حضور دختران در دانشگاهها، هميشه دغدغه ذهني گروهي از متوليان فرهنگي كشور بوده است. آنها طوري رفتار ميكنند و سخن ميگويند كه گويي همه مشكلات اخلاقي دانشگاهها از وجود دختران در دانشگاه ناشي شده است؛ براي اين مسوولان فرهنگي با هم بودن پسران در كنار هم اصلا نگرانياي ايجاد نميكند اما به محض اينكه يك دختر دانشجو در كنار اين پسران قرار گرفت، دقت ميكنند و قوانين و بخشنامههاي سفت و سخت مينويسند، تا اخلاق بر باد نرود. آنها به گونهاي عمل ميكنند كه گويي دختران بر باددهنده اخلاقند. بهترين راه براي دريافتن نوع نگاه روساي فعلي دانشگاههاي كشور به دختران، سر زدن به دانشگاهها و ديدن رفتار مسوولان دانشگاه با دختران است.
يكي از دانشجويان دختر كارشناسي ارشد دانشگاههاي تهران ميگويد: «سه ماه است كه روي تابلوي يكي از مراكز كاملا علمي و پژوهشي دانشگاه نوشتهاند خانمها نميتوانند از ساعت 6 عصر به بعد در مركز حضور داشته باشند.» تا به حال در چند دانشگاه كشور از جمله دانشگاه علوم پزشكي شيراز، دانشگاه اروميه و دانشگاه تربيت معلم دوربينهاي مداربستهاي كار گذاشته شده است كه دانشجويان را در همه مكانهاي دانشگاه زير نظر داشته باشند. در شهرهاي مذهبي مثل قم و يزد، دانشجويان دختر و پسر با هزينهاي بيشتر براي دانشگاه، در كلاسهاي جداگانهاي درس ميخوانند و حتي در خيابانهاي دانشگاه از صحبت كردن با جنس مخالف نهي شدهاند. اردوهاي مختلط دانشجويي كاملا حذف شده است و براي اردوهاي علمي هم به شرط اينكه استادي تمام مسووليت اخلاقي اردو را قبول كند، مجوز صادر ميشود. البته كمتر كسي پيدا ميشود كه مسووليت رفتار و كردار پنجاه نفر، صد نفر يا بيشتر را گردن بگيرد. در بيشتر دانشگاههاي كشور ورودي دختران و پسران جداست و در كنار در ورودي دكه كوچكي است كه دختران بايد از ميان آن عبور كنند. يكي از دختران دانشجو كه هر روز از ميان اين دكه وارد دانشگاه ميشود ميگويد: «توي اين كيوسكها يك خانمي نشسته كه با دقت به چهره و لباس شما نگاه ميكند. مثلا ميگويد «كوتاهه»؛ يعني ديگر اين مانتو را نپوش چون كوتاه است يا اگر كسي از بيرون با روسري آمده باشد، ميگويد: «بايد با مقنعه وارد شود.» اعمال نظارتهايي از اين دست، اواخر سال گذشته در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي اعتراض بسيار تندي را در پي داشت. قرار بود يكي از خانمهاي حراست دانشگاه به دانشكده بيايد و بر پوشش و آرايش دختران دانشجو اعمال نظر كند. دختران تريبون آزادي در حياط دانشكده برگزار كردند و گفتند كه اگر اين اتفاق بيفتد، همان روز اول آن كارمند را به دانشكده راه نخواهند داد. در آن تريبون آزاد دختران آييننامه اخلاقياي را به دست دانشجويان دادند كه ميگفتند مسوولان دانشگاه آن را تدوين كردهاند و در يكي از بندهاي آن حتي براي لاك ناخن، ريمل و رژ لب خانمها مقررات وضع شده بود. در دانشگاه تهران هم يك سالي است كه آييننامهاي مشهور به «منشور اخلاقي» در حال تدوين است و البته با توجه به فضاي دانشگاه تهران بعيد است به خشكي و تنگي آييننامه دانشگاه علامه باشد.
