تبليغاتX
شهروند امروز
 
پرونده : اعتکاف ، سه شب در مسجد

مساجد ايران، از شب شنبه تا غروب دوشنبه هفته پيش، ميزبان روزه‌داران معتكفي بود كه براي كناره‌گيري موقت از زندگي روزمره، در شبستان مسجد بست نشسته بودند. آنها دعا مي‌خواندند، به سخنراني مذهبي و عزاداري گوش مي‌سپردند و قرآن را ختم مي‌كردند. 25 هزار دانشجوي سراسر كشور در مراسم اعتكاف مساجد دانشگاه‌هاي ايران شركت كرده بودند.

 

سه شب در مسجد دانشگاه تهران

سعيد اركان زاده يزدي

يكي از دانشجويان دانشگاه تهران، در مراسم اعتكاف مسجد اين دانشگاه روبه قبله ايستاده و گوشي تلفن همراهش را روبه‌روي صورتش نگه داشته است. او به صداي قاري قرآن كه از بلندگوهاي مسجد پخش مي‌شود، گوش مي‌دهد و كلمات قرآن را هم از روي نمايشگر گوشي تلفن همراهش كه متن كامل قرآن در آن ضبط شده، زمزمه مي‌كند. او كنار دست‌كم هزار دانشجوي ديگر، از ساعت 10 جمعه شب 5 مردادماه در مسجد دانشگاه بست نشسته است. اين دانشجويان هر سال از 13 رجب تا 15 رجب كه به «ايام‌البيض» مشهور است در مراسم اعتكاف شركت مي‌كنند؛ آنها در اين ايام روزه مي‌گيرند، دعا و قرآن مي‌خوانند، به سخنراني‌هاي مذهبي و عزاداري گوش مي‌دهند و شب نيز در همان مسجد مي‌خوابند.

 

مخاطبان مراسم اعتكاف اغلب جوانند و به همين دليل دانشجويان از آن استقبال زيادي مي‌كنند تنها در تهران 60 هزار نفر در 280 مسجد معتكف شده بودند. اوايل هفته گذشته دانشگاه‌هايي كه مساجد بزرگ و مشهوري دارند مثل دانشگاه تهران، شريف، تربيت مدرس و اميركبير مراسم اعتكاف را برگزار مي‌كردند. امسال، حدود 25 هزار دانشجو در مساجد دانشگاه‌هاي سراسر كشور ميزبان معتكفان بودند. حدود هزار تن از اين تعداد، در مسجد دانشگاه تهران حضور داشتند. البته به اين تعداد بايد شمار دانشجوياني را كه در اطراف مسجد و در صحن دانشگاه، روي چمن يا نيمكت‌هاي كنار مسجد نشسته بودند نيز اضافه كرد.

 

فضاي داخل شبستان مسجد كاملا پر شده است. جمعيت از شبستان سرريز كرده به فضاي باز ورودي مسجد و آن‌جا هم مملو از جمعيتي است كه روي موكت نشسته‌اند و يك جلد قرآن يا كتاب مخصوص اعتكاف را پيش رو باز كرده‌اند. كتاب مخصوص اعتكاف آبي‌رنگ است و معاونت فرهنگي نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه‌ها آن را در تيراژ 10 هزار جلد، چاپ و بين معتكفان توزيع كرده است. جلو ورودي مسجد، پسران در سويي و دختران در سويي ديگر نشسته‌اند روي زمين و پرده‌اي آبي رنگ آنها را از يكديگر جدا كرده است.

 

داخل شبستان، دانشجويان چفت هم رو به قبله نشسته‌اند، عده معدودي ايستاده خواندن قرآن را دنبال مي‌كنند، گوشه و كنار، ساك‌هايي كه وسايل لازم معتكفان را در خود جاي داده است به چشم مي‌خورد. كنار يكي از ساك‌ها يك كلاه ايمني موتورسواري هم ديده مي‌شود. برخي در اين روز آخري، دراز كشيده‌اند. برخي لباس راحتي به تن دارند كه نشان مي‌دهد از شب گذشته لباسشان را عوض نكرده بودند.

