تبليغاتX
شهروند امروز - دن پوتین - گری کاسپاروف

شهروند امروز

هفته نامه خبری تحلیلی در زمینه های اجتماعی ، فرهنگي ، اقتصادي و ورزشي

ترجمه : علی صباغی

هنگامي كه ولاديمير پوتين در سال 2000 زمام قدرت را در روسيه در اختيار گرفت سوال داغ آن روزگار اين بود كه «پوتين كيست؟» اما اين سوال امروز به اينكه «ماهيت روسيه پوتين چيست؟» تغيير يافته است. اين رژيم در رفتارهايش به شكلي چشمگير هماهنگ عمل مي‌كند، با اين حال رهبران خارجي و مطبوعات غربي كماكان از بي‌توجهي عميق آقاي پوتين نسبت به آرا و عقايدشان متعجب‌اند. بارها و بارها ما اين فريادها را شنيده‌ايم كه: «آيا پوتين مي‌داند كه اين چقدر بد است هنگامي كه روزنامه‌نگار برجسته روسي كشته مي‌شود يا تاجري كه با كرملين رابطه دوستانه‌اي ندارد زنداني مي‌شود و اينكه شركتي خارجي مجبور مي‌شود تا سرمايه‌گذاري‌اش را از روسيه بيرون بكشد يا اينكه منابع نفت و گاز به عنوان اسلحه به كار گرفته مي‌شوند يا هنگامي كه تسليحات روسي و تكنولوژي موشكي‌اش به دولت‌هايي كه با غرب مخالف هستند فروخته مي‌شود؟» آنچه بايد پرسيده شود اين است كه كدام دولت به چنين رفتاري ادامه خواهد داد. اين رژيم كرملين در چارچوب نوعي سيستم ارزشي فعاليت مي‌كند كه كاملا متفاوت از سيستم ارزشي كشورهاي غربي است كه سعي دارند تا آنچه را پشت ديوارهاي قرون وسطايي سرخ رخ مي‌دهد درك كنند.

دولت آقاي پوتين در تاريخ منحصر به فرد و بي‌همتاست. اين دولت كرملين نوعي اليگارشي همراه با يك باند كوچك و به شدت درهم تنيده‌اي از حكمرانان ثروتمند است و تا حدودي هم سيستمي فئودالي است كه به تيول خودمختاري تقسيم مي‌شود كه در آن تيول خراج را از رعايايشان كه از هيچ نوع حقوقي برخوردار نيستند جمع‌آوري مي‌كنند. بالاي اين هم رداي رنگين دموكراسي وجود دارد كه بدان اندازه ضخيم است تا بتواند به كمك آن وارد گروه هشت (جي 8) شود و پول‌هاي اين سيستم اليگارشي را در بانك‌هاي غربي نگهداري كند.

اما اگر شما واقعا مايليد تا رژيم پوتين را به طور عميق بشناسيد به شما پيشنهاد مي‌كنم تا چند چيز را مطالعه كنيد. كارل ماركس و آدام اسميت را پيشنهاد نمي‌كنم. مونتسيكو و ماكياولي را هم پيشنهاد نمي‌دهم هر چند كه نويسنده‌اي كه شما به دنبال آن هستيد پيشينه ايتاليايي دارد. حتي «دكترين فاشيسم» موسوليني و كل مبحث علوم سياسي را كنار بگذاريد. در عوض يكراست به سوي آثار داستاني برويد و هر چه را كه در اين زمينه از ماريو پوزو پيدا كرديد برداريد و با خودتان به خانه ببريد. اما اگر شما واقعا عجله داريد كه در زمينه دولت روسيه متخصص شويد بهتر است برويد بخش فروش DVD فروشگاه‌ها و همه آثار ماريوپوزو كه به فيلم تبديل شده را پيدا كنيد. سه‌گانه «پدر خوانده» براي شروع نقطه خوبي است اما نبايد آثاري چون «آخرين آقا»، «امرتا» و «سيسيلي» را از دست بدهيد. شبكه خيانت‌ها، پنهان‌كاري، خطوط نامشخص و كدر آنچه تجارت مي‌شود، دولت چيست و مجرم كيست، همه و همه را در كتاب‌هاي آقاي پوزو مي‌بينيد. يك مورخ به كرملين امروز نگاه مي‌كند و تمامي عناصر و مولفه‌هاي «دولت اشتراكي» موسوليني، حكومت نظاميان آمريكاي لاتين و ماشين شبه‌دموكراتيك پي‌آر آي مكزيك را در آنها مي‌بيند. يك طرفدار پوزو دولت پوتين دقيق‌تر مي‌تواند دولت پوتين را درك كند: سلسله مراتب خشك، اخاذي، تهديدوارعاب، قوانين پنهان‌كاري و بالاتر از همه در اختيار داشتن كنترل جريان درآمدي. به عبارت ديگر يك مافياست.

