ما حرف اول و آخر را نمايندگان ملت و فراكسيونهاى پارلماني ميزنند و همانها نيز شخص مورد اعتماد را انتخاب و به اين مقام منصوب خواهند كرد. همانگونه كه در مورد دولتهاى آقاى جعفرى و آقاى علاوي نيز همين اتفاق افتاد.
14- بسياري از وجود اختلاسهاي كلان در ميان دولتمردان عراقي نگرانند. حتي شايعاتي وجود دارد مبني بر اينكه عدهاي از اعضاي مجلس اعلا نيز در اختلاسهاي كلان دست دارند. نظر شما در اينباره چيست و چه فكري براي حل مشكل اختلاسها و فساد مالي در عراق كردهايد؟
در حقيقت، ما فساد مالى را از نظامهاى سابق حاكم در عراق به ارث برديم. رژيم گذشته سياستى را اتخاذ كرد كه اثرات زيادى در قانونى جلوه دادن اين پديدههاى فاسد داشته است. شايد هم ضعف دولت در سالهاى اخير و درگير بودن آن با مسائل مبارزه با تروريسم و اشكالات امنيتى و سياسى بزرگ كشور در تشديد اين پديده ويرانگر نيز نقش داشت. ما اعتقاد داريم راه صحيح درمان اين پديده در فعالسازى سازمان مبارزه با مفاسد اقتصادي و غيرسياسى كردن فعاليت آن نهفته است. به گونهاي كه اين سازمان بايد كار حرفهاى خود را در برابر اين اتفاقها فورا شروع كند. از سوى ديگر، معتقديم كه ادامه فعاليت در جهت تشكيل اقليمها و واگذارى اختيارات گسترده به ديگر مناطق كشور و عدم انحصار آن در مركز و چند نفر مسوول، ميتواند به كاهش حجم اين پديده بسيار كمك كند.
در خصوص مجلس اعلى هم بايد گفت تا كنون براى ما ثابت نشده كه هيچكدام از اعضاى مجلس در فساد مالى دست داشتهاند. البته حرفهايي عليه برخى شخصيتها و رهبران مجلس زده شد و از طريق سازمان مبارزه با مفاسد اقتصادي به صورت بسيار بيطرفانه و بدون دخالت ما پيگيريهايى انجام شد و در پايان مشخص شد كه اينها همه شايعه بودند كه شايد به خاطر مسائل و زمينههاى سياسى صورت گرفته بودند.
15- عمران عراق متوقف شده است. در حالي كه ما در شمال و در منطقه كردها شاهد پيشرفت و رونق اقتصادي هستيم اما در جنوب هيچ رونقي به چشم نميخورد و هيچ بازسازي و عمراني صورت نگرفته است. با وجود اينكه جنوب يك منطقه آرام محسوب ميشود. چه فكري براي حل اين معضل كردهايد؟
به نظر من اين اطلاعات غير دقيق است. چرا كه ما شاهد جنبش عمرانى بسيار گستردهاى در استانهاى 9 گانه جنوب هستيم. كما اينكه بودجههاى سنگينى تحت عنوان بودجه توسعه اقليمها در سال گذشته و سال جارى به اين استانها اختصاص يافتند. هركسى كه بخواهد اوضاع اين مناطق را پيگيرى كند، مشاهده خواهد كرد در مقايسه با سطح خرابى و ويرانى كه داشتند كه چندين برابر خرابيهاى كردستان بود، اين مناطق شاهد حركت بازسازى و ساختوساز گستردهاى هستند و در موقعيت اقتصادى خوبى بسر ميبرند. ليكن از آنجايي كه از يك سو مدت زيادى از اين فعاليتها نگذشته است و از سوى ديگر مناطق كردستان در اين سطح از خرابى و ويرانى نبودند و از سال 1991 هم با روش خودگردانى مديريت مىشدند و صدام هيچگونه كنترل و تسلطى بر آن مناطق نداشت آنها فرصتهايي را به دست آوردند تا طرحهاى بازسازى و توسعه را از سالها قبل شروع كنند كه تا اين سطح از توسعه اقتصادى رسيدهاند. علاوه بر همه اينها، كردستان مدتهاست كه به يك اقليم تبديل شده به گونهاي كه بودجه يك اقليم را به طور كامل از دولت مركزي دريافت ميكند و عمليات بازسازى و توسعه را خود راسا اقدام ميكند. در حالي كه مناطق جنوب بغداد هيچكدام و تا اين لحظه به اقليم تبديل نشدهاند و بودجههاى كلان هنوز به وزارتخانهها اختصاص نيافتهاند تا دست به اجراى اين طرحها بزنند كه اين وزارتخانهها هم از يك سو دستشان به وسيله قوانين ومقررات دست و پاگير بسته شده و از سوى ديگر شاهد فساد مالى و ادارى هستند كه در اين ميان شرايط امنيتى ويژه بغداد هم مزيد بر علت شده و باعث كندى اجراى پروژهها شده است. همه اين عوامل باعث شدند تا حركت توسعه در جنوب كندتر از كردستان باشد.
ما تلاش ميكنيم از طريق تشكيل اقليم جنوب بغداد، فرصت بزرگى را به اين منطقه دهيم و بودجه مخصوص آن را واگذار كنيم. البته قانون سرمايهگذارى در پارلمان هم تصويب شده است كه اين قانون فرصت بزرگترى به سرمايهگذاران ميدهد. ما هم بهنوبه خودمان راه خود را در توسعه فراگير اين مناطق ادامه ميدهيم. مدتى پيش نيز كنفرانس توسعه مناطق جنوب بغداد را در دوبى برگزار كرديم كه در اين همايش بيش از 500 شركت بزرگ منطقهاي و جهاني شركت داشتند كه همگى مشتاق سرمايهگذارى در اين استانها هستند. ما انشاءالله در انتظار نهضت بزرگ توسعه عمرانى در اين مناطق هستيم.
