باشگاه ايدئولوژيك
«هر استادي بايد تكثير شود تا كارهاي ناتمام وي ادامه يابد و نيروي كافي براي پر كردن خلأهاي آينده تربيت شود.»(1) تبلور اين تكثير در موسسه آموزشيوپژوهشي امام خميني تحت مديريت «آيتالله محمدتقي مصباحيزدي» ديده ميشود. هر دانشپژوه، كارمند، فارغالتحصيل، استاد، هيات علمي و هر فردي كه در اين موسسه گام برميدارد، بيهيچ ترديدي در مقابل رياست موسسه اداي احترام ميكند، قول او را بر چشم ميگذارد و مصباح جواني را در برابر ديدگان استاد به نمايش ميگذارد تا براي «خلأهاي آينده» حركتي شبكهاي صورت گيرد؛ شبكهاي منسجم، متحد، هماهنگ، همراه و همنظر با منويات مصباحيزدي: «هر قدر ارتباط، اتحاد، همبستگي و پيوستگي بين كساني كه به كارهاي اجتماعي ميپردازند، بيشتر باشد، با توجه به كميت و كيفيت افراد شركتكننده ارزش كار به صورت تصاعدي بالا ميرود.»(2)...
ادامه ي نوشته ...
دربست از دولت حمايت نميكنيم
«قاسم روانبخش» را ميتوان سخنگوي سياسي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ناميد. او اگرچه دبير سياسي نشريه پرتو سخن- نشريه وابسته به موسسه امام خميني – است و در انتخابات اخير مجلس خبرگان هم سخنگوي ستاد نخبگان حوزه و دانشگاه – همفكران آيتالله – بود كه اين دليلي بر اين ادعاست، اما پيش از اين نيز ميتوان حضور فعال و سخنرانيهايش را در تجمعهاي اعتراضآميز شاگردان آيتالله عليه دولت اصلاحات و اصلاحطلبان در قم به ياد آورد؛ اعتراضهايي كه گاهي برخي روزنامههاي اصولگرا همچون «روزنامه انتخاب» هم از آن جان سالم به در نبردند. او كه در اين موسسه فلسفه ميخواند، به ميدان پرسش و پاسخ «شهروند امروز» دعوت شد تا درباره چرايي سياسي بودن اين مركز آموزشي سخن بگويد و دلايل جدايي برخي شاگردان آيتالله را بازگو كند. البته در اين ميان به پيوند استراتژيك دولت نهم و موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني نيز گوشهچشمي آمديم تا اينكه به شدت گرفتن انتقادات آيتالله نسبت به دولت در يكي، دو ماه اخير پرداختيم. اما آنچه بيش از همه سؤالبرانگيز بود، تلاش براي نفوذ تفكرات آيتالله مصباح در ساختار آموزشي – اجرايي ايران...
ادامه ي نوشته ...
حزب موتلفه سوم و چهارم آذر ميزبان چند حزب اسلامي در ايران بود. آنان به دنبال بررسي چالشهاي جهان اسلام بودند و راهكارهايي براي وحدت ميان امتهاي اسلامي را مدنظر قرار ميدادند. اگرچه برگزاري اين اجلاس در ماههاي گذشته در دستور كار موتلفهايها قرار گرفته بود، اما همزماني ناخواسته آن با اجلاس «آناپوليس» در آمريكا پيامي ديگر را تداعي ميكرد؛ پيامي كه بر مبناي مخالفت با نقش آمريكا در صلح خاورميانه بود و حذف «اسرائيل» از نقشه جغرافيا....
ادامه ي نوشته ...
روایتی از سید حسن مدرس در گفت و گو با عزت الله سحابی
نظرات «سيدحسن مدرس» در ميان دفاع او از مجلس شوراي ملي و مخالفتاش با «جمهوري» قرار دارد. برخي او را روحانياي آزاديخواه قلمداد ميكنند و ديگران به مخالفت او با «جمهوريت» خرده ميگيرند. در اين ميدان تنازع، به دفتر «عزتالله سحابي» از فعالان ملي ـ مذهبي راه يافتم تا شايد او كه مطالعات منظمي را روي اين شخصيت سياسي ـ ملي انجام داده است، ما را در پاسخ به سوالات ياري رساند و در مورد پرسشهاي ديگري در اين وادي سخن گويد.