 

 بالشت و ملحفه و معدود پتوهايي هم كنار سجاده‌ها به چشم مي‌خورد. جلو هر كس يك مهر كوچك نماز هم هست. كنار ديوار انتهاي شبستان مسجد،‌جايگاه ميهمانان اعتكاف واقع شده و كنار آن جايگاه پزشك اعتكاف. دو دانشجوي دختر و چهار دانشجوي پسر دانشگاه علوم پزشكي تهران، وظيفه پزشكي اعتكاف را برعهده گرفته‌اند. معتكفان مي‌گويند برخي حالشان بد مي‌شود و به خصوص خانم‌ها فشارشان مي‌افتد و سردرد مي‌گيرند. در چند گوشه مسجد جالباسي‌هايي به ديوار نصب شده كه پر از شلوار و پيراهن است. روي ستون‌هاي داخل مسجد بر كاغذ سفيدي جمله‌اي نقش بسته كه رويش نوشته شده است: «ستون‌ها مزين به آيات قرآن مي‌باشد، لطفا از تكيه داند خودداري فرماييد.» روي يكي ديگر از ستون‌هاي نزديك در نوشته‌اند: «لطفا با پوشش رسمي رفت‌وآمد كنيد.» چند جانباز با ويلچر كنار جايگاه جانبازان اعتكاف، خواندن قرآن را دنبال مي‌كنند.

 

 جلو آنها دانشجويي دراز كشيده و بغل دستي‌اش قطره چشم در چشم‌هاي او مي‌ريزد. ساعت 5 بعدازظهر آخرين روز اعتكاف، دوشنبه 15 رجب است. خواندن قرآن به سوره «فتح» رسيده است تا اذان مغرب قرآن ختم خواهد شد. برنامه رسمي هر روز اعتكاف، از ساعت 1 و 45 دقيقه صبح شروع مي‌شود؛ مناجات سحر و خوردن سحري، پس از آن قرائت قرآن و سخنراني و بعدتر مناجات مغرب و افطار روزه معتكفان وسخنراني و عزاداري تا 9 و 30 دقيقه شب. معتكفاني كه داخل شبستان مسجد جمع شده‌اند بايد براي ورود به شبستان كارت اعتكاف را همراه داشته باشند.

 

آنها پيش از شروع «ايام‌البيض» بايد در ستاد اعتكاف ثبت‌نام مي‌كردند و پس از گرفت. كارت اعتكاف و سوراخ كردن آن با يك دستگاه پانچ، وارد شبستان مي‌شوند. يكي از مسوولان برگزاركننده مراسم اعتكاف مي‌گويد كه حدود 100 دانشجو كارهاي اجرايي اعتكاف مسجد دانشگاه تهران را برعهده داشته‌اند. حدود 400 دختر و 400 پسر كارت اعتكاف امسال مسجد دانشگاه را دريافت كرده‌اند اما شركت‌كنندگان مراسم بيش از اين تعداد است. برگزاركنندگان مراسم معتقدند كه استقبال از اعتكاف بيشتر شده و با اين وجود مي‌گويند: «اما از نظر تعداد، شمار ثبت‌نام‌كنندگان كمتر شده است.»

 

همان‌طور كه قاري مراسم سوره «واقعه» را مي‌خواند، در كنار مسجد دانشگاه وانتي كه افطاري را حمل مي‌كند مي‌ايستد. از بوي غذا برمي‌آيد كه افطار بچه‌ها قورمه‌سبزي است. آن سوتر سبدهاي خيار شسته شده و پنيرهايي كه از حلب‌هاي بزرگ زردرنگ بيرون آمده و برش خورده‌اند، گوشه‌اي چيده شده‌اند.

بيرون مسجد، چند متر دورتر از ورودي، خانم‌ها و آقايان روي چمن كنار استخر مسجد يا نيمكت‌هاي نزديك دانشكده علوم، كنار هم نشسته‌اند و قرآني باز كرده و همراه با صداي قرائت بلندگو، آيات را زمزمه مي‌كنند. برخلاف فضاي درون شبستان، در اين‌جا آقايان و خانم‌ها مي‌توانند كنار هم، مراسم اعتكاف را دنبال كنند. خانواده‌هايي فرزند شيرخوار خود را نيز به همراه آورده‌اند. حجاب خانم‌هايي هم كه اطراف مسجد قرآن باز كرده‌اند و با خانواده خود آن را ختم مي‌كنند، به سفت و سختي خانم‌هايي كه جلو ورودي مسجد توي رديف‌هاي منظم نشسته‌اند نيست.

