گزارشي از ديدار با دكتر فريدون آدميت - فرشاد قربانپور
ادامه ي نوشته ...
ادامه ي نوشته ...
سالها پيش وقتي در دروس فلسفة اخلاق، نظريه اعتدال ارسطويي را شرح ميكردم، و از رذيلت افراط و تفريط، و فضيلت "حد وسط" سخن ميگفتم، درهمان سالها مثنوي مولوي را نيز به جّد در مطالعه گرفتم و به لباب معارف آن عاشق عارف دل سپردم.
از دفتر اول آغاز كردم، دستان كنيزك را در دستان پادشاه نهادم و با بازرگان روانه هندوستان شدم. در راه، نغمهها و نالههاي عاشقانه طوطي بازرگان را به ياد ميآوردم كه....
ادامه ي نوشته ...
پرونده اين شماره شهروند امروز درباره كتابهايي است كه درباب تاريخ روشنفكري ايراني در ايران منتشر شدهاند. در اين پرونده از نويسندگان اين كتابها خواستيم به دو پرسش ما جواب دهند. اول آنكه با چه ايدهاي به سراغ تاريخ روشنفكري ايران رفتهاند و پرسش اصلي تحقيقشان چه بود؟ و دوم آنكه اگر امروز بار ديگر به اين موضوع بپردازند چه تغييراتي در تحقيق خود اعمال ميكنند؟ آنچه ميخوانيد پاسخهاي فرزين وحدت، علي قيصري و مهرزاد بروجردي به پرسشهاي ماست.
ادامه ي نوشته ...
به بهانه كتاب جديد علي ميرسپاسي
باز هم يك كتاب درباره روشنفكران؟ باز هم يك كتاب درباره مدرنيته؟ فكر نميكنيد بحث از روشنفكران و مدرنيته از شدت تكرار ملالآور شده است؟ اگر چنين است كتاب جديد علي ميرسپاسي چه جاي طرح دارد؟ او چه حرفي زده است كه در انبوه مقالات چاپ شده و روي وب گذاشته شده نزدهاند؟ براي آنهايي كه در قفسه كتابخانههاشان، طبقهاي به كتابهاي تاريخ روشنفكري – از آثار آدميت تا بروجردي و وحدت طباطبايي – اختصاص دارد، شايد جايي براي كتاب جديد علي ميرسپاسي نباشد. راستش اگر الزامات سوژه هفتگي مجله نبود خود من هم رغبتي به خواندن آن پيدا نميكردم...
ادامه ي نوشته ...
بايد در مورد كتاب «تامل در مدرنيته ايراني» اين نكته را بگويم كه اين كتاب را من حدودا پانزده سال پيش نوشتهام كه مدت بسيار طولاني پس از انتشارش در آمريكا در ايران ترجمه شد. اين كتاب در واقع اولين اثر من درباره روشنفكران ايراني بود و اين هم نكته مهمي بود. آن زمان فكر نميكردم اين كتاب در ايران چاپ شود و در نوشتن آن بيشتر متوجه مخاطبان انگليسيزبان بودم. قصد من از نوشتن آن كتاب تا حد زيادي نقد گرايشهاي افراطي در غرب بود كه نسبت به شرق داشتند. گرايشهايي كه مدرنيته را ذاتا امري غربي ميدانستند و شرق را ضدمدرن، ضددموكراسي و ضدغرب ميپنداشتند. هدف من اين بود كه اولا همواره واكنش منفي به مدرنيته وجود داشته است و اين واكنشها ...
ادامه ي نوشته ...