اگر يكي از اعضاي حلقه داخلي مافيا برخلاف جريان آن حركت كند زندگي‌اش تباه مي‌شود. وقتي ثروتمندترين مرد روسيه ميخائيل خودورفسكي تصميم گرفت تا راه خودش را پيش بگيرد و شركت نفتي يوكوس را به عنوان شركتي قانوني و نه به عنوان مهره‌اي ناچيز در شركت ك گ ب آقاي پوتين راه‌اندازي كند به ناگاه خودش را در زندان‌هاي سيبري ديد، شركت‌اش برچيده شده و به يغما رفت و بخش‌هاي مختلف شركتش جذب دستگاه مافياي دولتي روسنت و گاسپروم شد. مساله شركت يوكوس به مدلي بدل شده است. شركت‌هاي خصوصي جذب شركت دولتي مي‌شوند در حالي كه در همان زمان دارايي‌هاي شركت‌هاي دولتي به حساب‌هاي خصوصي انتقال داده مي‌شوند.

الكساندر ليتونينكو يك مامور ك گ ب بود كه قانون وفاداري را با فرار به بريتانيا زير پا گذاشت. بدتر از آن او با رفتن به مطبوعات و حتي انتشار كتاب‌هايي در مورد اعمال كثيف آقاي پوتين و پياده‌نظامش قانون امرتا را نقض كرد. به جاي اينكه به سبك پدرسالارانه قديمي شكار شود،‌ وي در لندن و به عنوان اولين مورد ثبت شده تروريسم هسته‌اي كشته شد. در حال حاضر كرملين هرگونه دست داشتن در قتل وي را رد مي‌كند. آقاي پوتين نمي‌تواند درك كند كه چرا بريتانيا به منافع تجاري‌اش تنها به خاطر زندگي يك انسان آسيب جدي مي‌زند. براي او اين يك مفهوم غريب است. در دنياي او هر چيزي قابل مذاكره است. اخلاقيات و اصول در بازي كرملين تنها خرده‌ريزي‌هاي بي‌ارزش روي ميز به حساب مي‌آيند. هيچ‌گونه برداشت نادرست و سوءتفاهمي در مساله ليتونينكو به چشم نمي‌خورد، دو زبان متفاوت در اينجا صحبت مي‌شوند. در دنياي مدرن چيزهاي مشخصي وجود دارند كه خيلي مقدس‌اند. زندگي انسان چيزي نيست كه در همان ميزي كه تجارت و ديپلماسي مورد بحث قرار مي‌گيرند مورد معامله قرار گيرد. اما براي آقاي پوتين اين يك بازي نامحدود است. كوزوو، سپر موشكي، قراردادهاي خط لوله گاز، برنامه هسته‌اي ايران و حقوق دموكراتيك همگي كارت‌هايي هستند كه مي‌تواند با آنها بازي كند. پس از سال‌ها بي‌احترامي به قانون در روسيه بدون هيچ‌گونه عواقب و تبعات خارجي جاي تعجبي نيست كه نگرش آقاي پوتين به عرصه روابط بين‌الملل نيز تسري مي‌يابد. آندري لوگووي كسي كه متهم به قتل ليتونينكوست، به امضاي نوشته‌هايش در رسانه‌هاي روسيه مي‌پردازد؛ رسانه‌هايي كه بدون اجازه كرملين هيچ چيزي نمي‌گويند و دست به هيچ كاري نيز نمي‌زنند. سال‌هاست كه غرب سعي كرده تا كرملين را با كلمات مهربانانه و موافقت تغيير دهد. غرب آشكار بر اين باور بود كه مي‌تواند آقاي پوتين و باندش را در درون سيستم غربي تجارت و ديپلماسي تلفيق كند.