 

چند دقيقه بعد در داخل شبستان مسجد،‌جوش و خروشي برپا مي‌شود. حجت‌الاسلام ابوترابي‌فرد، نايب رئيس مجلس و چندي بعد حداد عادل، رئيس مجلس هفتم وارد مسجد مي‌شوند؛ در آخرين ساعات اعتكاف آنها نيز خود را به مراسم رسانده‌اند. برخلاف بسياري از مساجد برگزاركننده اعتكاف، مسوولان مسجد دانشگاه تهران هيچ پولي از معتكفان نگرفته‌اند و همه مراسم رايگان برگزار شده است. روزنامه اعتماد روز چهارشنبه 3 مردادماه در ستون تماس‌هاي مردمي از قول يكي از شهروندان تهراني نوشته بود: «بنده مي‌خواستم در ارتباط با اعتكاف صحبت كنم. به مساجد تذكر بدهيد، مسجد... 7 هزار تومان، مسجد... در نارمك 7 هزار تومان و مسجد ... در نظام‌آباد 10 هزار تومان براي اعتكاف از مردم مي‌گيرند. آن قيمت‌هايي كه مي‌گذاريد بنده خداهايي كه مي‌خواهند بيايند منصرف مي‌شوند چون بودجه‌شان نمي‌رسد. مسوولان جذب جوانان كجا هستند؟»

 

 

موبدان هنوز هم يشت رپيتون مي‌خوانند

نيلوفر رستمي

زرتشتيان دو نوع آيين ويژه شبيه چيزي به نام اعتكاف دارند اگر چه به نام اعتكاف مطرح نيست و نام‌هاي ويژه خود را دارد: «يشت رپيتون» و «برشنوم يا نوشوه» با اين حال در گذر زمان و به خاطر تغييرات بسيار كه جامعه زرتشتي كوچك در دهه‌هاي اخير ايران آن را پشت سر گذاشته اكنون اين دو آيين به مانند سابق برگزار نمي‌شود و محدود به موبدان و پيران زرتشتي و تك‌‌وتوك جوان‌هاي علاقه‌مند شده است.

 

زن‌ها لچك به سر، با مكناهاي گل‌دار رنگين «شبيه مقنعه كه از جلو تا روي شكم مي‌آيد و از پشت به صورت مثلثي تا نزديك ساق پا» و لباس‌هاي سبز و قرمز و آبي نقش‌دار و گالش‌هايي كه روي آنها تكه‌دوزي شده، شبيه زنان اساطيري، به همان شكل كه روي كارت‌پستال‌ها چاپ مي‌شوند، وارد آتشكده مي‌شوند و مردها و پسرانشان با كلاهي سفيد بر سر به دنبالشان. موبدان هم پشت ميزي بزرگ كه روي آن كتاب اوستا، سيني لوك «هفت نوع ميوه خشك شده: انجير، خرما، كشمش، پسته و...» و ناني شيرين شبيه كلوچه و ميوه‌هاي فصل كه توسط موبدان هنگام دعا به قطعه‌هاي كوچك بريده مي‌شد، مي‌ايستادند. وقتي ساعت ديواري بزرگ زنگ‌دار، 12 بار مي‌نواخت مراسم آغاز مي‌شد، مراسمي كه به «يشت رپيتون» معروف بود و تا ساعت سه پسين يعني تا وقتي آفتاب وسط آسمان قرار مي‌گرفت «حالا با كم و بيش اغماض» ادامه مي‌يافت. اين آيين پنج روز اول عيد را شامل مي‌شد. زرتشتي‌ها اين روزها هر كجا كه بودند قبل از ظهر در آتشكده جمع مي‌شدند و يك جور آيين تطهير را در روزهاي نخست سال جديد به جا مي‌آورند.