آقاي سحابي مواضع و تفكرات سياسي آيتالله مدرس در آن دوره از نظر حضرتعالي در چه چارچوبي قرار گرفته است؟
مرحوم مدرس در دوره دوم به عنوان نماينده بلندپايه مراجع وقت وارد مجلس شد و در دوره سوم از تهران انتخاب شد. در دورههاي بعد هم، ضمن اينكه نماينده مردم بود، نمايندگي علما را هم برعهده داشت. چون طبق قانون اساسي و متمم آن (اصل 2) مصوبات مجلس با موازين دين اسلام و مذهب شيعه نبايد مغايرت داشته باشد و ضامن اين ]ماده[ حضور چهار نماينده طراز اول علماست كه اين افراد مصوبات مجلس را بررسي ميكردند كه مغايرت شرعي وجود نداشته باشد. مدرس هر دو مقام را داشت: هم نمايندگي مراجع و هم نماينده منتخب مردم تهران و ايشان يكي از طرفداران شديد پروپا قرص دموكراسي و مردمسالاري و تفكر مرحوم آخوند ]خراساني[ بود.
ادامه ي نوشته ...
دگرانديشي تمامعيار
چگونه علامه طباطبايي درگذشت؟
«حدود يك هفته قبل از فوتشان، آيتالله آقاي شيخ ابراهيم اميني كه از شاگردان خاص ايشان بودند، به من زنگ زدند كه «فلاني! علامه در منزلش نفت ندارد و وقتي من به خدمت ايشان رسيدم، ديدم از شدت سرما به خود ميلرزد. كسي هم نيست كه به وضع ايشان رسيدگي كند.» من سريعا به بندهزاده، آقا مسعود گفتم كه برو ببين در منزل، پيت نفت نداريم؟ رفت و دو پيت آورد. من پر كردم و با ماشين، به در منزل ايشان در همان نزديكي منزل آقاي [محمد] يزدي بردم. خودشان دم درآمدند. عبايشان را به خود پيچيده بودند. خلاصه نفتها را داخل بخاري....
ادامه ي نوشته ...
1 - در تفسير شيعه، دو نوع مرجعيت براي امامان(ع) در نظر گرفته شد: مرجعيت علمي و مرجعيت سياسي. مرجعيت سياسي در سطح رهبري امت جز در مقاطع كوتاه محقق نشد اما مرجعيت علمي امتداد يافت. در بخش سياسي، مدل ميانهاي در حد اداره جامعه شيعه به عنوان يك اقليت فعال اما پراكنده پذيرفته شد. اين وضعيت نوعي از مرجعيت – رهبري را ايجاد كرد كه بعدها به عنوان يك سنت در شيعه استوار ماند....
ادامه ي نوشته ...
از دلايلي كه در سالهاي اخير، آيتالله صانعي بيش از پيش مورد توجه قرار گرفته است، نوع نگاه اجتهادي و تجديدنظر او در فقه اسلامي است. وي كه تجربه بر تن كردن كسوت دادستاني كل كشور و عضويت در شوراي نگهبان را داشته، شرط اجتهاد را كه لازمه چنين سمتهايي است دارا بوده و از روحانيوني است كه مورد تمجيد امام خميني نيز واقع شده اما او عطاي سياست را به لقايش بخشيد و در قم منزل گزيد؛ كسي كه اجتهاد او مورد تاييد براي حضور در صحنه قضايي و سياسي قرار ميگيرد و امام او را «عالم و برجسته» ميخواند. اجتهادات نوين او مبتني بر اصول ارزشهاي اسلامي است و اين بازنگري در احكام اسلامي از سوي اين فقيه نشان از تعلق او به مكتب فقه پويا دارد...
ادامه ي نوشته ...
مرجع تقليدي در قم در حال تمشيت امور متشرعين بود كه نوايي تند از تهران شنيده شد؛ آن هم از سوي چهرههايي كه لباس شريعت را بيعمامه بر تن كردهاند و خود را نهتنها منادي دين و ديانت، بلكه وامدار رهبر فقيد انقلاب ميپندارند. اين ناملايمتيها در حق مرجع تقليدي روا شده است كه نه در انبان نامهها و دستخطهاي «امام امت» سخن تندي عليه او است و نه در شاگردي او در نزد آيتاللهالعظمي روحالله خميني ترديدي. بلكه حتي استاد، شاگردش – آيتالله يوسف صانعي- را «فرزند» نام مينهد و دستپرورده خود: «من آقاي صانعي را مثل يك فرزند بزرگ كردهام. آقاي صانعي وقتي كه سالهاي طولاني در مباحثاتي كه ...
ادامه ي نوشته ...