به نظر جنابعالي، چرا مشرف با وجود اينكه به تقسيم قدرت با بوتو تن داده بود، به صورت ناگهاني و غيرمنتظره وضعيت فوقالعاده در پاكستان اعلام كرد، در واقع اعلام وضعيت فوقالعاده در اين كشور براي كنترل دموكراسيخواهان بود يا آنچنان كه خود مشرف اعلام كرده است براي مقابله با بنيادگرايان و نيروهاي راديكال اسلامي؟ ژنرال مشرف براي اهداف شخصي و حفظ قدرت خود حكومت نظامي در پاكستان اعلام كرد. چراكه بمبگذاري عليه خانم بوتو چند روز قبل از اعلام وضعيت فوقالعاده، در عمل موضع خانم بوتو و حزب مردم را تقويت كرده بود. ولي با اين حال او زير فشار ....
ادامه ي نوشته ...
مائويسم در گفتوگو با مازيار بهروز - فرشاد قربانپور
بسياري از تحليلگران و روشنفكران معتقدند در طي چند دهه گذشته هر آنچه از افكار، ايدئولوژيها و مكتبهاي غربي از سوي ايرانيان اخذ شد به صورت خام و كال اكتساب شده است و از اين رو نتايجي را كه همين انديشهها در جاهاي ديگر شكل دادهاند در ايران شكل نگرفت. از اين دسته ميتوان به ليبراليسم، ماركسيسم و... اشاره كرد. اما موضوع بحث ما سازمان انقلابي حزب توده است كه سعي كرد از مائويسم الگوبرداري كند. با اين حساب الگوي آنان چقدر با مائويسم واقعي منطبق بود؟اين در حالي است كه مائو ...
ادامه ي نوشته ...
ترجمه: اميرحسين اصطباري
منبع: فارن افرز، نوامبر و دسامبر 2007
ادامه ي نوشته ...
پاسخ بابك احمدي به پرسشهاي شهروند
1. در قرن بيستم خوانشهاي بسياري از ماركس شده است اما اغلب اين خوانشها خود زيرمجموعه ماركسيسم ناميده شدهاند. مانند ماركسيسم ساختارگرا، ماركسيسم هگلي و... خوانش غيرماركسيستي از ماركس چه معنايي ميتواند داشته باشد؟
كارل ماركس يك متفكر انقلابي بود. وقتي درباره او بحث ميكنيم جدا كردن دو جزء «متفكر انقلابي» از يكديگر اگر ناممكن نباشد بسيار دشوار است. از آنجا كه او سرچشمه ايدهها و نظامهاي فكري را واقعيتهاي مادي، مناسبات اجتماعي و فعاليتهاي عملي انسانها ميدانست اعتبار انديشههاي خودش را هم به كردار انقلابياش مقيد ميكرد....
ادامه ي نوشته ...
مصاحبه كوتاه زير را موسسه NPQ با زبگينو برژينسكي، مشاور امنيت ملي جيمي كارتر به مناسبت انتشار كتاب «يك گزينه؛ تسلط جهاني يا رهبري جهاني» در تابستان 2004 صورت داده است.
تز نهايي شما در كتابتان اين است؛ «فهم اين نكته براي رهبري آمريكا ضروري است كه در عصر جهاني بيداري سياسي و آسيبپذيري بينالمللي مشترك، امنيت صرفا مبتني بر قدرت نظامي نيست بلكه همچنين مبتني بر فضاي غالب بر آرا و عقايد و تعريف سياسي هيجانات اجتماعي و نيز تمركز بر نفرتهاي متعصبانه است. با توجه به تصاويري كه از زندان ابوغريب منتشر شد و به هزيمت رفتن تلاشهاي آمريكا در عراق آيا آمريكا نبرد براي تسلط بر فضاي آرا و عقايد جهاني را از دست نداده است؟ آيا آمريكا خود را در كانون نفرتهاي جهاني حتي بيش از آمريكاي قبل از 11 سپتامبر قرار نداده است؟
ادامه ي نوشته ...
روشنفكري ديني نه، روشنفكران ديندار آري
اين چند سال خبري از شما نداشتيم. به نظر ميرسيد مجتهد شبستري علاقهاي به حضور در فضاي عمومي ندارند.