 

دكتر كتايون مزداپور، پژوهشگر زبان و ادبيات باستاني مي‌گويد: «اين رسم با آداب خاصي برگزار مي‌شد و زرتشتي‌ها با لباس‌هاي پاك و بري از هر ناپاكي بايد سه ساعت در سكوت كامل و خودداري از هر حركت اضافي و بي‌آنكه محل را ترك كنند به نيايش مي‌پرداختند. در پايان مراسم هم ناني مخصوص و يك تكه ميوه به نام لقمه رپيتون به شركت‌كننده‌ها مي‌دادند. همچنين گياه مقدس (هوم) را كه قبلا توسط موبدان ساييده مي‌شد را با آب و شير مخلوط مي‌كردند و چيزي شبيه نوشابه از آن درمي‌آوردند و هر كس ليواني از آن را به نشانه پاكي و تبرك مي‌خورد...»

 

اما اين رسم چند سالي است كه كمرنگ شده و فقط موبدان در آتشكده اين مراسم را به جا مي‌آورند و تك و توك زرتشتي‌ها در خانه‌شان يا در بعضي از دهات يزد... شايد پخش شدن زرتشتيان در تهران بزرگ و از دست دادن ميل جمعي زندگي كردن در يك يا چند محله همانطور كه سابق روال بوده همين‌طور مهاجرت‌هاي شديد در دهه اخير و كم شدن جمعيت زرتشتيان، باعث شده تا (يشت رپيتون) و آداب تقريبا سختش به فراموشي سپرده شود، به‌خصوص كه در پنج روز اول عيد دلمشغولي‌هاي ديگري هم هست، مسافرت به شمال و عيد ديدني...

حالا همه آن تصاوير رنگين، صداي خوش موبدان كه در ميان جمعيت پخش مي‌شد، زن‌هاي رنگين‌پوش و مردهاي آرام و سر به زير به تاريخ، به زمانه (يادش به‌خير) پيوسته است...

 

نوشوه يك جور شبيه يوگا

آيين برشنوم يا نوشوه كه يك جور آيين تطهير روح و جسم است در 9 شب و 10 روز برگزار مي‌شود و به اعتقاد موبدان، هر زرتشتي بايد حداقل يكبار در زندگي‌اش به نوشوه برود. اين آيين كه تا سال‌هاي پس از جنگ و نهايتا اوايل دهه 70 كاملا رواج داشته، به مرور به خاطر سختي آيين از گردونه وظيفه عامه زرتشتيان خارج شده و اكنون فقط موبدزاده‌ها و پيران زرتشتي آن را به جا مي‌آورند.

 

موبد اردشير خورشيديان با اظهار تاسف از رواج افتادن نوشوه مي‌گويد: «از آنجا كه نوشوه فرصتي را ايجاد مي‌كند كه هر كسي 9 شب فارغ از كار و مشغله‌ها و هر آنچه كه زندگي بيرونيش را مي‌سازد سر كند و به عبارتي از هر قيد و بندي آزاد شود. اين راه براي رسيدن به آرامش، حداقل در كوتاه‌مدت و شناخت نسبي خود بسيار مفيد است، يك‌جور شبيه يوگا و روش‌‌هاي علمي دنياي جديد براي رسيدن به آرامش است.»

 

موبد خورشيديان درباره اينكه چرا مراسم در 9 شب برگزار مي‌شود، مي‌گويد: «اين آيين يادآور 9 پيام زرتشت است، به عبارتي در هر روز به يكي از پيام‌هاي زرتشت توجه مي‌شود مانند اعتقاد به برابري انسان‌ها، اعتقاد به قانون اشا (راستي)، اعتقاد به داد و دهش، اعتقاد به فرشكرد (تغيير و نوآوري در زندگي) و...»