اما در عوض عكس قضيه اتفاق افتاد. مافياي پوتين به هر چيزي كه دست مي‌اندازد آن را فاسد مي‌سازد. معامله در مورد حقوق بشر به تدريج قابل قبول مي‌شود. كرملين به هيچ وجه معيارهايش را عوض نمي‌كند: آن معيارها را بر جهان بيرون تحميل مي‌كند. كرملين مهر مشروعيت را از رهبران و تجار غربي دريافت مي‌كند اما آنها را در جرم‌هاي خود شريك مي‌سازد.

با وجود قيمت‌هاي بسيار بالاي انرژي وسوسه فروختن خود به كرملين پيشنهادي است كه تقريبا نمي‌توانيد با آن مخالفت كنيد. گرهارد شرودر در دوره صدارتش نتوانست در قبال تجارت با آقاي پوتين از خود مقاومت نشان دهد و بعد از اينكه قرارداد خط لوله بالستيك را با آقاي پوتين امضا كرد با شغلي عالي در گاسپروم براي دوران بعد از صدارتش مواجه شد. سيلويو برلوسكني هم شريك تجاري پوتين شد. او حتي در حمايت از آقاي پوتين در نشست اتحاديه اروپا سخنراني كرد و به شدت از سوءاستفاده‌هاي روسيه در چچن و زنداني كردن آقاي خودوروفسكي توسط كرملين دفاع كرد و سپس با لحني طنزآلود رو به پوتين گفت: «بهتر است من قاضي‌تان باشم.»

هم‌اكنون هم نيكولاس ساركوزي را مي‌بينيم كه به دنبال تقويت منافع شركت توتال فرانسه در ميدان گازي اشتوك‌مان است.

آيا احتمالا اين امكان وجود دارد كه آقاي ساركوزي در حمايت از بريتانيا با قدرت سخن بگويد در حالي كه تلفني قراردادهاي عظيمي را با آقاي پوتين بسته است؟ ساركوزي بايد بداند كه اگر گوردون براون تلفني با آقاي پوتين صحبت مي‌كند تا مساله آقاي لوگووي را كنار بگذارد شايد به ناگاه توتال خود را در موقعيتي بيابد كه بازي را به بريتيش پتروليوم باخته است.

مدت مديدي است كه در روسيه، ما مخالفان، مي‌گوييم كه مساله ما به زودي مساله كل جهان خواهد بود. مافياي پوتين هيچ حد و مرزي را نمي‌شناسد. وحشت و هراس هسته‌اي اگر با قوانين و دستورالعمل‌هاي تجاري كرملين هماهنگ باشد اصلا جايي برايش وجود ندارد. اخراج ديپلمات‌ها و محدود ساختن ديدارهاي رسمي هيچ تاثيري به دنبال نخواهد داشت.

اما محدود ساختن دسترسي نخبگان حاكم روسي به اموال و دارايي‌هايشان در غرب چطور؟

به‌گونه‌اي كنايه‌آميز آنها دوست دارند تا پولشان را در جايي نگهدارند كه مي‌توانند به حكومت قانون در آن اعتماد كنند و تا اينجاي كار آقاي پوتين و حاميان ثروتمندش دلايل زيادي دارند كه باور داشته باشند پولشان در جاي امني است. آنها به قدري پول زيادي را صرف سفرهايي جهت اسكي كردن در آلپ هزينه كرده‌اند كه اخيرا تصميم گرفته‌اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 12:8  توسط شهروند امروز  |