صاحب خطبههاي آتشين
شيخ محمد يزدي 76 ساله رئيس جامعه مدرسين شد؛ تشكيلاتي كه اكنون اگرچه پايي در سياست دارد، اما در اطراف و اكناف حوزه، سيطرهاي دوچندان يافته است. مرزهاي حوزوي بدون اراده صاحبان اين تشكل ترسيم نميشود و سياستهاي كلان حوزه بدون اشاره آنان پا نميگيرد؛ چراكه شوراي عالي حوزه از اعضاي ارشد جامعه مدرسين شكل گرفته و اعضاي آن هر كدام در مدرس و درگاه حوزويان مريداني دارند و رواديد تحصيل و تدريس در حوزه بدون مهر اين محفل انس دهها روحاني ارشد نافذ نيست. اكنون اين كانون توجهات تمام و كمال به دست صاحبنامي رسيده است كه توصيف اوصاف او شهره عام و خاص است و خطابههاي آتشين او از سالهاي دور به ياد و خاطر ميآيد.
ادامه ي نوشته ...
گفتوگو با مدير مركز فلكي- نجومي دفتر آيتالله سيستاني
علم نجوم كه سالها در گرد حوزويان جايي نداشت و نامش از صفحات برنامههاي درسي طلبهها پاك شده بود، بار ديگر به ميان آنان آمده است. اختلاف بر سر آغاز ماه قمري كه يك روز جابهجايي آن با حرمت و وجوب روزه مقارن است، حوزويان و علماي اين دير را بر آن داشته است كه گعدههاي خود را به رنگ و لعاب نجوم مزين سازند و اختلاف و ترديد در اعلام روز اول ماه رمضان و عيد فطر را بكاهند. اين بهانهاي بود تا مركزي وابسته به دفتر آيتالله سيستاني در قم برپا شود: «مركز مطالعات و پژوهشهاي فلكي- نجومي»؛ دفتري كوچك كه در مقابل آن موسسه بزرگ آموزشي- پژوهشي امام خميني وابسته به آيتالله مصباحيزدي ....
ادامه ي نوشته ...
بررسي تحولات نظام آموزشي حوزههاي علميه
امروز نظامي كنفدراسيوني در حوزه در حال رشد است
استاد روي تشك، كنار ديوار يا ستون مينشيند و شاگردان هم مقابل او حلقه ميزنند. اگر تعداد شاگردان زياد باشد، براي آنكه استاد همه را ببيند و صدايش هم به گوش همه شاگردان برسد، روي صندلي يا منبري مينشيند و تدريس ميكند1.اين نمايي از شمايل نظام درسي در حوزههاي علميه از گذشتههاي دور در ذهن عموم جامعه است. اما اين نظام آموزشي اگرچه در ظاهر بسيار ساده و بدون پيچيدگيهاي نظام آموزشي ساير نهادهاي دنياي جديد به نظر ميرسد، ولي در گذر زمان با توجه به قدمت هزارساله خود دچار تحولاتي بنيادين از منظرهاي گوناگون شده است. روزي در بافت ...
ادامه ي نوشته ...
گزارشي از زندگي حبيبالله عسگراولادي مسلمان
فريد مدرسي
جوانترهاي حزب موتلفه به در خانه پدر حزب رسيدند و دقالباب كردند تا «روز پدر» را هم از دريچه حذبي ببينند و به «حبيبالله عسگراولادي مسلمان» تبريك بگويند، اما او گفت: «من خود را پدر موتلفه نميدانم، من فرزند پير موتلفه هستم.»
جلسه عيد ديدني آنان با اين سخن عسگراولادي پايان نيافت؛ چرا كه ميهمانان همچنان به نقش پدرانه او باور داشتند و آمده بودند تا نقال مجلس شادماني آنان خاطراتش را برايشان بازگو كند. اولين زنگ سوالات، پرسشي بود كه بارها سايتها و رسانههاي غيرخودي آن طرف آب مطرح ميكردند. آنان ميگفتند: « عسگراولادي از آن رو پسوند مسلمان بر نام خانوادگياش افزوده شده كه او در خانوادهاي يهودي به دنيا آمده است و پس از اسلام .....
ادامه ي نوشته ...
موتلفه حزبي پررمز و راز از منظر آناني است كه در بيرون از گود هستند. هرازچندگاهي هر كس لايههايي از حزب را كشف ميكند و آن را به نام خود ميزند تا «كاشف الموتلفه» نام گيرد. اما آناني كه آب موتلفه را بر تن خود زدهاند، رمزورازي در خود نميبينند؛ بلكه ديگران را در هالهاي از اوهام فرو ميبرند و اينگونه به آنها مينگرند. به هر حال در مورد موتلفه در آغاز حركت تا زمان زنداني شدن آنان حرفها زده شده و كتابهايي نگاشته شده است. از ديگرسو فعاليت دوباره آنان در پايان دهه 60 نيز ....
