موضوع «عدالت اجتماعي» يكي از مقولههايي است كه در سالهاي متمادي گفتمان قالب قشر روشنفكر و دگرانديشاني بوده است كه در تحولات سياسي و اقتصادي كشور نقش داشتهاند. با اين حال بايد گفت، مصداق تعريف «عدالت اجتماعي» در 40 سال گذشته، تاثيرپذيري زيادي از سير تحولات و اتفاقاتي داشته است كه به صورت عمده، در كشورهاي كمونيستي رخ داده است. جذابيتهاي موجود در شعارهاي برابريطلبانه كه از سوي سوسياليستها مطرح ميشد و فضاي چپزده سياسي ايران در چند دهه گذشته، به نوعي اين تلقي را به وجود آورده است كه فقط سوسياليستها پرچمدار مبارزه با بيعدالتي هستند.
با اين حال در شرايطي كه برداشتها و تفسيرهاي گوناگون از تفكرات سوسياليستي، به دليل به چالش كشيدهدن اين تفكر در سالهاي گذشته، در فضاي ايران در حال رنگ باختن بود اما ديديم كه رويكردهاي سوسياليستي و نگرشهاي نزديك به آن به قانوننويسي و برنامهريزي ايران رسوخ و دولت را در ابعاد گوناگون اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي حاكم بلامنازع كرد.
بعد از پايان جنگ، نگرشهاي سوسياليستي به مقوله برنامهريزي و برنامهنويسي در مقابل واقعيتهاي اقتصادي، رنگ باخت و ما شاهد تقويت اركان سرمايهگذاري و احترام به آزادي اقتصادي و تكريم توليد بوديم.
با اين حال هنوز اين تلقي در اذهان وجود دارد كه مكانيسم بازار و تمسك به اقتصاد رقابتي، در تعارض با عدالت اجتماعي است و لازمه كاركرد مكانيسم بازار، تشديد بيعدالتي است.
هنوز هم اين تلقي وجود دارد كه اگر بخش خصوصي در اقتصاد، قدرت بيشتري بگيرد، به ؟ تشديد محروميت است در حالي كه اين گونه نيست و ما در كتاب «اقتصاد و عدالت اجتماعي» به اين موضوع پرداختهايم.
حقيقت اين است كه حتي مخالفان اقتصاد آزاد هم، در سالهايي كه قدرت در دست اصلاحطلبان بود، پذيرفتند كه اقتصاد آزاد در تعارض با عدالتخواهي نيست. آنها در عملگرايي به اين موضوع واقف شدند اما اين بحث به مقوله انديشه و فضاي دانشگاهي وارد نشد و ما سعي كرديم در ابتدا از طريق برگزاري چند سمينار و ميزگرد و بعد از طريق انتشار كتابي با نام «اقتصاد و عدالت اجتماعي» باب گفتمان جديدي در حوزه انديشه اقتصادي باز كنيم.
ما ميتوانستيم به صورت مستقيم، كتاب را به رشته تحرير درآوريم اما تصميم گرفتيم در ابتدا موضوع را به ميزگردها و همايشها بكشانيم و بعد جمعبندي ديدگاهها را در كتابي منتشر كنيم.
اگر به تركيب فصلهاي مختلف كتاب نگاه كنيد، ميبينيد كه سعي شده است، بسته به تخصص و تجربه همكاران، مطالب هم به صورت تخصصي ارائه شود. ما بارها جلسه گذاشتيم و مشورت كرديم تا كارها به صورت تخصصيتري ارائه شود. ويژگي ديگري كه ميتوانم از آن ياد كنم، جمعبندي كتاب است. ما ساعتها وقت صرف كرديم تا جمعبندي كتاب، چكيده خوبي از مقالات ارائه شده باشد.
اكنون كه مدتي نهچندان طولاني از انتشار كتاب «اقتصاد و عدالت اجتماعي» ميگذرد، بازتاب ديدگاهها بسيار مثبت بوده است. شايد همه افرادي كه كتاب را خواندهاند، با ديدگاه ما موافق نباشند گو اينكه خيليها به نقد آن نيز پرداختهاند اما براي ما جاي خوشحالي دارد كه اقتصاد و عدالت اجتماعي، فضاي جديدي در آوردگاه انديشه اقتصادي ايران به وجود آورده است. شايد به همين دليل است كه در ما شور مضاعفي براي ادامه اين مسير و نگارش كتاب قطورتري به نام «اخلاق و اقتصاد» به وجود آمده است.