منظورتان از فضاي عمومي چيست؟
منظورم معناي ساده حوزه عمومياي است كه اصولا روشنفكران در آن به نشر آرا و انديشههايشان ميپردازند. حال چه به صورت سخنراني و خطابه يا به صورت نشر مكتوب. در دوران پس از انقلاب بهخصوص روشنفكران ديني در اين حوزه عمومي بسيار فعال بودند، اظهارنظر ميكردند و نسبت به مسايل جامعه هم از منظر خودشان و با بيان خاص خودشان واكنش نشان ميدادند. به نظر ميرسد حضور شما از اين جهت بسيار كم شده است. دليل آن چه بود؟
به استثناي دو سالي كه به دليل خستگي فكري و عصبي به خودم قدري استراحت داده بودم- البته از مطالعه غافل نبودم- در اين ماههاي اخير ....
ادامه ي نوشته ...
مقاله فرهادپور در نقد سروش با عنوان «پسروي روشنفكري ديني» تا بدانجا بحثانگيز و جدلي بود كه موجب شد باب بحث را در اينباره با او باز كنيم. فرهادپور از معدود روشنفكراني است كه به روشنفكري ديني به عنوان جرياني پويا و رو به رشد مينگرد و پيشتر، از آن با عنوان نوعي تامل در نفس جمهوري اسلامي نام برده بود. با اين همه او در اين گفتوگو از تغيير رويكردش سخن گفت و تحليل پيشين خود را ناكافي دانست؛ تحليلي كه از پارادايم جماعتگرايانه برميخاست و قادر به رفع برخي از تناقضات نبود. در واقع فرهادپور با ...
ادامه ي نوشته ...
به نظر من وقتي افكار آلاحمد يا شريعتي را بررسي ميكنيم نوعي آيروني (كنايه) مشاهده ميكنيم. اساسا هرگونه ايدئولوژي بوميگرا دچار نوعي تناقض مشروعيت است. در نگاه اول به نظر ميرسد نقطه قوت ايدئولوژيهاي بوميگرا كه به آنها اصالتي ميدهد و براي مخاطبانشان بسيار جذاب است، بومي بودن آنها باشد. بومي بودن يك نظريه يا ايدئولوژي به اين معناست كه اين ايدئولوژي از همان مكان- در مورد ما از خود ايران- بيرون آمده است.
آلاحمد كه مدتها يك ماركسيست بود پس از 28 مرداد در آثارش- بهخصوص در غربزدگي و در خدمت و خيانت روشنفكران- ماركسيسم و روشنفكران ....
ادامه ي نوشته ...
فلسفه ابنسينا در غرب
هزار سال از مرگ ابنسينا ميگذرد و نام او همچنان بر قله انديشه و فلسفه ايران ميدرخشد. اين فيلسوف بزرگ جهان محدود به حوزه جهان اسلام نبود و او را ميتوان فيلسوفي جهاني دانست كه در فلسفه غرب نيز تاثير فراواني داشته است.
بله. همينطور است. ابنسينا در غرب شهرت و مقام جهاني دارد. البته قبلا ابنسينا را بيشتر به عنوان طبيب ميشناختند و به همين دليل روز اول شهريور را روز طب ناميدهاند. ابنسينا پزشك بزرگي بود ولي با تامل بيشتر در مفهوم طب در مييابيم كه ابنسينا به معناي امروزي كلمه فقط طبيب نبود بلكه جامع همه علوم زمان خود بود. او در درجه اول حكيم به معناي دارنده اطلاعات جامع بود.
ابنسينا نه تنها در ايران به عنوان فيلسوف و حكيمي ايراني ....
ادامه ي نوشته ...
ادامه ي نوشته ...
