تبليغاتX
شهروند امروز - خودبزرگ‌بيني؛ با هم توهم درباره خود هم برآورد غلط در باب ديگري

شهروند امروز

هفته نامه خبری تحلیلی در زمینه های اجتماعی ، فرهنگي ، اقتصادي و ورزشي

هادي خانيكي

 پرداختن کلوپ انديشه شهروند امروز به مقوله‌هاي اخلاقي به ويژه در وجه اخلاق اجتماعي و اخلاق سياسي آن  مي‌تواند نقطه ورود خوبي براي اجتماعي کردن برخي مفاهيم ضروري و راهگشا در جامعه باشد، اما بهر رو حاصل اين اهتمام يک «متن» است و اثر بخشي هر متني منوط به ارتباط آن با زمينه‌هاست.شايد اين چهار ويژگي را بتوان از جمله خصوصيات برجسته و زمينه‌اي جامعه ما دانست:

1- به رغم ديني بودن جامعه،ما در حال حاضر از وجود نوعي بحران اخلاقي در سطوح مختلف سياسي و اجتماعي رنج مي‌بريم و «وجدان اخلاقي» دين‌داران، سياست‌ورزان و کنشگران اجتماعي از حساسيت متناسب با زشتي‌هاي پيراموني برخوردار نيست. در حالي که مهمترين شان دينداري را بايد اخلاقي زيستن دانست، اما به آساني اين ويژگي در ميدان قدرت سياسي به قربانگاه مي‌رود و حتي توهم اخلاقي بودن و به تبع آن بي‌نيازي از مباحث اخلاقي چه در سطح نخبگان و چه در سطح عامه مي‌نشيند. به هر حال مساله ضعف يا زوال اخلاقي جامعه ايراني زيانبارتر از ضعف يا زوال سياسي، اقتصادي و اجتماعي آن است و نقشه اخلاقي آن در فرآيند اصلاح جامعه از اولويت و اهميت  ويژه‌اي برخوردار است.

2- چنانکه تجربه تاريخي مردم ما نشان داده است، واکنش خاص‌‌گرايانه جامعه ما در سرخوردگي‌ها و انفعال‌هاي سياسي روآوردن به خويش و نوعي صوفي‌گرايي فردي است. به تعبير رايج سياسي محصول مستقيم شکست و يأس اجتماعي يا رشد افراطي‌گرايي و راديکاليسم است يا رشد صوفي‌گري و فرار از مسووليت اجتماعي. در چنين موقعيت‌هايي گرايش به وجه فردي مباحث اخلاقي بر وجه اجتماعي آن پيشي مي‌گيرد و طبيعتا مباحث اخلاقي رنگ و بوي فردي  مي‌يابد.

3- با قبول فرض «نابساماني اخلاقي» از سويي و گرايش به درون‌گرايي‌هاي فردي از سوي ديگر پرداختن به فضايل و رذايل اخلاقي در چارچوب نظريات بنيادين، نوين و مساله‌محور ضرورت يافته است. اخلاق در گذشته بخش مهم و محوري مطالعات ديني و سياسي بوده است و در دهه‌هاي اخير نيز فلسفه اخلاق و جامعه‌شناسي آن از جمله مباحث پردامنه دانش‌هاي جديد است،فقر نظري ما در اين زمينه‌ها واقعيتي آشکار است،اما طرح مساله بدون توجه به لوازم و مقتضيات نظري و اجتماعي آن مي‌تواند با خطر انتزاعي شدن يا سطحي کردن اينگونه مباحث همراه شود. مساله اين است که چه کنيم تا فضيلت‌ها و رذيلت‌هاي اخلاقي در قالب مسايل مملوس اجتماعي و سياسي مورد بحث و بررسي قرار گيرند؟