نگراني از كنار هم بودن دختران و پسران مساله امروز و ديروز برخي از متوليان فرهنگي كشور نيست؛ در اوايل انقلاب هم پيش از اينكه انقلاب فرهنگي باعث چند سال بستهشدن دانشگاهها شود، بحث اختلاط دختران و پسران مطرح شد. حتي در برخي از دانشگاهها بين دختران و پسران در كلاسهاي درس، ديوار درست كردند و تيغه كشيدند كه اين اتفاق باعث رنجش آيتالله خميني هم شد. زهرا اشراقي كه نوه ايشان و دانشجوي دانشگاه تهران در ابتداي انقلاب است، در گفتوگويي با روزنامه همميهن گفته است: «دقيقا خاطرم هست، در طرح ديواركشي در كلاسهاي دانشگاه اولين جايي كه ديوار كشيدند دانشكده ادبيات دانشگاه تهران در گروه فلسفه بود. من خودم را به سرعت به خانه رساندم و همه نظرات و نگاههايي را كه در دانشگاه ميان دانشجوها مطرح بود به آقا انتقال دادم، امام گفتند كه تا فردا ديوار را بردارند.»
انقلاب فرهنگي باعث تصفيه بسياري از دختران و پسراني شد كه پيش از آن در دانشگاه با هم ارتباط نزديكي داشتند. تعدادي از دختراني كه پيش از انقلاب در فعاليتهاي ورزشي يا تفريحي شركت ميكردند، از دانشگاه اخراج شدند. اغلب آنها پيش از آن هيچ كمكي به انقلاب اسلامي نكرده بودند. عمادالدين باقي در كتابي كه درباره تاريخ جنبش دانشجويي ايران نوشته است، از قول يكي از انقلابيان مينويسد كه پيش از به ثمر رسيدن انقلاب، يكي از فعاليتهاي دانشجويان اين بوده كه به خيابانهاي اطراف دانشگاه تهران يا تبريز ميرفتهاند و دختران و پسراني كه خيلي نزديك هم نشسته بودند را به شدت كتك ميزدند.
پس از انقلاب فرهنگي و شروع جنگ، ارتباط دختران و پسران در دانشگاهها بسيار محدود شد. آنها در حد امكان در كلاسهاي درس جداگانه يا در رديفهايي جداگانه در يك كلاس، درس ميخواندند و بيرون از كلاس هم تقريبا ارتباط و مراودهاي با هم نداشتند. دانشجويان دهه 60 و اوايل دهه 70 خوب به خاطر ميآورند كه اگر با جنس مخالف كمي گرم ميگرفتند بايد منتظر تذكري كتبي يا شفاهي ميبودند. به تدريج دانشگاههاي ويژه دختران نيز همچون دانشگاه الزهرا كه پيش از انقلاب «مدرسه عالي دختران» نام داشت، كار خود را از سر گرفته بودند. پس از آن هم دانشگاه ديگري در قم به نام «دانشگاه علوم پزشكي فاطميه» تاسيس شده بود كه در سال 81 به دلايل مديريتي منحل شد.
رييسجمهورشدن خاتمي در سال 76 فضاي دانشگاهها را باز كرد. مردم ايران در اولين سالگرد دوم خرداد از تلويزيون ديدند كه خاتمي و دانشجويان در صحني كه براي نماز جمعه در دانشگاه تهران ساخته شده است، گرد آمده بودند و دختران و پسران با نشاط براي سخنان رييسجمهور سوت و كف ميزدند و با دستهاي بالا برده، او را تشويق ميكردند. برخي از مسوولان از همان زمان نگران وضع فرهنگي دانشگاهها شدند اما با همه اين شرايط از محدوديتهاي گذشته كاسته شد. با حمله به كوي دانشگاه تهران در سال 78 نيز فضاي اجتماعي دانشگاهها به ركود منجر نشد. اما از دوره دوم رياستجمهوري سيد محمد خاتمي، مسوولان تصميم گرفتند محدوديتهايي را اعمال كنند. مثلا در همين مقطع، شوراي عالي انقلاب فرهنگي به رياست خاتمي تصويب كرد كه دانشجويان ديگر حق ندارند به اردوهاي مختلط بروند.
