بزرگان اصلاحطلب ايران در پايان سفرهاي استاني رئيسجمهور، سفرهاي استاني خود را سر و سامان ميدهند. مدتها بود كه هاشميرفسنجاني پا را از تهران بيرون نميگذاشت، مگر به مناسبتي خاص به قم ميرفت. او حتي در اوج رقابتهاي انتخابات رياستجمهوري، اعلام كرد كه نميتواند از تهران بيرون برود و در همين پايتخت ماندگار ميشود.
سيدمحمد خاتمي نيز وقت زيادي بود كه سفرهاي خارجي را جايگزين سفرهاي داخلي كرده و گفتوگوي تمدنها، جايگزين گفتوگو با مردم ايران شده بود. مهدي كروبي نيز مدتهاست تهران را ترك نكرده، مگر به مناسبت خاص و افتتاح شعبهاي از حزب اعتماد ملي و گفتوگوي كوتاهي با اعضاي اين حزب در آن شهر. در اين ميان البته بايد محمود احمدينژاد را از ديگران متمايز كرد.
او از همان ابتداي رياست بر جمهور با شعار كابينه 70 ميليوني، سفرهاي استاني خود را سر و سامان داد و به اين شهر و آن استان سفر كرد و برنامههاي خود را به پيش برد. گرچه منتقدان او از همان ابتدا يادآور شدند كه سفرهاي رئيسجمهور هزينهزا و بينتيجه است و برخي ديگر خبر دادند در حاشيه سفرهاي استاني، ستادي به نام حاميان رئيسجمهور تشكيل ميشود و آن ستاد بعد از سفر پابرجا ميماند و برنامههاي تبليغاتي و انتخاباتي براي خود مدون ميكند.
با اين حال احمدينژاد بيتوجه به انتقادات، سفرهاي استاني خود را سر و سامان ميداد و تلاش ميكرد ضمن اختصاص بودجه خاص به شهرهاي ضعيف، با مردم آن ديار نيز بنشيند و دستور رفع مشكلات آنها را صادر كند. گرچه بسياري اين رفتار او را به پوپوليسم ايراني تعبير كردند و با عدد و رقم ثابت كردند كه وعدههاي او در سفرهاي استاني محقق نميشود و رئيسجمهور تنها مطالبات مردم را افزايش ميدهد، اما او در جلسه خود با خبرنگاراني كه در سفرهاي استاني او را همراهي ميكردند، يادآور شد كه لولهكشي آب به اين روستا و تامين برخي نيازهاي مردم نه تنها افزايش مطالبات نيست، بلكه «آپارتمانسازي در تهران است كه توقعات را بالا ميبرد». و دوباره تاكيد كرد كه «ثروتها بايد در سطح مردم تقسيم شود».
به هر حال دور اول سفرهاي او كه به پايان رسيد، سفرهاي سران اصلاحطلب آغاز شد. هاشمي رفسنجاني بعد از مدتها، به شمال ايران سفر كرد و در جمع برخي از گيلكزبانان نسبت به آينده كشور ابراز نگراني كرد و برگزاري انتخابات سالم را تنها راهحل فعلي كشور دانست و خبر داد كه خود نيز كمك ميكند «حتيالامكان» انتخابات سالمي برگزار شود تا كشور «از اين نگرانيها» عبور كند.
در اين ميان، يكي از سايتها نيز خبر داد كه هاشمي در جلسهاي با بيان اينكه نميتوان نسبت به سرنوشت كشور بيتفاوت بود، از تندرويها و افراط در دو جناح سياسي كشور، به عنوان دولبه قيچي كه اعتماد مردم را به كارآمدي نظام سست ميكند،ياد كرده و بر لزوم دوري نيروهاي معتدل و عقلگراي دوجناح از چهرههاي افراطي به عنوان يك ضرورت نام برده است.
اگرچه اين خبر بدون اشاره به فرد خاصي تمام شده بود، بلافاصله خبر ديگري منتشر شد كه از حسن روحاني به عنوان سرليست هاشمي رفسنجاني ياد شده بود و همان سايت از فعال شدن طيفي از اطرافيان هاشمي به محوريت حسن روحاني، رئيس مركز تحقيقات استراتژيك براي انتخابات مجلس هشتم و شكلبندي «قطب سوم» انتخاباتي خبر داده بود كه عمدتا شامل نيروهاي معتدل و تكنوكرات و اصلاحطلب خواهد بود.
