تبليغاتX
شهروند امروز
 
کمدی سیاه یوتوپیا

 

درباره کتابی که نسخه یوتوپیایی برای جهان را رد مي‌کند

استوارت جفری- گاردین / ترجمه فرزانه سالمی

وقتی توماس مور در کتاب معروفش اصطلاح «یوتوپیا» یا مدینه فاضله را به کار برد، دو معنی را برای آن متصور شد: «جای خیلی خوب» و «هیچ جا». پنج قرن از زمان انتشار کتاب مور مي‌گذرد و حالا «جان گری» فیلسوف معتقد است که ما معنی دوم را به کلی از اصطلاح یوتوپیا کنار گذاشته‌ايم؛ و به‌رغم نمایش ناکامي ‌ایدئولوژی یوتوپیا در قرن بیستم، همچنان به نسخه‌های قدیمی چنین توهمی پایبند مانده‌ايم.

 

جان گری در کتاب جدید خود با عنوان «عشای سیاه: دین شهودی و مرگ یوتوپیا» تاکید مي‌کند که ایده‌های یوتوپیایی ذاتا غیرقابل دسترسی هستند.

 

این پروفسور رشته تفکر اروپایی مي‌نویسد: «طبیعی است که انسان‌ها همواره در پی عناصر متناقض در زندگی‌شان باشند. «هیجان» در مقابل «زندگی آرام»؛ «آزادی» در مقابل «امنیت» و «حقیقت» در مقابل «تصویری از دنیا که آدم‌ها را مهم جلوه دهد» از جمله این تناقض‌ها هستند.»

 

این دوگانگی – که برای اولین بار توسط فروید مورد توجه قرار گرفت- رویاهای یوتوپیایی مثل رستگاری جمعی را به کابوس تبدیل مي‌کند. از دیدگاه گری، بلشویسم، طالبانیسم و برنامه نومحافظه‌کاران برای صدور دموکراسی به همه نقاط جهان را مي‌توان نمونه‌های همین ایدئولوژی کابوس وار به شمار آورد.

 

به اعتقاد او چنین ایدئولوژی‌اي را باید نسخه‌های جدید همان ایده‌های آخر الزمانی دانست و به همین جهت هم گری در کتابش بررسی مي‌کند که چرا این دیدگاه هنوز از بین نرفته است: «ما دچار توهم هستیم اما خودمان نمي‌دانیم. شاید بتوان این توهم را بیمارگونه خواند.»

 

جان گری در واقع معتقد است ما به کابوس‌ها نیاز داریم تا توهم‌های یوتوپیایی ما را درمان کنند. او حتی فهرستی از کتاب‌هایی که مي‌توانند در درمان به ما کمک کنند ارائه مي‌دهد: «دنیای قشنگ نو»، «1984»، «جزیره دکتر مورو» و حتی برخی آثار ناباکف و بالارد. به اعتقادگری، این کتاب‌ها آن حقیقت زشتی را که از پس تلاش ما برای دنبال کردن رویاهای یوتوپیایی پیدا مي‌شود به وضوح در مقابل چشمان ما قرار مي‌دهند.

 

جان گری این ایده را قابل تعمیم به اوضاع فعلی سیاست در سطح جهان مي‌داند و مي‌گوید: «کاش جورج بوش و تونی بلر پیش از حمله به عراق مي‌توانستند این مفاهیم را درک کنند. شاید اگر آنها هم آثار آیزایا برلین و دیوید هیوم را مي‌خواندند، امروز عراق وضع دیگری داشت.»

 

هیوم چنین استدلال کرده که «تمام برنامه‌های حکومتی که بر پایه فرضیه ایجاد اصلاحات بزرگ در جوامع انسانی بنا شده باشد، توهمی بیش نیست». گری در این خصوص مي‌گوید: «شاید هیوم بیش از حد در این خصوص محافظه کاری نشان مي‌داد، اما قطعا مي‌توانست به خوبی تشخیص دهد که تلاش برای تحمیل دموکراسی آمریکایی بر کشوری با ساختار پسااستعماری مثل عراق، توهم است؛ زیرا در عراق هیچ سابقه و سنتی از دموکراسی وجود نداشت.»