با اين وجود، تا پايان دوره اصلاحات فضاي اجتماعي دانشگاهها، كجدارومريز در حركت بود. گاهي برخي از استادان يا دانشجويان تندرو به برگزاري مراسم سادهاي مثل كنسرت موسيقي، شب يلدا يا پرسش و پاسخ با يك كارگردان يا بازيگر سينما اعتراض ميكردند اما شرايط سياسي و فضاي اجتماعي دانشگاهها طوري بود كه نميتوانستند محدوديتهاي خود را اعمال كنند. با نشستن محمود احمدينژاد بر كرسي رياستجمهوري، اكثر اين استادان معترض در دانشگاهها رييس، معاون و مدير كل شدند و با اختياراتي كه داشتند، ميتوانستند نظر خود را به جامعه دانشجويي اعمال كنند. بستهشدن فضاي سياسي دانشگاهها و اخيرا طرح معروف پليس كه «امنيت اجتماعي» نام گرفته، به كمك اعمال محدوديتها آمده و پس از گذشت بيش از ربع قرن از انقلاب اسلامي و پشت سر گذاشتن تجربههاي گرانبها و پرهزينه، برخي طرحهاي اوايل انقلاب همچون تفكيك جنسيتي دانشگاهها دوباره به گوش ميرسد.
به همين مناسبت چندي است كه سايت اينترنتي نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها كه به نظر ميرسد در دو سال اخير، تاثير بسيار بيشتري در سياستگذاريهاي فرهنگي دانشگاهها داشته، در پاسخ به پرسشهاي دانشجويان مخاطب سايت درباره مختلط بودن كلاسها و فعاليتهاي دانشجويان، نظرات خود را اعلام ميكند. روزنامه اعتماد در اوايل هفته گذشته توانست قسمتي از اين پاسخها را چاپ كند. نويسندگان اين سايت در همه پاسخهاي خود بر اينكه صرف كنار هم بودن دختران و پسران در دانشگاه كار بدي نيست تاكيد دارند اما شرايطي را براي اين امر قايل هستند. در اين سايت آمده است: «تجربه تاريخي و بشري نشان داده است كه اختلاط و ارتباط آزاد زنان و مردان به مصلحت انسانها نبوده است. البته اختلاط و ارتباط و تماس زن و مرد چنانچه مستلزم و موجب گناه و حرام نباشد، بلامانع است. بنابراين ارتباط زن و مرد براي تحصيل علم و فعاليتهاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي اشكالي ندارد. ولي در عين حال با توجه به شرايط خاص دوران جواني، طولاني بودن دوران تجرد غالب دانشجويان و خطرات جدي تمايلات آشكار و پنهان غرايز نفساني لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر كمي و كيفي تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. [... ] اگر ضرورتي ايجاب نميكند حتيالامكان چنين روابطي با نامحرم برقرار نشود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نامحرم، رفتاري متكبرانه داشته باشند نه رفتاري صميمانه. اينكه در احكام شرعي ميفرمايند در غير ضرورت مثلا مكروه است مرد با زن همصحبت شود، مخصوصا مرد و زن جوان ، به اين دليل است كه چه بسا همين همصحبت شدنها، غرايز جنسي افراد را تحريك كند و يك الفت و محبت شهواني بين مرد و زن ايجاد و نقطه آغازي براي غوطهور شدن در انحراف و فساد شود.»