به موازات انتشار اين اخبار، سيدمحمد خاتمي نيز به شيراز سفر كرد. خبر رسيد كه بيش از 15 هزار نفر به استقبال او آمدهاند و خيابانهاي اطراف محل سخنراني او كه مسجد فاطمهالزهرا بود، بسته شد. او سخنان خود را معطوف به مسائل اجتماعي و وضعيت زنان در ايران كرد و تاسف خورد از اينكه «وقتي از آزاديهاي اجتماعي، مديريت و حضور زنان حرف زده ميشود گاه در دنياي امروز اين آزادي به ولنگاري تعبير ميشود». او بلافاصله سخنان خود را به انتخابات گره ميزند و ميگويد: «ما خواهان حضور همه انديشهها و سليقهها در انتخابات هستيم و به همه مردم، بهويژه زنان و دختران توصيه ميكنم با حضور پرشور خود بر حجم، سطح و اعتبار انتخابات بيفزايند.»
سفر خاتمي و حجم هواداران او در شيراز، يك شروع انتخاباتي را براي وي رقم زد. به خصوص آنكه او پس از يك دوره تخريب بر سر ماجراي ايتاليا و مصافحه با زنان به اين سفر ميرفت. گرچه بارها اعلام كرده بود كه در انتخابات آينده كانديدا نخواهد شد و عطاي قدرت را به لقايش بخشيده است اما با اين حال به علت پتانسيل موجود در وي، اين سفر زنگ خطري براي اصولگرايان بود تا دوباره نام خاتمي را با خط قرمزي بكشند و بيش از پيش او را رصد كنند.
شايد به همين علت بود كه سايتهاي اصولگرا، تئوري «تفرقه» را در دستور كار خود قرار دادند تا با جعل اخبار، به اختلافات سران اصلاحطلب دامن بزنند. چنان كه يكي از آنها خبر داد كه خاتمي ليست انتخاباتي خود را بدون توجه به نظرات مهدي كروبي بسته است و تمام افراد نيز مديران دولت هشتم هستند و تلاش كردند تا نظري از شيخ اصلاحات در مخالفت با خاتمي بگيرند كه شيخ آگاهتر از آنها، سخني بر زبان نياورد.
در واقع شيخ مهدي كروبي اگرچه از تهران خارج نشد، اما نگرانيهاي خود را نسبت به انتخابات بيان كرد. او يك بار ديگر از حضور نيروهاي غيبي در انتخابات سخن گفت و افزود: «اگر در انتخابات مجلس هشتم، جدي و محكم پاي صندوقها نباشيم، نيروهاي غيبي هر كاري كه بخواهند ميكنند.» كروبي معتقد است كه «بايد بر قدرت نظارت شود» و اين وظيفه احزاب و مجلس و مطبوعات است.
با اين حال، بعيد نيست كه مهدي كروبي نيز اين روزها راه سفر را در پيش بگيرد و ضلع سوم سفرهاي استاني اصلاحطلبان را كامل كند و دوباره از نگرانيها سخن بگويد. اصلاحطلبان مصمم به بازگشت به قدرت هستند، تلاش خود را نيز معطوف كردهاند تا حد ممكن نيروهاي واجد شرايط را كه ردصلاحيت آنان از سوي شوراي نگهبان بعيد به نظر ميرسد معرفي كنند. چنانكه پيشتر نيز محمدجواد لاريجاني نيز از اين فكر اصلاحطلبان استقبال كرده بود و آن را مايه اميدواري دانسته و گفته بود كه با حضور نيروهاي معقول و جاافتاده اصلاحطلبان، مجلس آينده، مجلس خوبي خواهد بود.
آغاز سفرهاي سران اصلاحطلب، البته پايان سفرهاي احمدينژاد نيست. اگرچه در پايان دور اول سفرهاي استاني او، اين روند از سوي هاشمي، كروبي و خاتمي پيگيري شده است، اما خبرها حاكي از آن است كه سران اصولگرا نيز پاشنههاي خود را وركشيدهاند و از چند سو، سفرهاي جديدي را براي خود سر و سامان ميدهند.
