تبليغاتX
شهروند امروز - در جست‌وجوي قهرمان از دست‌رفته - مریم شبانی

شهروند امروز

هفته نامه خبری تحلیلی در زمینه های اجتماعی ، فرهنگي ، اقتصادي و ورزشي

در جست‌وجوي قهرمان از دست‌رفته

 نلسون ماندلا، آن هنگام كه از پس 28 سال تحمل زندان، قدم به بيرون از مجلس گذاشت، «قهرمان» مردم آفريقاي جنوبي ناميده شد. اسطوره مبارزه با نژادپرستي مردم آفريقا، پس از رهايي از حبس بار امانت برداشت و جايگاه نخستين رييس‌جمهور سياه‌پوست آفريقاي جنوبي را به خود اختصاص داد. در سال‌هاي مسووليت اما او را نه يك سياستمدار، كه به واقع قهرماني ستايش‌آميز مي‌شناختند. هشت سال رياست جمهوري ماندلا اما محبوبيتش را افزون كرد و بر حلقه هوادارانش افزود. هشت سالي كه او وقف بر ساختن پايه‌هاي جامعه مدني آفريقاي جنوبي كرد و نهايتا هم در اوج محبوبيت و به رغم خواست مردم با سياست وداع گفت و قدرت را رها كرد. اينچنين بود كه عنوان «قهرمان» در مجاورت نامش باقي ماند و محبوبيت‌اش از مرزهاي آفريقا هم فراتر رفت.

***

اين اما سرنوشت تمام مرداني نيست كه جامه قهرماني بر تن مي‌كنند. فيدل كاسترو، آن هنگام كه جامه پارتيزاني به تن كرد و از كوه‌هاي «سيرامائترا» پايين آمد، جامه قهرماني مردم كوبا را نيز بر تن كرد و اسطوره آزادي و عدالت‌خواهي آن مردمان شد. زمان اما بايد مي‌گذشت تا مردم كوبا از زاويه‌اي ديگر به قهرمان خويش بنگرند و زبان به نقد او بگشايند. چرا كه همانقدر كه شيريني قدرت بر كاسترو آشكار شد، فاصله او نيز با مردم افزون شد و اينچنين بود كه فيدل كاسترو، قدرتمند ساختن نهادهاي مدني جامعه كوبا را به فراموشي سپرد و تنها عرصه قدرت خويش را وسعت بخشيد. قهرمان روزهاي گذشته، اگرچه در باور خويش، قهرمان باقي ماند، اما اسطوره قهرماني‌اش در اذهان كوبايي‌ها خيلي زود شكست و نظاره‌گران، «مرگ قهرمان» را به نظاره نشستند.

***

حكايت ما اما حكايتي ديگر است. اگرچه اهل فن در كشورهاي توسعه‌يافته، سخن خويش مي‌گويند و بار خويش مي‌بندند و از پايان سياست، پايان روشنفكري و پايان عصر قهرمان‌پروري سخن مي‌گويند، اما سياست در كشور ما، در غياب نهادهاي مدني و فقدان بسياري از حداقل‌هاي توسعه‌يافتگي، حال و هواي خودش را دارد. اينچنين است كه ما پرسش‌هايي را كه ديگران پاسخ نهايي به آنها داده‌اند، اكنون بايد دوباره طرح كنيم و پاسخ متناسب با شرايط خويش را بگيريم. پرسش‌هايي از اين دست كه آيا اصولا جامعه ما را احتياجي به قهرمان است؟

***

پاسخي يكه در ميان نيست. چه آنكه نه مي‌توان جايگاه قهرمانان را در نبود و تعليق نهادهاي مدني ناديده گرفت و نه مي‌توان از كنار اميد مداوم بستن مردمانمان به قهرمان خيالي ـ قهرماناني كه بيشتر زاده توهم ما هستند تا زاده ويژگي‌هاي برترشان ـ به راحتي گذشت. بدين‌ترتيب اگرچه جامعه ما در شرايط گذار، محتاج قهرماناني است كه بار سنگين نهادهاي غيرموجود را بر دوش مي‌كشند و چراغ راه ديگران مي‌شوند اما بايد اين نقد را بر خويش نيز هموار سازيم كه چرا در هر فهرست انتخاباتي و در هر موقعيتي به دنبال يافتن يك منجي نجات‌بخش مي‌گرديم و جامه قهرماني بر تن سياستمردان متوسط خويش مي‌پوشانيم. امري كه در نتيجه آن و آنگاهي كه رداي قهرماني از تن منجي موهوم مي‌افتد، فزوني ملال و افسردگي و يأس اجتماعي را موجب مي‌شود و تخم انفعال را در زمين باير سياسي مي‌پروراند. بگذريم از آنكه سويه نقد را متوجه سياستمداراني نيز بايد كرد كه لباس قهرمان بر تن مي‌كنند و طفل اعتماد را مي‌پرورانند و اما در ميانه راه، مصلحت‌هاي شخصي را ترجيح مي‌دهند و بار مسووليت بر زمين مي‌گذارند. ما محتاج قهرمانيم اما چه بسيار قهرمانان كه زاده توهم مايند و چه بسيار قهرمانان كه زاده توهم خويش‌اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 17:48  توسط شهروند امروز  |