نويسندگان سايت نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها درباره اجتماعهاي مختلط دانشجويي نوشتهاند: «اصل اجتماع دختران و پسران، در يك محيط اشكال ندارد؛ ولي اگر بانوان حجاب كامل را رعايت نكنند و آقايان نگاه گناهآلود داشته باشند و محرمات ديگري (از قبيل موسيقي حرام و مانند آن) انجام گيرد، اجتماع آنان در آن محل جايز نيست.» نظر اين نهاد درباره مختلطبودن كلاسها نيز چنين است: «به نظر ما در وضعيت كنوني و با توجه به واقعيات موجود در بسياري از دانشگاهها مبني بر عدم رعايت ارزشها و شئونات اسلامي و برخي مشكلات و ناهنجاريهاي ناشي از آنكه به هيچ وجه شايسته و زيبنده جو مقدس و محيط علمي دانشگاه نيست، اختلاط پسر و دختر در دانشگاهها مضرات و آفتهايي را به دنبال دارد.» اين آفتها عبارتند از: «بهوجود آمدن برخي انحرافات جنسي، اخلاقي و اجتماعي در اثر عدم رعايت شئونات اسلامي از قبيل حجاب كامل و...»، «افت تحصيلي در اثر مشغول شدن روح، فكر و قوه خيال دانشجو به... و عدم توجه كافي به مطالب استاد يا مطالب كتاب در زمان مطالعه و...» و نيز «اضطراب و نگراني ناشي از انگيزش شهواني و دشواري ارضاي صحيح و مشروع». البته در همين قسمت به فوايد مختلط بودن كلاسها نيز اشاره شده است. اين فوايد شامل صرفهجويي در هزينههاي برگزاري كلاسهاي جداگانه، شناخت روحيات جنس مخالف و «تمرين تقوا، عفت و پاكدامني و قرار گرفتن در معركه كارزار و جهاد جدي با نفس اماره» است.
آييننامه حفظ حدود و آداب اسلامي در دانشگاهها و موسسات آموزش عالي
(مصوب يكصد و بيست و يكمين جلسه مورخ 6/5/1366 شوراي عالي انقلاب فرهنگي)
فصل اول
حفظ حدود اخلاق اسلامي در برخوردها و معاشرتها:
1- دانشجويان زن و مرد لازم است در كلاسهاي درس در دو رديف جداگانه بنشينند.
تبصره: هرگاه در دانشگاهي جدا كردن كلاسهاي مخصوص زنان و مردان ميسر باشد و مشكلي از لحاظ بودجه و كيفيت تحصيل به وجود نياورد كلاسها بايد جدا باشد.
2 - در بيمارستانهاي آموزشي بايد كوشش شود كه به تدريج بخشهاي بيماران زن و مرد از يكديگر جدا باشد و همچنين هر جا ميسر است در اتاقهاي عمل از اختلاط زن و مرد خودداري شود و حتيالمقدور از كادر پرستاري زن براي زنان و مردان استفاده شود و مسائل شرعي رعايت شود.
3 - در آزمايشگاهها و بخشهاي تزريقات هرگاه براي تزريق و پانسمان، هم متخصص مرد بود و هم متخصص زن، از متخصص مرد براي بيماران مرد و از متخصص زن براي بيماران زن استفاده شود.
4 - در محلهاي تردد و نصب اعلانات در دانشگاهها، هرگاه احتمال ازدحام رود، بايد محلهاي جداگانه براي زنان و مردان در نظر گرفته شود.
5 - لازم است كه دانشجويان زن و مرد از آزمايشگاهها و كارگاهها و سالنهاي تشريح و اتاق كامپيوتر و غيره حتيالمقدور در نوبتهاي خاص و به طور جداگانه استفاده كنند.
6 - سالنهاي طراحي و مدل (آتليهها) و خود مدلها بايد منطبق با شوون اسلامي باشد و محيط كار حتيالمقدور براي زنان و مردان جدا باشد.
7- دانشجويان زن و مرد لازم است در گروههاي مجزا به كارهاي گروهي دانشجويي از قبيل انجام پروژهها و طراحي و كارهاي عملي و مانند آن بپردازند، مگر اينكه مجزا كردن زن و مرد منجر به مختلف شدن كار يا تعطيلي آن شود.
8 - دانشگاهها بايد تدابيري اتخاذ كنند تا در محيطهاي اداري باتوجه به امكانات موجود از اختلاط غيرضروري زن و مرد تا جايي كه منجربه اختلال و تعطيلي كارها نشود جلوگيري به عمل آورند.
