|
مشکل: لیبرال- دموکراسی راهحل: انتخابات به اضافه مالیات فیلیپ بابیت* |
همچنان که دنیا آهستهآهسته به سمت دموکراسی حرکت ميکند، باید مطمئن شویم که مردم هم در تصمیمگیریهای سیاسی نقشی را برعهده ميگیرند. با این حال ماجرا همان قدر که به مجلس و انتخابات وابسته است، به مالیات هم ربط دارد.
بگذارید توضیح بدهم. این روزها دولتهای فراوانی وجود دارند که از شهروندان مالیات نميگیرند و به جای آن بر درآمدهایشان از فروش میراث ملی متکیاند. اما این روند باعث ميشود که نهادهای منتخب مردم هیچگاه شکل نگیرند و البته سود از کشور بگریزد. در این صورت به جای آنکه سرمايهگذاریها به اقتصاد جان بدهند و آن را تنوع بخشند، مقامات دولتی تمامی قراردادهای مثلا سودآور را میان خود تقسیم ميکنند. مهمترین ستایشگران این سیستم پوپولیستهای هوچیگر هستند. این برای آنها رایدهندگانی را فراهم ميآورد که اعتقاد دارند که دیگر کشورها مسوول فقر آنها هستند چون منابعشان را ميخرند. این باعث ميشود مردم همواره به خاطر اعانه دولتی گردن کج کنند و نهادهای دموکراتیک هیچگاه جان نگیرند. همین روند است که باعث تضعیف حق مالکیت و اصل تساوی افراد در برابر قانون ميشود، چون در این حالت دولت و نه مردم، قانونگذار نهایی خواهد بود.
تاکنون شمار زیادی از مردم جهان فریب این روند را خوردهاند. دولت آنها را بر این باور رسانده که ثروت شخصی دشمن ثروت عمومی است چون داراییهای خصوصی از طریق فساد به دست آمده است. عوام ممکن است فکر کنند که دولت از جیب خود اوضاع را سر و سامان ميدهد؛ اما در واقع این ثروت عمومی است که میان آنها دوباره توزیع ميشود (به خصوص بعد از برداشت مخارج سنگین دولتی). دولتها موذیانه به مردم ميگویند که ثروت با هزینه فقرا به وجود ميآید و به همین خاطر تولید دارایی به بازی «همه یا هیچ» مبدل ميشود و اینگونه سیاستهای اجتماعی و حتی بینالمللی دچار آشفتگی شدیدی ميشود. اما مردم یک مساله حیاتی و بسیار مهم را درک نميکنند و آن را ميتوان در یک جمله خلاصه کرد: «برگزاری انتخابات بدون وضع مالیات کاملا بیمعناست.»
یک چنین سیستم بدشگونی اخیرا در عراق اجرا شده است. قانون اساسی جدید عراق باید به هر عراقی سهامی یکسان در شرکتی غیردولتی اعطا ميکرد که صاحب نفت و گاز اجتماع شده بود. چنین امری رخ نداد. به علاوه طبق این قانون اساسی دولت به راهاندازی سیستم مالیاتگیری ملزم نشده است و اینگونه خرجهای دولت طور دیگری باید تامین شود؛ قانون اساسی درآمدهای نفتی را مستقیما در اختیار دولت قرار ميدهد و این طبق معمول به گسترش فساد و عملکرد ضعیف اقتصادی منجر ميشود. این روند بالاخره همین دموکراسی تازه به وجود آمده را زمینگیر ميکند و اینگونه کابوس دوران دیکتاتوری صدام دست از سر مردم بر نميدارد.
عراق آخرین کشوری است که ثابت ميکند سیستم نمایندگی بدون مالیاتگیری موثر نخواهد بود. اگر مردم عراق – و هر کشور فقیر سرشار از ثروت زیرزمینی – ميخواهند کشورشان یک دولت پاسخگو و صادق را به خود ببیند باید در قانون اساسیشان اصلاحات اساسی صورت گیرد. اینگونه کدام از شهروندان سهمی را در حیات سیاسی ایفا ميکنند. تنها موقعی که به سیستم «دستمزد» ميدهیم و هزینههای عمومی را میان مردم پخش ميکنیم ميتوانیم امیدوار باشیم که اجتماعات دموکراتیک کنترل کشور را باز پسگیرند؛ این حق اساسی خود مردم است.
*فیلیپ بابيت در دانشگاههای تگزاس و کلمبیا حقوق درس ميدهد.
|
مشکل: مقاومت در برابر مدرنیته راهحل: مدل مالزی، نه ترکیه ماهاتیر محمد* |
از زمان کمال آتاتورک، ترکهاي تركيه به این باور رسیدهاند که تنها راه مدرن شدن آنها مانند اروپاییها، توسل به سکولاریسم و جدایی از جهان اسلام و باورهاي سياسي اسلام است. این استراتژی اما هيچگاه برای ديگر مسلمانان متقاعدکننده نبوده و نیست، چرا كه آنها مومنانی سرسخت هستند. اگر شما بگویید كه مدرنیزاسیون به معنای سکولاریزاسیون است، بدون شک جهان اسلام آن را پس ميزند و نمي پذيرد.
اما اسلام در مالزی نه تنها مشکل نيست، که خود راهحل است. معضل و مشكل اساسی در بسياري از کشورهای مسلمان این است که اسلام به دست روشنفکران و عالمانی افتاده - و توسط آنها تحریف شده - که اعتقاد دارند «مذهب» یگانه معرفت است و دانش، ریاضیات، تکنولوژی و توسعه علومی چيزهايي «اضافه» هستند. به اعتقاد من از زمانی که به دین اینگونه نگريسته شد، کشورهای مسلمان و مسلمانان در راه زوال و رکود پاي گذاشتند.
نبايد فراموش کنیم که مهمترین دلیل پذیرش و گسترش اسلام توسط اعراب در مرحله اول این بود که دین جدید نیرویي متجدد و ترقیخواه به شمار ميرفت. بنابراين نبايد از ياد ببريم كه اسلام تمدن جدیدی را بنا کرد.
ما اينجا به مردممان ميگوییم که در مالزی هم ميتوانیم چنین کاری بکنیم. اسلام پاسخ است اگر آن را درست ترجمه کنیم. یعنی اينكه ما به تحصیلات و شناخت نیاز داریم و این چیزی است که ما در مدارس مالزي آموزش ميدهیم، چراكه اولین دستور قرآن هم علمآموزی بوده است. از یاد نبریم که در قرون اولیه اسلام، محققان مسلمان نه فقط کتاب مقدس مسیحیان و تورات را ميخواندند که حتی کتب مهم یونانیان، رومیها و ایرانیان را هم به عربی ترجمه ميکردند.
من اكنون به اين حقيقت ایمان دارم که راه تجربه شده مالزي، راه درستتري برای مدرنیزاسیون در جهان اسلام است. هيچ نيازي به اجراي سكولاريسم پياده شده در تركيه نيست.
* نخستوزیر سابق مالزی