4- در غياب يا ضعف روندها و ساختارهاي دموکراتيک، فرد و جامعه به لحاظ اجتماعي دچار «بي‌خويشتني سياسي» مي‌شود. در چنين موقعيت‌هايي شهروندان از سياست‌ورزي دور مي‌شوند و در قبال اجبار و زور راه انفعال و کناره‌گيري پيش مي‌گيرند و بي‌حسي سياسي به نحو روزافزوني گسترش مي‌يابد. بي‌حسي سياسي معمولا محل رشد و نمو رذيلت‌هاي اخلاقي است.در واقع روي ديگر انفعال و سرخوردگي سياسي در جامعه خودداري، احساس معنويت و منفعت‌پرستي است و معمولا بحران‌هاي سياسي خود موجه و موجب بحران‌هاي اخلاقي مي‌شوند.

با تکيه بر اين چهار ويژگي بهتر مي‌توان به مساله «خودبزرگ‌بيني» که موضوع اين شماره شهروند امروز است پرداخت. در حوزه «اخلاق ديني» خود بزرگ‌بيني به عنوان بارزترين وجه تکبر هميشه آفتي مطرح و مطرود بوده است، در عين حال آنچه بيش از هر چيز ديگر جامعه ديني و فردي ديندار را مورد تهديد قرار داده و مي‌دهد، همين رذيلت اخلاقي است. آنقدر در ادبيات عرفاني و اخلاق اسلامي ‌تکبر مورد نکوهش بوده و هست که برابر نهاده آن يعني «تواضع» نيز گاه در معرض گرفتار شدن به آن ديده شده و از خطر «کبر تواضع» به وفور سخن رفته است.

اسپونويل، فيلسوف برجسته اخلاق با تعريف فضيلت افتادگي در اين دوران نيز راه تامل درباره «خود بزرگ‌بيني»را هموارتر مي‌کند.به نظر او افتادگي خوارشمردن خويش نيست، بلکه در مورد خود دچار توهم نشدن است. افتادگي  ناآگاهي از آنچه انسان هست نيست، بلکه بيشتر شناخت يا شناسايي همه آن چيزهايي است که انسان نيست.

با اين تعريف مي‌توان مبناي پيدايش و رشد خود بزرگ‌بيني را توهم دانسته. در واقع خيال‌انديشي نسبت به خود يا ديگري هر که باشد در جامعه‌هايي که بيش از حد اتميزه و فردي‌مدار شده است، خودبزرگ‌بيني را شکل و گسترش مي‌دهد. اتکاي بيش از حد به خود و اعتماد کمتر از حد به ديگري محصول نوعي بي‌خويشتني سياسي است که در موقعيت‌هاي غيرمردم‌سالار به وجود مي‌آيد و در صورت خودبزرگ بيني متجلي مي‌شود.

مي‌توان به علل مختلف «خودبزرگ‌بيني»را در زمره آسيب‌پذيري‌هاي مهم اجتماعي و اخلاقي جامعه ايراني به طورعام و نخبگان سياسي و فرهنگي آن به حساب آورد.خودمداري و خودپنداري تاريخي ما ايرانيان استعداد خودبزرگ‌بيني فردي و جمعي ما را معمولا بيشتر ساخته و آسيب‌پذيري‌هاي ديرپاي جامعه ما را مرتبا بازتوليد کرده است. تخمين و برآورد غلط از توان خود و غير ساده‌ترين محصول اين خودبزرگ‌بيني است. اکنون مساله اين است که چه کنيم تا به قله فضيلت فروتني در جهان و جامعه کنوني چه در حوزه نظر و چه در حوزه کنش سياسي و اجتماعي نزديک‌تر شويم و چگونه مي‌توانيم از دو پرتگاه «خودبزرگ‌بيني» و «خود کم‌بيني» که بيماري‌هاي سياسي جوامع استبداد زده است، دورتر شويم.

+ نوشته شده در  شنبه 31 شهریور1386ساعت 17:29  توسط شهروند امروز  |