9 - مسوولان مرد بايد از منشيان مرد استفاده كنند.
10 - در آن قسمت از دانشگاهها كه عموم مراجعهكنندگان مرد هستند (از قبيل خوابگاهها) لازم است از كارمندان مرد استفاده شود و در آن قسمت كه مراجعهكنندگان زن هستند از كارمندان زن.
11 - اماكن عمومي مانند قرائتخانه كتابخانه و خوابگاهها و اتاقهاي غذاخوري بايد از براي زنان و مردان جدا باشد يا براي هر جنس از نوبت جداگانه استفاده شود.
تبصره - براي اماكن ورزشي نوبت استفاده مردان بايد جدا از نوبت زنان باشد.
12 - روابط ميان استادان و دانشجويان و كارمندان بايد مطابق با مقررات دانشگاهي و ضوابط اخلاق اسلامي باشد و هرگاه كسي خلاف آن را مشاهده كرد بنابر اصل نهي از منكر به متخلفان تذكر دهد و اگر تذكر او موثر واقع نشد مراتب را به مقامات مسوول دانشگاه اطلاع دهد.
13 - زنان در محيط كار و تحصيل بايد از پوشش اسلامي استفاده كنند و از پوشيدن لباسهاي تنگ و زننده و آرايش و تبرج پرهيز كنند و مردان نيز نبايد از لباسهاي زننده استفاده كنند.
14 - مسوول اجراي اين آئيننامه روساي دانشگاهها و مدارس عالي خواهند بود كه ميتوانند با كمك كميتههاي انضباطي يا هياتهاي رسيدگي به تخلفات اداري به تخلفات رسيدگي كنند.
تذكر: فصول بعدي اين آئيننامه متعاقبا به تصويب شوراي عالي خواهد رسيد.
تكجنس يا جنس تك
در حال حاضر بيش از 120 دانشگاه تكجنسيتي مخصوص زنان در ايالتهاي مختلف آمريكا وجود دارد، اغلب اين دانشگاهها و كالجها تحت حمايت كليساها و فرقههاي مذهبي مسيحي اداره ميشوند و در برخي از موارد شركتهاي بزرگ اقتصادي همچون IBM از اين مراكز حمايت مالي ميكند. با اين حال به گزارش خبرگزاري CNN از سال 1995 تا امروز بيش از 10 دانشگاه تكجنسيتي در آمريكا تعطيل يا ادغام جنسيتي شدهاند.
اغلب اين دانشگاهها عنوان يكي از قديسان مسيحيت همچون كالج برنارد، بنديكت، كالج سن جوزف و سنت اليزابت را برخود دارند. كالجهاي تكجنسيتي آمريكا در شهرهاي مختلفي همچون استاتن و نيويورك است، اما مركز تمركز دانشگاههايي صرفا براي زنان بيش از هر چيز در ايالت ويرجينياست، زيرا جوامع مذهبي در اين بخش حضور فعال و پررنگي دارند. با وجود اينكه اين دانشگاهها با برخي از قوانين فدرال آمريكا مغايرت دارند، اغلب دستاندركاران و قائلان به اين تفكيك با استناد به قوانين ايالتي سعي در تعديل اين مساله دارند و قوانين ايالتي ويرجينيا قدرت مانور بيشتري به اين جوامع ميدهد. در برخي از اين دانشگاهها كه به گفته منتقدانشان بيشتر به صومعه شبيهاند تا دانشگاه حضور مردان كلا قدغن است و همه استادان نيز زن هستند.
دانشكده اسميت يكي از دانشگاههاي تكجنسيتي معتبر از لحاظ سطح علمي است. اين دانشگاه در اواخر قرن نوزدهم و به منظور فراهمكردن بستري براي تحصيل بهتر زنان تاسيس شد، دانشگاه اسميت در منطقه بوستون قرار دارد و پايهگذاران آن زنان كاتوليك قسمخورده در كليسا هستند، با اين حال مسوولان دانشگاه پس از سالها پافشاري مبني بر ادامه روند پذيرش تكجنسيتي دانشجو از اوايل سال 2000مجبور شد قانون تكجنسيتي را حذف كند تا مشكلات مالي و تعطيلي تهديدش نكند.