ادامه ي نوشته ...
با نگاهي به تاريخ تمدن اسلامي به طور اجمالي ميتوان دريافت كه در ميان دانشهاي اسلامي فقه همواره صدرنشين بوده است و چنان كه عابد الجابري به درستي بيان كرده است، تمدن اسلامي بيشتر تمدن فقهي بوده است.(1) صدرنشيني فقه در ميان دانشهاي عملي بيشتر به نصمداري تفكر اسلامي بازميگردد. افزون بر اين شرايط خاص تاريخي شكلگيري تمدن اسلامي به گونهاي بود كه دانشهاي عقلي به ويژه در حوزه عملي چندان مجال بسط نيافت....
ادامه ي نوشته ...
«من خيلي بچه سال بودم و كوچك بودم. با يك قبا و عرقچين كه بر سر داشتم، وارد مدرسه نواب مشهد شدم. يكي از آقايان روحاني متنفذ آن روز، دستي روي سر من كشيد و گفت: آقاپسر، طلبهاي؟ گفتم: بله آقا. او چندين مرتبه به من گفت: احسنت، آفرين، درس بخوان تا يكي از خدمتگزاران دين شوي و همين تشويق و ترغيب و نظاير آن برخوردها بود كه مرا در نوكري به دين علاقهمند و راسخ و ثابتقدم نگاه داشت.» اين خاطرات «شيخ احمد كافي» از زمان ورود به مدرسه علميه در سن 12 سالگي است. شيخ احمد از منبريهاي معروف شد كه روزانه گاهي 10 بار منبر ميرفت. اين جايگاه كافي و نفوذ كلام او در ميان عوام و توده مردم از آغاز كودكي در رفتار و كردارش مستتر بود......
ادامه ي نوشته ...
«علي اكبر فيض» معروف به «علي مشكيني اردبيلي» در 86 سال زندگي خود پيچ و تابهاي سياست را در نورديده است. او در كش و قوسهاي حوادث پيش و پس از انقلاب هرازگاهي با برخي سياسيون همراه شده و در اندك زماني پس از آن در مقابل آنان ايستاده است. اما آنچه در كلام و عمل او هويداست دفاع از «حكومت اسلامي» آن هم از نوع «مردمي» آن است. همان نگاهي كه يك روز «محمد يزدي» عضو ديگر جامعه مدرسين و قائممقام او در برابرش ايستاد و در جلسه علني مجلس خبرگان اعتراض كرد. به هر حال مشكيني جوان، ميانسال و مسن سه مشكيني را به تصوير ميكشد؛ مشكيني جوان، انقلابي و معتدل است و در ميان حوزويان به آثار دگرانديشانه سمپاتي دارد و بر كتاب «شهيد جاويد» تقريظ مينويسد. مشكيني ....
ادامه ي نوشته ...
نقش نواب در مراودات كاشاني با بروجردي

موقعي كه اين مجتهدان كه فعلا مرجع تقليد واقع شدهاند، محصل بودند، من رساله داشتم و در عراق عرب چقدر اشخاص به من مراجعه و درخواست كردند رساله خود را بدهم به چاپ و مردم از من تقليد نمايند و من حاضر نشدم و گفتم من نميخواهم كه مرجع تقليد بشوم، فعلا آنهايي كه لياقت شاگردي مرا ندارند، زيادتر از من مورد اطمينان بعضي خرمقدسهاي بازاري هستند.»اين گفته «سيدابوالقاسم كاشاني» ...
ادامه ي نوشته ...
سياستمداران پا را از حوزه بيرون بكشند - فريد مدرسي
ادامه ي نوشته ...
مروري بر زندگي آيتالله مهدي حائري يزدي
هم سن و سال «حوزه علميه قم» بود. پدرش مرجع تقليدي بود كه به قم آمد و بنيانگذار حوزه علميه شد. قدرت «عبدالكريم حائري يزدي» پدر «مهدي حائري يزدي» به گونهاي بود كه «رضاخان ميرپنج» به خانه او در قم آمد تا پايگاه قدرتش مستحكم شود. مهدي حائري اينگونه روايت ميكند:«رضاخان به قم ميآيد. داستانش را مثل اينكه ملكالشعراي بهار در آن...
ادامه ي نوشته ...