 

به اعتقاد این استاد دانشگاه، ایدئولوژی‌های یوتوپیایی، کمدی سیاه هستند و عواقب ناخواسته‌ای هم دارند: «پل ولفوووتيز گمان مي‌کرد حمله به عراق هزینه‌های جنگ را تامین مي‌کند! چنین پیش‌بینی کرده بود که با حمله به عراق، قیمت نفت به 20دلار یا حتی 10 دلار مي‌رسد؛ از آمریکایی‌ها با آغوش باز استقبال مي‌شود و هیچ جنگ چریکی هم به راه نخواهد افتاد. اما این تفکرات واقعا چیزی بیش از توهم‌های پسااستعماری نبودند.»

 

گری اما به ایده‌های تونی بلر در این خصوص هم اشاره کرده و مي‌گوید: «بلر به جنگ به عنوان ابزاری برای پیشرفت و توسعه انسانی نگاه مي‌کرد. دلیلش هم این است که دیدگاه او نسبت به «حقیقت» با دیدگاه من یا شما فرق داشت. حقیقت از دیدگاه بلر، نوعی مکاشفه پیشگویانه در خصوص جهان بود.»

 

موضوع دیگری که از نظر گری اهمیت دارد این است که امروزه رهبران جهان دیدگاهی واقع‌گرایانه نسبت به محدودیت‌های قدرت یا ناکامی‌هایشان ندارند. وی معتقد است که در دوران پس از جنگ جهانی دوم، به‌رغم آنکه انگلیس جزو کشورهای پیروز در جنگ به شمار مي‌آمد، بحث و جدل زیادی در خصوص قدرت و ناکامي‌های آن درگرفته بود. اما این روزها هیچ کس به این فکر نمي‌کند که ناکامي‌های فعلی را چگونه مي‌توان برطرف کرد.

 

جان گری در سال 2005 میلادی از سوی مجله «ساگا» به عنوان یکی از مهمترین متفکران عصر حاضر معرفی شده است. این مجله در توصیف گری مي‌نویسد: «او فریاد مي‌زند که از قدرت و ظرفیت ویرانگری  انسان‌ها نگران است.»

 

گری همواره به این تز آیزایا برلین که «لیبرالیسم ارزشمند است چون به مردم اجازه مي‌دهد در زمینه‌های مختلف پیشرفت کنند» فکر کرده اما هنوز هم معتقد است که لیبرالیسم نمي‌تواند نوشدارو به شمار آید. او ناسازگاری و دوگانگی نیازهای انسانی را مهمترین علت رد این ایده مي‌داند.

 

جان گری در عین حال با تز فرانسیس فوکویاما در خصوص پایان تاریخ هم میانه خوشی ندارد. او در کتاب دیگرش با عنوان «سپیده اشتباه»، غلبه جهانی آمریکا را نوعی تظاهر مي‌خواند و چنین استدلال مي‌کند که کاپیتالیسم بی‌نظم آمریکا نمي‌تواند بازار جهانی را به وضع بهتری هدایت کند و تنها باعث آشوب و بی‌نظمی بیشتر مي‌شود.

 

اما کتاب اخیر جان گری «عشای سیاه: دین شهودی و مرگ یوتوپیا» این روزها سر و صدای زیادی به پا کرده زیرا او در این کتاب به وضوح تاکید مي‌کند دیدگاهی نزدیک به دیدگاه‌های دینی امروزه وارد تفکر غرب شده است؛ اما این تفکر تنها بر پایه توهم‌های سیاسی و علمی شکل گرفته؛ دیدگاهی که گمان مي‌کند مردم جهان را مي‌توان عوض کرد.

 

 

 

سه شنبه 2 مرداد1386 ساعت 17:11 توسط شهروند امروز | موضوع: كلوپ |