در اين ميان معروفترين كالجهاي تكجنسيتي كه به كالجهاي هفتخواهر مشهور است، با نامهاي برناردا، برايان، ماور، مانت هالي، اوك، اسميت و لس لي از اهميت و اعتبار زيادي برخوردارند. اين مجموعه براي اولينبار در سال 1969 در يكي از شعباتاش پذيرفت كه دانشگاه را از حالت تكجنسيتي خارج كند، زيرا ديگر تعداد دانشجويان اين دانشگاه در مجموع 5 هزار نفر هم نبود. مارلين اوك، مسوول اين گروه دليل ادغام جنسيتي را دچار نشدن به سرنوشت دانشگاههايي همچون رادكليف اعلام كرده بود. دانشگاه رادكليف يكي از دانشگاههاي معتبر علمي با بيش از 100 سال سابقه بود كه به پايبندي به آموزههاي سختگيرانه كاتوليكي اصرار داشت و دست آخر به دليل عدم استقبال و مشكلات مالي تعطيل شد.
دانشگاههاي تكجنسيتي آمريكا از كمترين حمايتهاي مالي دولت برخوردارند و همين مساله باعث شده است طرفداراني هم داشته باشند. در حال حاضر بيشترين حمايت مالي از اين دانشگاهها از سوي بنيادهاي خصوصي و مذهبي همچون اندرو ملون و انجمن ملي دانشگاههاي مستقل و از همه بيشتر شركت IBM صورت ميگيرد.
دانشگاهي براي فعالان حقوق زنان
دانشگاه هامبورگ آلمان يكي از دانشگاههايي است كه براي بقاي خود دست به ابتكار جالبي زده است. اين موسسه يكي از معدود دانشگاههاي تكجنسيتي آلمان محسوب ميشود كه بر مبناي تفكر سكولار پيش ميرود هر چند كه پايهگذاران اوليه اين دانشگاه كاتوليكهاي سرسخت بودند كه تا مدتها يهوديان و مسلمانان را در اين دانشگاه نميپذيرفتند. دانشگاه هامبورگ در حال حاضر در حوزه مطالعات اجتماعي زنان يكي از دانشگاههاي معتبر جهان است.
پاكستان و دانشگاههاي تكجنسيتي كه جان ميگيرند
اين روزها احزاب مذهبي پاكستان موفق شدهاند جناح قدرتمندي را تشكيل بدهند، احزاب مذهبي پاكستان در راستاي تاثيرگذاري بيشتر در سطح اجتماعي زندگي پاكستان تصميم گرفتهاند مستقلا دست به تاسيس دانشگاههاي جداگانهاي براي زنان بزنند.
قاضي حسين احمد، رييس اين ائتلاف در همين رابطه اعلام كرده است كه قصد دارند قبل از هر چيز احكام اسلامي را به عاليترين نحو در جامعه پاكستان اجرا كنند. گفته ميشود كه در اين دانشگاههاي تكجنسيتي حجابي كه مدنظر مسوولان است استفاده از برقع است. احزاب اسلامي قصد دارند اين دانشگاهها را در مناطقي همچون شمال غرب پاكستان كه طرفداران بيشتري دارند افتتاح كنند. هر چند كه پيش از اين دانشگاههاي تكجنسيتي در پاكستان وجود داشت، اما اظهارنظرهاي بنيادگرايان مذهبي در اين كشور نگرانكننده است.
نيجريه و امكاني براي تحصيل
از سال 1991 در كشور نيجريه كالج يادبود ويولن فولر تاسيس شده است و بيش از هر چيز تلاش ميكند كه زنان نيجريه را تشويق به تحصيل كند، در اين دانشگاه به صورت رايگان زبانهايي همچون انگليسي، فرانسه و آلماني تدريس ميشود. اين دانشگاه بيش از هر چيز تلاش ميكند كه زنان اين كشور را در فضايي صميمانه به تحصيل ترغيب كند.