ترجمه : علی صباغی
هنگامي كه ولاديمير پوتين در سال 2000 زمام قدرت را در روسيه در اختيار گرفت سوال داغ آن روزگار اين بود كه «پوتين كيست؟» اما اين سوال امروز به اينكه «ماهيت روسيه پوتين چيست؟» تغيير يافته است. اين رژيم در رفتارهايش به شكلي چشمگير هماهنگ عمل ميكند، با اين حال رهبران خارجي و مطبوعات غربي كماكان از بيتوجهي عميق آقاي پوتين نسبت به آرا و عقايدشان متعجباند. بارها و بارها ما اين فريادها را شنيدهايم كه: «آيا پوتين ميداند كه اين چقدر بد است هنگامي كه روزنامهنگار برجسته روسي كشته ميشود يا تاجري كه با كرملين رابطه دوستانهاي ندارد زنداني ميشود و اينكه شركتي خارجي مجبور ميشود تا سرمايهگذارياش...
ادامه ي نوشته ...
ترجمه:امیرحسین تیموری
در زمانه مخاطرات عمده قرن گذشته، رهبران آمریکا همچون فرانکلین رزولت، هری ترومن و جان اف کندی تلاش کردند تا هم ملت آمریکا را از این مخاطرات محافظت کنند و هم فرصتها را برای نسلهای آتی گسترش دهند. این رهبران بیش از این اما این موضوع را تضمین کردند که آمریکا در کردار و رفتارش جهان را بدان سان هدایت ميکند که حتی حاضر است برای آزادی که میلیاردها انسان در فراسوی مرزهای آمریکا به دنبال آن هستند بایستد و بجنگد.رزولت همچنانی که دهشتناکترین نیروی نظامی که جهان تا آن زمان به خود دیده بود را به وجود آورد اما آزادیهای چهارگانهای را نیز خلق کرد که به هدف ما در ستیز با فاشیسم بدل شد....
ادامه ي نوشته ...
مترجم: دلآرام عظیمزاده
اولين ملاقات «گوردون براون» در واشنگتن به عنوان نخستوزير بريتانيا باعث برملاشدن دوباره نقاط قوت و ضعف روابط بريتانيا و آمريكا شده است. رابطه آمریکا و بریتانیا همانند رابطه بورسبازان دچار تغییر میشود و این هم اجتنابناپذیر است. به واقع آزمونهای واقعی پیشروی آنها قرار دارد.با وجود اينكه (مساله) عراق مهم و بحثانگيز است، اين اشتباه است كه فكر كنيم اختلافنظر بر سر اين موضوع نشاندهنده تغييرات بنيادي در روابط بريتانيا و آمريكا شود.توني بلر و جورج بوش پيرامون مساله «گرماي زمين» اختلافنظر داشتند.....
ادامه ي نوشته ...
ابوعلا مودودي و ايجاد جنبش احياگري اسلامي
از زمان انقلاب 79-1978 ايران، جهان غرب نسبتا به احتمال انقلاب اسلامي بيمناك بوده است، انقلابي كه به نظر نقطه اوج جنبش احياگري اسلامي در نظر گرفته شده است؛ جنبشي كه در نهايت به دنبال تشكيل دولت اسلامي است. با اين همه نقشي كه انقلاب در پي ايفاي آن در جنبش احياگري اسلامي است به شفافيت مثال انقلاب ايران يا واكنشهاي روشنفكرانه به احياگري جنبش اسلامي نيست....
ادامه ي نوشته ...
به باور برخي از متفكران، پدپده بنيادگرايي به خصوص در دنياي اسلام، پديدهاي مدرن است و نبايد ريشههاي آن را در جهان سنت جستوجو كرد.اگر منظور از مدرن بودن بنيادگرايي اين است كه اين پديده در تاريخ دنياي اسلام بيسابقه بوده و همزمان با فراگيرشدن مدرنيسم در سطح جهان، ظهور يافته است، چنين تعريفي شايد تا اندازهاي پذيرفتني باشد.همچنين اگر منظور از مدرن بودن بنيادگرايي آن است كه بنيادگرايان مردمي سنتي نيستند و از ابزارهاي مدرن براي تحقق اهداف خود...
ادامه ي نوشته ...
اريك كرنل
ترجمه: علي صباغي
ادامه ي نوشته ...