 

مراسم نوشوه در تهران در تهرانپارس و محلي به نام رستم‌باغ برگزار مي‌شده و در يزد نيز باغي به همين اسم وجود داشته يا خانه‌هاي كوچك كه صاحبانش آن را در اختيار هم‌كيشان خود قرار مي‌دادند. آدم‌هايي كه داوطلب نوشوه بودند به موبد اعلام مي‌كردند و معمولا وقتي تعداد به چند نفر مي‌رسيد، موبد آنها را به باغ نوشوه يا خانه‌اي به اين منظور مي‌برد... آنها در اين مدت اجازه ارتباط با دوست، خانواده و فاميل را نداشتند و در همان خانه هم بايد در حد ضرورت با يكديگر و موبد صحبت مي‌كردند.

 

آنها روز موظف بودند كه حمام كنند، لباس ساده و راحت و ترجيحا به رنگ سفيد بپوشند، غذايشان را كه بايد فاقد هر نوع گوشت بود، خود مي‌پختند. اين مساله درباره مردها هم صادق بود و آنها بايد آشپز خود در اين 9 روز مي‌شدند. هر روز 5 وعده نماز خود را مي‌‌خواندند به عبارتي صبح، ظهر، بعدازظهر، شب و نصف‌شب و در خلال گاه‌هاي نماز، مطالعه مي‌كردند. همچنين زن‌هاي موبدان هم به اين خانه‌ها دعوت مي‌شدند، براي تعليم اوستاخواني و خط دين‌دبيره (خط ويژه زرتشتي) به كساني كه تا آن‌موقع ياد نگرفته‌اند.

 

همچنين هر كسي كه به نوشوه مي‌رفت مبلغي در اختيار صاحبخانه يا كسي كه موظف به خريد كردن از بيرون بود مي‌پرداخت تا لوازم غذا و احتياجات ضروري ديگر را برايش تهيه كند. چون او اجازه بيرون رفتن را از آنجا نداشت.

 

اما دكتر كتايون مزداپور، غير از تصفيه روح، براي انجام آيين نوشوه دلايل ديگري را هم قائل مي‌شود: «غسل برشنوم يا نوشوه براي تطهير و پاك‌شدن از ريمني است و مفهوم ريمني، يعني آلودگي و ناپاكي و نجاست كه فقط مربوط به روح نمي‌شود، بخش مهمي از معناي ريمن به ناپاكي‌هايي مانند سقط جنين و بيماري‌هاي واگيردار معطوف مي‌شود به اين منظور نوشوه حالت 9 شب قرنطينه را هم پيدا مي‌كند كه اگر مثلا فردي حامل بيماري باشد در اين 9 شب مشخص مي‌شود.»

دكتر مزداپور در ادامه مي‌گويد: «در فقه زرتشتي به آن صورت كه از دوران ساساني بر جا مانده رعايت بهداشت مركز آيين تطهير بوده، تطهير روحي و جسماني همواره با هم مورد توجه قرار مي‌گرفته است. از قديم زرتشتيان براي پاك ماندن آب روان، خاك و هوا اصرار داشتند.»

 

اين پژوهشگر ادامه مي‌دهد: «به هر حال دنياي قديم كه بقاياي آداب و رسوم آن در زندگي امروز زرتشتيان هم به روشني ديده مي‌شود به اين منوال بوده كه سراسر زندگي همراه با قداست و حالت لاهوتي است و جهان لاهوتي و ناسوتي از هم جدا نيست.»

 

در نهايت دكتر مزداپور مي‌گويد: «كنكاش موبدان تهران نظري با فراموشي اين سنت‌ها ندارد و مسائل پزشكي را به درستي به بهداشت و طب زمانه واگذار كرده، البته اجراي اين آداب كهن در جايي مثل شريف‌آباد يزد هنوز برقرار است ولي بعد از جنگ ديگر چنين رسمي قدرت برگزاري خود را از دست داده است.»

