يك اقتراح بین المللی
یک پیشنهاد برای نجات دنیا
ترجمه: کاوه شجاعی
و اينچنين است كه امروز وجود چارچوبي تازه برای جایگزینی ساختارهای قدیمی و توافقنامههایی که دیپلماسی جهانی را دیکته میکنند ضروری به نظر میرسد. نه اشتباه نكنيد! منظور من اصلاحات در سازمان ملل نیست. دوره اصلاح در این نهاد بینالمللی هم ديگر به سر آمده است.
سازمان ملل به وجود آمد تا جلو گسترش یک بحران – جنگ سرد – را بگیرد نه اینکه بحرانهاي به وجود آمده را حل کند. امروز ما وارد جنگی سخت شدهایم که به سرزمین، ایدئولوژی یا تجارت مربوط نیست. این پیکاري بر سر ارزشهای زندگی انسانی است. دنیا امروز به سازمانی نیاز دارد که بر پایه یک «ماگناکارتا» جهانی بنا شده باشد، اعلامیهای درباره حقوق تغییرناپذیر بشر که تمامی ملتها آن را به رسمیت بشناسند. بدون استانداردهای راهنما، ما پیروز نخواهیم شد. کمونیسم به خاطر نسبیگرایی اخلاقی یا کنگرههای بلندمدت حزب شکست نخورد، علت اصلی نابودی امپراتوری شوروی چیز دیگری بود: مخالفت ابرقدرتی که رهبری قاطع و «گستاخانه» اخلاقی جهان را برعهده گرفته بود، به اضافه پیروزی تکنولوژی غربی و استانداردهای بالای زندگی در آنجا.
مسابقههایم با چندین نسل از کامپیوترها برای من این حقیقت دردناک را روشن ساخت که فناوری غیرقابل توقف است. ما بسیار خوشاقبالیم که در عصری زندگی میکنیم که سلاحهای کشتارجمعی (WMD) گران هستند و به سختی تولید میشوند؛ اما این دوران به سرعت رو به پایان است. زين پس تنها یک راهحل برای جلوگیری از تکثیر تروریسم و سلاحهای کشتار جمعی وجود ندارد، بنابراين ما باید اولین قدم را برداریم و بپذیریم که با سازوکارهای کنونی هیچ راهحلی وجود نخواهد داشت.
متاسفانه در حال حاضر دولتهایی که همیشه از دموکراسی صحبت میکنند قراردادهایی محرمانه با آن دسته از متحدان استراتژیک خود امضا میکنند که به ارزشهای دموکراتیک پایبند نیستند. این استانداردهای دوگانه باید روزي به پایان برسد. برای پیروزی سیاست هویچ و چماق باید مجازاتهای سنگین و استراتژیک و بستههای تشویقی را با هم ترکیب کنیم. به علاوه هنگامی که جان انسانها در نقطهای از جهان به خطر میافتد گزینه مداخله نظامی باید یکی از گزینههای مورد بحث جامعه جهانی باشد. ما باید آنچنان که از مرزهایمان دفاع میکنیم، مدافع ارزشهایی باشیم که در ماگناکارتای عصر جدید تقدس یافتهاند.
دولتهایی که به دموکراسی و زندگی انسانی پایبندند، در حال حاضر بخشهای بزرگتری از منابع جهان و قدرت نظامی را در کنترل خود دارند. اگر آنها در برابر دولتهای مدافع تروریسم کوتاه نیایند و به هم بپیوندند کسی نمیتواند در برابرشان مقاومت کند. این کشورها با ثروتهای کلانشان میتوانند در تکنولوژیهایی سرمایهگذاری کنند که اعتیاد به نفت را در آنها درمان کند؛ نفتی که فعلا دیکتاتورها را مغرور کرده است.
برای چنین هدفی نباید دیوار بسازیم تا آن میلیونها نفري را که تحت حاکمیت دیکتاتورها به سر میبرند، تنها بيشتر از قبل اسیر کنیم. ما باید به دولتها برای احترام به حقوق بشر انگیزه بدهیم. میبینید انگیزهای چون پیوستن به اتحادیه اروپا چگونه اروپای شرقی را وادار به اصلاحات کرده است؟ این مدل میتواند در مقیاس جهانی هم تکرار شود.
وینستون چرچیل در سخنرانی مشهورش در فلتون میسوری در سال 1946 هشدار داد که سازمان تازه تاسیس ملل متحد باید «نیرویی برای اقدام باشد، نه فقط بنگاه سخنپراکنی». و امروز همه شاهدیم که جهان به این هشدار توجهی نکرد. رهبران به اصطللاح دنیای آزاد از ترویج دموکراسی سخن میگویند اما با مستبدترین سران دنیا برخوردی دوستانه دارند. یک مانگاکارتای جهانی جلو این ریاکاری را میگیرد و برای اصلاحات انگیزهای قوی ایجاد میکند. روشهای پیشین شکست خورده است، راهی تازه باید در پیش گرفت.
* ماگناکارتا: فرمان کبیر، منشور کبیر. (فرمان مشروطه انگلستان که در سال 1215 میلادی توسط کینگجان صادر و به موجب آن آزادیهای فردی و سیاسی به انگلیسیها اعطا شد.) قانون اساسی حافظ حقوق مدنی و سیاسی مردم. (نقل از فرهنگ لغات و اصطلاحات سیاسی)
گری کاسپاروف، رهبر «جبهه مدنی متحد» و از مشهورترین فعالان دموکراسی خواه در روسیه است. کاسپاروف بیش از 2 دهه قهرمان بلامنازع شطرنج جهان بود.