 

 

سه روز مناجات دختران

عاطفه آزاد

 

«ما 40 نفر بوديم كه پشت در مانديم. مسجد پر شده بود و ما حتي ثبت‌نام نكرده بوديم. اما آنقدر خوش‌شانس بوديم كه 10 دقيقه قبل از اذان صبح موفق شديم، داخل مسجد شويم.» مرضيه رشيدي، معتكف ايام‌البيض است كه از 13 ماه رجب در مسجد دانشگاه تهران معتكف شده. او كه دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي كشاورزي است، براي مراسم اعتكاف موفق به ثبت‌نام نشده بود اما ساعتي پيش از اذان صبح به مسجد آمد تا شايد به داخل راه يابد. او كه همراه سه نفر ديگر از دوستانش به مسجد آمده، خودش هم مشوق آنها بوده براي اعتكاف. كيميا، دوستش كه همكلاسش هم است، مي‌گويد:« از زيارت امام رضا(ع) كه به تهران آمدم، متوجه اعلام ثبت‌نام اعتكاف شدم. اما فكر كردم زمانش تمام شده و امسال هم نمي‌توانم معتكف شوم اما مرضيه تماس گرفت و گفت كه برويم دانشگاه معتكف شويم. من هم با او همراه شدم، اما پشت در مسجد مانديم تا اينكه 10 دقيقه مانده به اذان، به جاي تعدادي از غايبان كه ثبت‌نام كرده بودند، به ما كارت دادند و داخل مسجد شديم.»

 

مراسم روز آخر اعتكاف

اما همه آنقدر خوش‌شانس نبودند كه 10 دقيقه مانده به اذان معتكف شوند و تا روز آخر بمانند و مراسم « ام‌داوود» را انجام دهند. تعداد زيادي هم در خارج از مسجد نشسته‌اند و دارند سوره‌هايي از قرآن را همراه قاري مراسم تلاوت مي‌كنند تا نوبت به دعاي « ام‌داوود» (دعاي استفتاح) (معروف است كه اين دعا موجب اجابت حاجات مي‌شود) برسد. تعداد اين افراد كمتر از افرادي نيست كه داخل مسجدند. اما بلندگوهاي مسجد طوري تعبيه شده كه هم آنها كه در خارج از مسجد و اطراف آن نشسته‌اند و هم بعضي رهگذران كه از كنار درهاي شرق و غرب دانشگاه مي‌گذرند، صداي تلاوت آيات قرآن را بشنوند. خلاصه مشتريان خارج از مسجد آنقدر زيادند كه روي پله‌ها، داخل چمن‌هاي ضلع شمالي و شرقي مسجد دانشگاه تهران را پر كرده‌اند تا در ثواب روزه‌داران و شب‌بيداران شريك شوند. آنها هم مثل معتكفان قرآن در دست گرفته‌اند و كتب دعا و مفاتيح‌الجنان را در كنارشان دارند. مسوولان برگزاري مراسم هم در بخش بانوان، زنان و دختران محجبه‌اي هستند كه ورود و خروج معتكفان را كنترل مي‌كردند و از آنها مي‌خواستند كه براي ورود كارت خود را نشان دهند. هرازگاهي هم به رسم امر به معروف به دختران معتكف كه در حال خروج از مسجد هستند، تذكري مي‌دهند.

 

زنان معتكف دانشگاه

از دو اتاق كه بگذريد به بخش بانوان معتكف مسجد دانشگاه تهران مي‌رسيد؛ جايي كه دانشجويان و اساتيد معتكف، روز سوم اعتكاف را دارند، سپري مي‌كنند. چند ساعتي به افطار مانده. دو قاري قرآن به نوبت سوره‌هاي مراسم ام‌داوود را مي‌خوانند و مونيتور نصب شده روي ديوار روبه‌رو تصاوير دو قاري را نشان مي‌دهد. تعدادي از مردان معتكف هم رو به قاريان و پشت به مونيتور نشسته و قرآن مي‌خوانند.

 

امروز پانزدهم رجب است و آخرين روز اعتكاف كه با انجام مراسم «ام‌داوود» و خواندن دعاي آن و بعد بلند شدن صداي اذان و افطار روزه‌داران معتكف، به پايان مي‌رسد. يكي از قاريان در حال خواندن سوره شوري است. عده زيادي از زنان و دختران رو به قبله نشسته‌ و آيات را همراه  قاري بلند بلند مي‌خوانند، عده‌اي هم زمزمه مي‌كنند، بعضي‌ها هم در دلشان مي‌خوانند و چشمانشان كلمات را مي‌كاود. براي هر كدام حدود يك متري فضا وجود دارد و اطرافشان سجاده و مهر و وسايل شخصي و ساكشان قرار دارد. عده‌اي هم وسايل شخصي‌شان را در داخل قفسه‌هاي مخصوص كتاب در مسجد قرار داده‌اند تا كمتر دست و پاگير باشد و عده‌اي كه در رديف آخرين معتكفين مسجد نشسته‌اند،‌ وسايلشان را از رخت‌آويزها آويزان كرده‌اند.

 

جدايي مردانه و زنانه موجب شده كه رعايت حجاب اسلامي در داخل مسجد به علت گرماي تابستاني  الزامي نباشد. چند روز ماندن در مسجد باعث شده بود برخي از آنها با لباس راحتي بلوز و شلوار مراسم اعتكاف را به جا بياورند. تابلوهاي مختلف كه بر در و ديوار نصب شده هم معتكفين را به مبطلات اعتكاف آشنا كرده و برنامه‌هاي اعتكاف را با اعلام زمان سخنراني‌ها و معرفي سخنران هر شب و موضوع مورد بحث به اطلاعشان مي‌رساند. تابلوي نصب شده روي يكي از ستون‌ها هم از معتكفين مي‌خواهد كه زنگ گوشي‌هاي همراه خود را قطع كنند تا مزاحم دعا و نيايش ديگران در اين ايام نشود.

 

يك بار اعتكاف براي هر آدمي لازم است

مرضيه اولين بار است كه معتكف مي‌شود اما پيش از اين يك بار در مراسم اعتكاف حضور داشته و خارج از مسجد معتكفين را همراهي كرده است. او مي‌گويد:« دوستانم از اعتكاف برايم تعريف كرده بودند، برنامه‌هاي آن را دوست داشتم و احساس كردم مي‌تواند تلنگري در زندگي‌ام باشد.» تلاوت سوره «شوري» كه به پايان رسيد، قاريان سوره «دخان» را شروع به تلاوت كردند. مرضيه هم با ديگران قرآن مي‌خواند، در پاسخ به اين پرسش كه احساس مي‌كني از دو روز پيش تا حالا چقدر تغيير كردي؟ مي‌گويد: «توكلم قوي‌تر شده و آرامشم بيشتر. احساس مي‌كنم زندگي آنقدرها سخت نيست كه به خودمان سختي دهيم. اگر به جايي وصل شويم آنقدر مضطرب نمي‌شويم.» او به سجده مي‌رود و وقتي بلند مي‌شود، از مناجات‌هاي شبانه پيش از سحري مي‌گويد و حلقه انساني براي بحث بر سر مسائل ديني و احكام و پرسش و پاسخ‌ها و دعاهاي  شبانه. و باز به تلاوت قرآن مشغول مي‌شود. كيميا دوستش كه با اصرار مرضيه به مسجد آمده، معتقد است كه يك بار اعتكاف براي هر آدمي لازم است. او طي سه روز اعتكاف با دختراني كه در اطرافش بودند آشنا و دوست شده و در مورد اعتكاف مي‌گويد: «فكر نمي‌كردم اعتكاف اينطوري باشد. فكر نمي‌كردم اينقدر اعمال داشته باشد. تصورم اين بود كه خودمان بايد به تنهايي دعا و عبادت كنيم و برنامه‌هاي اعتكاف را انجام دهيم.» او درباره اعمالي كه در اين چند روز انجام داده، مي‌گويد و از 50 ركعت نماز مستحب پانزدهم رجب.

 

 چند ساعتي به پايان اعتكاف مانده و آفتاب در بيرون مسجد هنوز حضورش را اعلام مي‌كند. قاريان در حال اتمام تلاوت 45 سوره قرآن هستند تا آخرين دعاي اعتكاف را بخوانند. آنها كه در بيرون مسجدند همچنان پا بر جا در زير آفتاب تابستان، قرآن به دست نشسته يا ايستاده‌اند تا ثوابي از روز آخر اعتكاف برند تا شايد رجب سال آينده يا آخر ماه رمضان كه به زودي مي‌رسد، اين بار آنها هم  داخل مسجد باشند.

سه شنبه 16 مرداد1386 ساعت 19:56 توسط شهروند امروز | موضوع: پرونده |